خاندان و یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم

فهرست کتاب

حدیث «دوازده امام» بر ائمه‎ی شیعه منطبق نیست [۷۳]

حدیث «دوازده امام» بر ائمه‎ی شیعه منطبق نیست [۷۳]

آن‏چه درباره عدد دوازده امام از پیامبر جروایت شده، حدیثی است که در صحیحین به نقل از جابر بن سمره سروایت شده که ‏گوید: همراه با پدرم بر پیامبر جوارد شدم و شنیدم که آن حضرت جفرمود: «لا يزال أمر الناس ماضيًا و لهم اثنا عشر رجلاً». «همواره امور این مردم سپری خواهد شد تا این که دوازده مرد داشته باشند». سپس پیامبر جسخنی را گفت که بر من پنهان ماند و من از پدرم پرسیدم که پیامبر جچه چیزی را گفت؟ گفت: فرمود: «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ» [۷۴]. «همه‌ی آنها از قریشند». در روایتی دیگر آمده است: «لاَ يَزَالُ هَذَا الأَمْرُ عَزِيزًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِيفَةً» [۷۵]. «این امر خلافت تا دوازده خلیفه همچنان استوار و عزیز خواهد بود». این‏ دوازده امام یا دوازده خلیفه همان‏هایی هستند که اسم‏شان در تورات آمده است؛ آنجا که خداوند در مژده‎ی خود به اسماعیل ÷می‏فرماید: «وسيلد اثنی عشر عظیماً» «و دوازده انسان بزرگوار را متولد خواهد کرد».

نمی‏تواند منظور از این جمله، این دوازده نفرباشد چون او می‏فرماید: «لاَ يَزَالُ الإِسْلاَمُ عَزِيزًا» [۷۶]و «لاَ يَزَالُ هَذَا الأَمْرُ عَزِيزًا». و «لاَ يَزَالُ أَمْرُ النَّاسِ مَاضِيًا». این دلالت می‏کند که امورات مردم در زمان ولایت آنان برپا بوده است نه زمانی که ولایت آنان سپری شده باشد. به اعتقاد شیعیان دوازده امامی امور امت در زمان هیچ یک از این دوازده نفر برقرار نبوده است بلکه امور این امت همواره در فساد بوده است، چون ظالمان و تجاوزگران و بلکه منافقان و کافران بر امت اسلام حکومت می‏کردند و اهل حق از یهود ضعیف تر بودند.

پس هرکس گمان برد که این دوازده نفر همان کسانی‎اند که رافضی‏ها معتقد به امامتشان هستند، او سخت در جهل و اشتباه است؛ چون در میان این‏ها کسی جز علی بن ابی‏طالب سشمشیر به دست نگرفته است. با این حال او نیز در زمان خلافتش نه به سرزمین‌های کافران تازید، و نه شهری را فتح نمود، و نه کافری را کُشت. بلکه در آن دوران مسلمانان سرگرم جنگ با یکدیگر بودند تا جایی که کفار مشرک و اهل کتاب در شرق و شام در مورد آنان به طمع افتادند.

همچنین شیعه با او راست نیفتادند، و وقتی با او نمی‌ساختند و راه نمی‌آمدند، به طریق اولی با دیگران نمی‌سازند و راه نمی‌افتند.

اما سایر امامان به غیر از حضرت علی سهیچ کدام شمشیر به دست نگرفته‏اند مخصوصاً امام منتظر، بلکه او در نظر هر کس که معتقد به امامت اوست یا انسانی ترسو و ناتوان است و یا فراری و گریزان است، و در هیچ مسأله‏ای برای کسی فتوایی نداده و در هیچ قضیه‏ای حکمی صادر ننموده، و وجودی از او مورد شناخت نیست پس چه سود و فایده‏ای در دین و دنیا از چنین فردی حاصل می‏شود، چه برسد به این که اسلام به واسطه‎ی او عزیز و استوار گردد؟!.

از امامت مهدی منتظر هیچ فایده‏ای جز اعتقادات فاسد، خواسته‏های دروغین و فتنه‏های مختلف میان امت اسلامی به دست نمی‏آید.

همچنین اسلام در اعتقاد امامیه همان است که آنان بر آن هستند در حالی که آنان خوارترین فرقه‏های امت‌اند، و در میان اهل هوی و بدعت گذاران رافضی‏ها خوارترین هستند و کسی همچون آنان سخن اسلام را کتمان نمی‏کند، و کسی بیشتر از آنان اهل نفاق نیست و آنان به زعم خود شیعه‎ی اثناعشری هستند.

همچنین به اعتقاد شیعیان ولایت امام منتظر تا آخر زمان دائمی است، و در این صورت به اعتقادشان زمانی باقی نمی‏ماند که خالی از این دوازده نفر باشد.

وقتی چنین است، زمان به دو نوع باقی نمی‌ماند: نوعی که در آن امور امت برپا می‌گردد و نوعی دیگر امور امت برقرار نمی‏گردد، و بلکه او در همه‎ی زمان‏ها قائم و برپاست، و این خلاف حدیث صحیح است [۷۷].

[۷۳] گفته می‏شود که این روایت بر خلافت حضرت ابوبکر و حضرت عمر و حضرت عثمان و حضرت علی و معاویه شو یزید و عبدالملک و فرزندان او که در میان آنان عمر بن عبدالعزیزس است منطبق است. [۷۴] مسلم آن را به شماره (۱۸۲۱) روایت کرده است. بخاری ک(۹۳) ب(۵۱) با لفظ «یکون اثناعشریه أمیراً...» تا آخر حدیث. [۷۵] صحیح مسلم شماره (۱۸۲۱). [۷۶] «لاَ يَزَالُ الإِسْلاَمُ عَزِيزًا» (۱۸۲۱) صحیح مسلم. و «لاَ يَزَالُ هَذَا الدِّينُ عَزِيزًا مَنِيعًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِيفَةً... كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ». [۷۷] ج(۴) ص(۲۱۳،۲۰۷) ج(۳) ص(۱۱۷) ج(۱) ص(۱۹۵،۲۱۱).