موضع خاورشناس «ولیم مویر» در برابر حادثهی افک
ولیم مویر در کتاب «لائف آف محمد» در بیان واقعه افک مرتکب اشتباهات تاریخی و ادبی عجیب و غریبی شده است، اشتباهاتی که این کتاب توانایی بازگویی همهی اشتباهات تاریخی و ادبی او را ندارد، لذا با ذکر یک اشتباه تاریخی و ادبی او به عنوان مثال کفایت میکنیم.
میگوید: وقتی آن لشکر برگشت که برای جنگ با بنی مصطلق فرستاده شده بود، کجاوه عایشه جلوی آنحضرت متصل با مسجد پیش آنحضرت گذاشته شد، اما وقتی آن را باز کرد، خالی بود. بعد از اندی صفوان که یک مهاجر بود، پیدا شد در حالی که عایشه سوار بر شترش بود و صفوان در جلو حرکت میکرد.
سپس میگوید: اگر چه صفوان جهت رسیدن به کاروان خیلی تند حرکت میکرد، اما باز به لشکر نرسید، بعد از اینکه مردم خیمهها را نصب کردند، عایشه به همراه صفوان و در ملأ عام وارد شهر شد.
هرکدام از این دو گفتار بر خلاف تمام کتابهای حدیث و سیرت میباشند، هدف مویر از این ترسیم این است که صورت حال را بیشتر بد جلوه بدهد و از این طریق راهی برای ضربه رساندن به پیکر اسلام بیابد، در صورتیکه به اتفاق همه ثابت است که صفوان چند ساعت بعد و هنگام ظهر به لشکر رسیده بود و اصلاً قصه مدینه در میان نیست.
به این مسأله توجه فرمایید: مردم حسان را بد میگفتند و او را مورد تعرض قرار میدادند، اما حضرت عایشه لنه تنها با زبان خودش او را بد نمیگفت بلکه مردم را از این کار باز میداشت.
هشام به نقل از پدرش میگوید: پیش عایشه رفتم، به حسان ناسزا گفتم. عایشه گفت: به حسان ناسزا نگو، چون او (باشعر) از پیامبر صدفاع میکرد [۲۸۰].
اینک عایشه در مورد سبب جلوگیری از ناسزاگویی در حق حسان بن ثابت سسخن رانده و در حدیث ذیل چنین آمده:
مسروق گوید: حسان بن ثابت پیش عایشه رفت و چنین سرود:
حصانٌ رزانٌ ما تُزَنُّ بریبةٍ
وتُصبِح غرثَی من لحوم الغوافل
«عفیفه و پاکدامن و با وقار است و به هیچ تهمتی متهم نمیشود، و از خوردن گوشت بیگناهان اجتناب و پرهیز میکند».
حضرت عایشه وقتی این شعر را شنید گفت: این درست است، اما تو اینطور نیستی. (به این مسأله اشاره کرد که او در قضیه تهمت شریک بوده است).
مسروق گوید: به عایشه گفتم: چرا به حسان اجازه میدهید که به نزد شما بیاید در حالی که خداوند ﻷمیفرماید: ﴿وَٱلَّذِي تَوَلَّىٰ كِبۡرَهُۥ مِنۡهُمۡ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾عایشه گفت: چه عذابی از کوری بدتر و بزرگتر است (که حسان به آن دچار شده است)، عایشه به مسروق گفت: حسان با شعر از پیامبر صدفاع میکرد و به هجوی مشرکین جواب میداد [۲۸۱].
اما تاریخ نویس ولیم مویر بعد از هزار و سیصد سال در خصوص جلوگیری عایشه از ناسزاگویی در حق حسان نکتهایی دیگر به نظرش آمده و میگوید:
«حسان با تخیل شاعرانهاش یک نظم بسیار مهم نوشت که در آن عفت، زیبایی، عقلمندی و بدن زیبا و لاغر عایشه را تعریف کرده بود، با این تعاریف پر از مجامله و چاپلوسی، میانه عایشه و شاعر با همدیگر خوب شد».
