ریشههای فکری و اعتقادی:
- این مفکوره پیش از داروین نیز دانسته شده بود، دانشمندان به این پی برده بودند که انواع متأخیره در وجود و ظهور نسبت به انواع سابقه مترقیتراند، که از جملۀ دانشمندان مذکور: رای باکنسون و لینو، به شمار میروند.
- آنان گفتهاند: «تطور و ترقی یک طرز مشخص است که در آن برای تمام عالم رحمت وجود دارد» ولی نظریۀ آنها موصوف به صفت لاهوتی بوده، و در میان معاملات احیاء فراموش گردیده است.
- داروین نظریۀ خود را ازعلم دراسة السکان خصوصا از نظریۀ مالتوس تلقین گرفته، و از قانون وی در انتخاب وانتقاء استفاده برده است، قانونی که پیرامون از بین رفتن ضعیف توسط طبیعت بخاطر مصلحت اشیاء قوی، میچرخد.
- از ابحاث جیولوجیکی (لیل) نیز استفاده نموده نظریۀ میخانیکی تطور را درست کرده است.
- این نظریه درجوء واوضاع مناسبی به دینا آمد، زیرا تولدش وقتی بود که پادشاهی کلیسا و دین ازبین رفته بود، یعنی بعد از انقلاب فرانسه وانقلاب صنعتی، درست وقتیکه نفوس آمادۀ پذیرش تفسیر مادی زندگی و نیز آمادۀ قبول هرطرح فکریى که آنان را به الحاد نزدیکتر و از تفسیرات لاهوتی ودینی دور سازد، بودند، برابر بود که آن نظریات درست باشد ویا غلط.