اقوال علماء پیرامون تفسیر و توضیح مفهوم استقامت:
علمای تفسیر میگویند: منظور از استقامت در آیات فوق همانا وسطیت و یا میانهروی است که در مابین افراط و تفریط قرار دارد.
پس استقامت بر مبنای تفسیر فوق ضد و یا نقیض طغیان و سرکشی است که معنای تجاوز نمودن از حد وسط را افاده میکند، و همچنان ضد و یا نقیض تفریط و یا تقصیر است که به ترک واجبات و فعل محرمات صدق میکند.
امام ماوردی در تفسیرآیۀ کریمه: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ﴾پنج قول را نقل نموده است که همه مؤید و مفسر یکدیگر میباشند:
۱- «ثم استقاموا علی أن الله ربهم وحده»، یعنی استقامت ورزیدند بر توحید و یکتا پرستی، و این تفسیر از ابوبکر صدیق سو مجاهد روایت شده است.
۲- «استقاموا علی طاعته و اداء فرائضه»، «یعنی استقامت و پایداری ورزیدند بر طاعت الهی و بجای آوردن فرایض و واجبات پروردگار، و این تفسیر از ابن عباس روایت شده است».
۳- «استقاموا علی إخلاص الدين والعمل إلی الـموت»، «یعنی آنانیکه استقامت ورزیدند بر اخلاص و عمل نمودن تا لحظۀ مرگ. و این از ابو العالیه وسدی روایت شده است».
۴- «ثم استقاموا في أفعالهم کما استقاموا فی أقوالهم»، «یعنی همان طوریکه در گفتار ادعای پایداری و استقامت را میکنند در افعال و کردار نیز ثابت و استوار بمانند».
۵- «ثم استقاموا سرا کما استقاموا جهرا»، «یعنی همان طوریکه در حالت جهر و نزد مردم ادعای پیمودن راه راست را مینمایند، در حالت سری و خفیه نیز چنان باشند».
امام ماوردی بعد از ذکر نمودن اقوال و روایات قبلی در تفسیر استقامت یک تفسیر ششم را نیز علاوه کرده میگوید:
۶- مفهوم استقامت بر این نیز صدق میکند که انسان فعل طاعات و ترک معاصی و گناهان را یکسان رعایت نماید؛ زیرا مکلفیت شرعی همان طوریکه فعل طاعات را در بر میگیرد که انسان را به داشتن رغبت و ادار میسازد، همچنان ترک معاصی و گناهان را نیز شامل میشود که انسان را به داشتن ترس و رهبت و ادار میسازد.