قاطعیت پیامبر مخالف با محتوای حدیث قرطاس است
ثالثاً: در این داستان آمده که آنچه رسول الله میخواست بنویسد، به حدی اهمیت داشته که اگر نوشته نشود، امتش گمراه خواهند شد.
با این حال نمیدانیم چرا رسول الله از تصمیم خود منصرف گردید و ننوشت تا نتیجتاً امتش گمراه شدند. حال آن که رسول الله همیشه هرگاه تصمیم به امری میگرفت، هرطور شده اقدام و انجام میداد. به هیچوجه از عزم و تصمیم خود منصرف نمیشد و به مخالفت هیچ احدی ترتیب اثر نمیداد.
مگر نه این است که هنگام صلح حدیبیه که در سال ششم هجری بین آن حضرت از یک طرف و سران قریش از طرف دیگر صلح نامه نوشته شد، بعضی از مواد آن ظاهراً مینمود که به نفع قریش و به زیان مسلم مسلمین است. بدین لحاظ بعضی از بزرگان صحابه گرامی از این بابت خیلی دلتنگ شدند و حتی حضرت عمر بن الخطاب این مطلب را حضور آن حضرت عرض کرد تا شاید این مواد را از صلحنامه حذف فرماید، اما آن حضرت به مخالفت هیچ احدی کمترین اعتنایی نفرمود، از تصمیمش برنگشت و صلح نامه را ابقاء همان موادی که ظاهراً زیان بخش ولی در باطن امر به صلاح امت بود، تنفیذ فرمود. بعداً با گذشت مدت زمانی کوتاه برای همه مردم واضح گردید که تصور و پندار آنها اشتباه بود فهمیدند آن موادی که تصور میکردند به زیان امت است، صد در صد به نفع آنها و به زیان قریش میباشد و اتفاقاً خود سران قریش از رسول الله خواستند تا آن مواد را از صلح نامه حذف و ساقط فرموده: یان لم یین بداند.
موارد دیگری نیز در تاریخ اسلام میخوانیم که چون رسول الله تصمیم به امری میگرفت، از تصمیمش بر نمیگشت، گو آن که بعضی از اصحابش که از حقیقت امر بیاطلاع بودند ناراضی بودند، چرا برای آن که رسول الله هیچگاه تصمیم به امری نمیگرفت، مگر این که به صلاح امت باشد، لهذا دیگر روا نبود از آنچه که به صلاح امت میباشد برگردد.
بنابراین چگونه امکان دارد که آن حضرت از تصمیم خود نسبت به نوشتن چیزی که میخواست بنویسد منصرف شود، بدین علت که بعضی از حاضرین مخالفت نمودند و حال آنکه به روایت راوی آنچه میخواست بنویسد به قدری حائز اهمیت بود که اگر نوشته نشود موجب گمراهی و ضلال امتش میگردد؟