عبدالمطلب بن هاشم، جدّ رسول اللّه جو علىس
عبدالمطلب بن هاشم بعد از عمویش، مطلّب، منصب آب رسانى به حجاج با آب زمزم و پذیرایى و اطعام آنان را بر عهده گرفت و همانند نیاکان خود این خدمت را به نحو شایسته انجام مىداد و در این راستا شرف و منزلت و محبوبیت و ابهتى بین قوم خود کسب کرد، که اجداد قبلى او به این شرف دست نیافته بودند [۳۱]. گرچه عبدالمطلب همانند جدش، قصى، ثروتمندترین فرد قبیلهى قریش و یگانه سردار بدون رقیب مکه نبود و در مکه مردانى ثروتمندتر و رهبرانى با نفوذتر از او وجود داشت، اما وجاهت او در میان قومش به سبب داشتن منصب پذیرایى و اطعام حجاج و سرپرستى چاه زمزم بود. بىتردید این وجاهت با بیت اللّه ارتباط داشت [۳۲]. ایمان و اعتقاد عبدالمطلب به جایگاه خانهى کعبه نزد خدا و این که خداوند حامى و محافظ این خانه است و نیز روحیهى عالى سردار قریش و شخصیت قوى او از گفت و گویى که بین او و ابرهه، پادشاه حبشه صورت گرفت، به طور کامل آشکار مىگردد. زمانى که ابرهه به قصد اهانت و از بین بردن جایگاه خانهى کعبه به مکه لشکرکشى کرده بود و سپاهیانش ۲۰۰ شتر عبدالمطلب را به یغما برده بودند، او نزد ابرهه رفت و اجازهى ملاقات خواست. ابرهه از هیبت عبدالمطلب متأثر شد و به احترام او از تخت پایین آمد و او را در کنار خود نشاند و پرسید خواستهات چیست؟ عبدالمطلب گفت:
آمدهام تا دوصد شترم را که تصاحب کردهاند به من بازگردانند. وقتى پادشاه حبشه این سخنان را از عبدالمطلب شنید با چشم حقارت به او نگاه کرد و گفت: آیا دربارهى دویست شتر خود با من سخن مىگویى، ولى در مورد خانهاى که پایگاه دین تو و نیاکان توست و اینک من مىخواهم آن را منهدم کنم، سخنى بر زبان نمىآورى؟!
عبدالمطلب در پاسخ گفت: من صاحب این شترها هستم و کعبه نیز صاحبى دارد که از آن محافظت خواهد نمود. ابرهه گفت: هیچ قدرتى نمىتواند مرا از تخریب کعبه باز دارد. عبدالمطلب گفت: اینک این تو و آن کعبه [۳۳]. عبدالمطلب فرزندان خود را به ترک ظلم و ستم توصیه کرده و از کارهاى پست و اعمال ننگآور منع مىنمود و به اخلاق پسندیده تشویق مىکرد [۳۴]. وى در حالى که سنش از هشتاد سال گذشته بود، تقریبا در سال ۵۷۸ میلادى از دنیا رفت. در آن هنگام پیامبر جهشت ساله بود [۳۵]. مورخان گفتهاند که به مناسبت وفات عبدالمطلب بازار مکه تا چند روز تعطیل شد [۳۶].
[۳۱] ابن هشام، السيرة النبويه، ج ۱، ص ۱۴۲، چاپ مصر. [۳۲] رک: جواد؛ على، المفصل فى تاريخ العرب قبل الإسلام، ج ۴، ص ۷۸، بیروت، چاپ اول، ۱۹۶۸ م. [۳۳] سیرهى نبوى، اثر همین مؤلّف. به نقل از سیرهى ابن هشام، ج ۱، صص ۴۹ و ۵۰. عاقبت نیز چنان شد که عبدالمطلب گفته بود. صاحب خانه، خانهاش را محافظت نمود و نقشهى ابرهه و لشکرش ناکام ماند و پرندگانى را بر سر آنها فرستاد که با سنگهاى کوچکى آنها را هدف قرار مىدادند، در نتیجه، آنان را همچون برگ علف نیمخورده متلاشى گردانید. (سورهى فیل) [۳۴] آلوسى؛ سید محمود، بلوغ الأرب فى معرفة أحوال العرب، ج ۱، ص ۳۲۴. [۳۵] جواد، على، المفصل فى تاريخ العرب قبل الإسلام، ج ۴، ص ۷۸. [۳۶] بلاذرى، انساب الأشراف، ج ۱، ص ۸۷، مصر ۱۹۵۹ م.