کاش این خاورشناس به ما میگفت که در کدام فقره از شعر حسان راجع به زیبایی عایشه و عقلمندی او و بدن لاغر و زیبایش ذکر شده است و شاید این محقق نمیداند که وقتی حسان آن شعر را پیش حضرت عایشه گفته چشمانش را از دست داده و کور گشته بود و عایشه نیز در آن وقت ۴۰ ساله بوده و جسم او آن وقت لاغر نبوده است، زیرا چنانچه قبلا بیان داشتیم، عایشه در سن پانزده سالگی چاق شده بود [۲۸۲].
آنچه از هر چیزی بیشتر جای شگفتو تعجب میباشد این است که گفته:
این نظم (شعر) جسم رعنا و لاغر عایشه را مورد تمجید قرار داده است، اما عایشه لاغر اندامی را هجو کرده و از آن رنجیده بود. وقتی حسان به این مصرع رسید که اشاره به لاغری عایشه شده است؛ عایشه برای مدتی او را نگه داشت و فربهی و چاقی خود شاعر را مورد مذمت قرار داد.
ما در تمام مدارک و کتابها و روزنامههای اسلامی تحقیق کردیم، اما چنین طرز اخلاق و رفتاری را برای عایشه ندیدیم.
و در پایان به این نتیجه رسیدم که طبق روش ولیم مویر به جستجوی این موضوع بپردازم که با استفاده از آن فهمیدم که تصویر مقصر نیست، بلکه مشکل از ذهن بزرگترین عربیدان اروپا میباشد.
اصل واقعه این است که او در تفسیر مصرع دوم شعر حضرت حسان با اشتباه مواجه شده، آنجا که شاعر گفته: «وتصبح غرثی عن الحوم الغوافل» حضرت عایشه با شنیدن این شعر فرمود: اما شما اینطور نیستید.
در محاوره عربی گوشت کسی را خوردن یعنی غیبت او را کردن و ذکر کسی به طوری که برای او ناخوشایند باشد، هدف حسان از آن شعر این بود که عایشه کسی را غیبت نمیکند و متعرض کسی نمیشود، لذا حضرت عایشه لاشارهوار گفت: اما تو اینطور نیستی. یعنی تو غیبت میکنی و پشت سر به بیان بدی مردم پرداختهاید. این سخن عایشه اشارهای بود به شرکت حسان در واقعهی افک. منظور از آن این نبود که عایشه فردی لاغر است، اما حسان پولادین و چاق میباشد. بدون شک تماشای اینگونه نتیجهگیریهای جاهلانه به جز در عجائبزار اروپا در هیچ جای دیگری به نظر نمیآید.
در آخر ما از او همین قدر ممنون هستیم که او نیز بطلان خود تهمت و دروغ بودن آنرا آنکار نمیکند.
می نویسد: «اول و آخر زندگی او (حضرت عایشه ل) به ما میگوید که او کاملاً از این جرم بری بوده است» [۲۸۳].
[۲۸۰] صحیح بخاری- کتاب المغازی ش ۴۱۴۵، کتاب الادب ش ۶۱۵۰ و کتاب المناقب ش۳۵۳۱ و صحیح مسلم – کتاب فضائل الصحابة ش۲۴۸۷. [۲۸۱] صحیح بخاری- کتاب المغازی ش ۴۱۴۶ و صحیح مسلم – کتاب فضائل الصحابة ش۲۴۸۸. [۲۸۲] و دلیل برای ادعای فوق همان روایتی است که ابوداود از عایشه نقل کرده که او در یکی از سفرها همراه پیامبر صبوده است، میگوید: با پیامبر صمسابقه کردم که از او جلو افتادم، اما وقتی چاق شدم و با هم مسابقه کردیم از از من جلو افتاد و گفت: این بُرد در برابر آن باخت. [۲۸۳] The life mohammad (S.A.W) by, sir wiliam mour.