تضادی میان این دو حدیث وجود ندارد
{۴۲} وجه تعارض این دو حدیث چیست، یکی این که پیامبر ج به عایشه گفت: «خداوند مهربان است، و نرمرفتاری را دوست دارد، و در برابر رفتار نرم چیزهایی را میبخشد که در برابر خشونت و دیگر کارها نمیبخشد» و این که پیامبر ج فرموده است: «هرکسی از شما منکری را دید آن را با دستش تغییر بدهد، اگر نتوانست با زبانش......»؟
* تضادی میان این دو حدیث وجود ندارد، چون گفتۀ پیامبر ج که فرموده: آن را با دست تغییر بدهد، معنایش این است که اگر نتوانست منکر را با چیزی دیگر تغییر دهد، آن را با دست تغییر دهد، سپس اگر ممکن باشد که منکر را به وسیلۀ انجامدهندۀ آن تغییر دهد، از همان راه استفاده کند، اینگونه که به طور مثال فردی در دستش وسیلۀ لهوی باشد که با آن خودش را سرگرم میکند، و دعوتگر به او میگوید: این چیز حرام است، و باید آن را بشکنی، سپس اگر فرد دعوت داده شده خودش آن را بشکند، بهتر است، زیرا ممکن است به علت قانعشدن به نادرستی کار و یا از ترس الهی آن را بشکند، مهم این است که اگر خودش مستقیم اقدام به شکستن آن نماید، بهتر از این است که تو جلو بروی و آن را بشکنی و اگر ممکن نباشد، میتوانی خودت آن را بشکنی و اگر توانایی شکستن آن را نداری، پس با زبانت برای تغییر منکر اقدام کن و اگر با زبان هم نتوانستی در قلب خود آن را انکار کرده و زشت بدان.
بنابراین، بر طلاب لازم است که هرگاه کسی سخن باطلی گفت، یا نوشت، باید قبل از این که او را رد کنند، یا پاسخ دهند با نویسنده یا گوینده ارتباط برقرار نمایند، شاید نویسنده یا گوینده از سخنش برگردد، و بر او لازم است هرگاه دانست که او بر اشتباه بود، اشتباه خود را برای مردم بیان دارد، قبل از این که کسی برای پاسخگفتن به او با نوشتاری یا سخنی اقدام نماید، زیرا کتابنوشتن علیه یکدیگر باعث ضعیفشدن اهل علم خواهد بود، چون هرگاه مردم ببینند که طلاب و علماء در رد یکدیگر مطالبی مینگارند، جبهه علماء پیش آنها ضعیف می شود، خواه این کار از طرف منتقد و ردکننده باشد، یا از طرف کسی که رد شده باشد، در ضمن این که این کار اذهان مردم را مشوش مینماید، زیرا مردم نمیدانند که حق با چه کسی است، اما اگر انسان پیش این گوینده که به نظر او مرتکب اشتباه است، و دلیل اشتباه او را بیان کند و با او مناقشه نماید، زیرا ممکن است فرد مخالف دارای دلایل محکمتری باشد و در موضوع با یکدیگر مناقشه کنند، به گمان من کسی که میخواهد شریعت الهی حاکم شود به حق باز خواهد گشت، یا حد اقل میگوید: من به این دلیل چنین میگویم، اگر تو دلیل بهتری میدانی، اشکالی ندارد که آن را بیان کنی، بلکه باید آن را بیان کنی، اگر به نظر تو حق برخلاف آنچه که من میگویم هست.
با وجود این به نظر من راه سالم این است که نباید اشتباه دیگران را برای مردم مطرح کرد، و سپس آنها را مورد انتقاد قرار داد، و رد نمود، بلکه فقط خودش حق را بیان دارد، بدون این که به او اشاره نماید، و اینطور بگوید: اگر فردی چنین بگوید، یا سخنش چنین است، تا مردم حق را بدانند و دشمنی و کینهورزی در میان مردم بوجود نیاید، مگر این که فرد مخالف اهل بدعت باشد، در این صورت واجب است که اشتباه او بیان شود و شخص او نام برده شود، تا مردم فریب او را نخورند، اما مسایل اجتهادی که شریعت گنجایش آن را دارد، و آن را گسترده نهاده است، بهتر این است که در آن شیوۀ حکمت و جمع قلوب را تا حد امکان به کار برد.