در اینجا کلام فروید را قطع میکنیم و از او میپرسیم:
این احساس ندامت از کجا پیدا شد؟ آنها که حیواناتی طغیانگر بودند و فقط با غرایز حیوانی سر و کار داشتند، پس ازکجا به آنان الهام گردید که کردارشان خطا بوده است؟
ملاحظه میکنید که در اینجا به نخستین احساس پاک بشر برخورد میکنیم که از درون خود انسان جوشید و میان اوبا حیوانات دیگر جدایی افکند.
فروید برای اثبات گفته خویش هیچ دلیلی نیاورده است، با این همه ما فرض میکنیم که سخنش صحیحست، ولی ازآن این نتیجه به نفع ما به دست میآید که در نهاد انسان از همان روزهای نخستین یک حسی وجود داشت که به اومیفهمانید چه کاری باید انجام دهد و چه عملی نباید از او سربزند. این حس برای کردار انسان «ارزشهای» ذاتی تعیینمیکند و با صرفنظر از انگیزههای غریزی، خود اعمال ملاک ارزش و محاسبه واقع میشوند.