سوم این که بر کیفیت دعوت آگاهی داشته باشد:
این امری است که بعضی از دعوتگران فاقد آن هستند، دعوتگری را میبینی که احساسات و شور و هیجان او چنان زیاد است که نمیتواند خود را کنترل کند از آنچه که میخواهد انجام دهد. بنابراین، بدون حکمت به راه خدا دعوت میدهد در صورتی که خداوند متعال فرموده است: ﴿ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾[النحل: ۱۲۵] یعنی: «(ای پیغمبر!) مردمان را با سخنان استوار و به جا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فرا خوان، و با ایشان به شویۀ هرچه نیکوتر و بهتر گفتگو کن»؛ اما این دعوتگر پاک که خداوند قلبش را سرشار از احساسات و جوش و خروج دینی نموده نمیتواند خودش را کنترل کند، و وقتی منکر را مشاهده میکند چنان برآن حملهور میشود که پرنده بر گوشت چگونه هجوم میبرد، و این دعوتگر به عواقب کار نمیاندیشد و فکر نمیکند که نه تنها نسبت به او بلکه برای او و دیگر دعوتگران به راه حق این کار عواقب و خیمی ممکن است داشته باشد، زیرا حق دشمنانی دارد و خداوند متعال فرموده است: ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾[الفرقان: ۳۱] یعنی: «اینگونه برای هر پیغمبری گروهی از بزهکاران را دشمن ساختهایم».
پس دعوت هر پیامبری دشمنانی از مجرمین خواهد داشت. بنابراین، دعوتگر قبل از این که حرکت کند لازم است به نتیجههای کار بیاندیشد و امور را مقایسه نماید، زیرا ممکن است در لحظۀ مشاهدۀ منکر با کاری که انجام میدهد آتش شور و احساسات خود را فرو نشانده و خاموش کند، اما اگر با آرامی و حکمت پیش برود به زودی در آیندۀ نزدیک آتش غیرت دینی او و دیگران خاموش خواهد شد و ممکن است خیلی هم زود در آیندهای نه چندان دور موفق شوند.
بنابراین، برادران دعوتگرم را به استفاده از حکم و آرامی تشویق و برانگیخته میکنم و آنها میدانند که خداوند متعال فرموده است: ﴿يُؤۡتِي ٱلۡحِكۡمَةَ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗا﴾[البقرة: ۲۶۹] یعنی: «حکمت را به هرکس که بخواهد و شایسته ببیند میدهد، و به هرکس حکمت داده شود، بیگمان خیر فراوانی بدو داده شده است».
و نیز میدانند که خداوند فرموده است: ﴿ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾[النحل: ۱۲۵] یعنی: «(ای پیغمبر!) مردمان را با سخنان استوار و به جا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فرا خوان، و با ایشان به شیوۀ هرچه نیکوتر و بهتر گفتگو کن».
و نیز مثالهای زیادی در این مورد از رهنمودهای پیامبر ج معلم خوبیها و برترین و اندیشمندترین دعوتگر را میتوان ذکر کرد.
و وقتی که ما با الهام از رهنمودهای شریعت میگوییم که دعوتگر باید علم صحیح و استوار براساس کتاب و سنت پیامبر ج را توشه راه خویش بگرداند عقل سالم و بدور از آلایش شهوات و شبهات نیز ما را به صراحت به همین امر هدایت میکند، چون چگونه میتوانی به راه خدای عزوجل دعوت دهی در حالی که تو راهی را که به خدا میرساند نمیشناسی و شریعت الهی را نمیدانی، پس چگونه تو با این وضعیت میتوانی دعوتگر باشی؟!
اگر انسان علم نداشته باشد، بهتر این است که نخست علم بیاموزد و پس از آن مردم را دعوت بدهد، شاید کسی بگوید: آیا گفتۀ شما با سخن پیامبر ج که فرمود: «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً» «از من به مردم تبلیغ کنید، اگر یک آیه هم باشد» پس لازم است آنچه ما تبلیغ میکنیم و به مردم میرسانیم از پیامبر ج صادر شده باشد، بلکه ما میگوییم: دعوتگر نیازمند علم و دانش است هدف این نیست که ما بگوییم: حتماً باید مرحلۀ بزرگی در علم و دانش طی کرده باشد، بلکه ما میگوییم: دعوت ندهد به جز به آنچه که میداند و در مورد آنچه که نمیداند سخن نگوید.