گمان او مبنی بر این که لازمه تدوین تواتر است
چیزی که انسان را به شگفت میآورَد، گفتار او در صفحه ۲۱۷ است آنجا که میگوید: «اگر پیامبر و اصحاب به تدوین احادیث توجه میکردند همانگونه که به تدوین قرآن اهتمام ورزیدند احادیث رسول جبه صورت متواتر نقل میشد همانگونه که قرآن متواتراً به ما رسیده است، دیگر حدیث صحیح و حسن و ضعیف و موضوع مفهومی نداشت، چنانکه در زمان پیامبر و صحابه چنین نبود، در نتیجه اختلافات حل میشد و قضیه فیصله پیدا میکرد، و زحمت بحث و تحقیق در مورد صحت و ضعف حدیث و نوشتن کتابهای فراوان در مورد حدیث و علوم آن و جرح و تعدیل و چیزهای دیگر از دوش علماء برداشته میشد، و فقها همنظر میشدند و اختلاف نزاع آنها هم فیصله پیدا میکرد، چون همه احادیث متواتر میشد و و مجتهدین چیزی به نام ظن غالب که درِ اختلافات را گشود و صفوف مسلمانان را شکسته و فرقهها و گروهها و مذاهب را پدید آورده موضوعیت نمیداشت، بگونهای که دو مدرسه اهل حدیث و اهل رأی را به وجود آورده که تا قیام قیامت علیه همدیگر در نزاع به سر میبرند.
بعد از آن احادیث از مهمترین مصادر علمای نحو و رجال و لغت و بلاغه شد.