ترجمه فارسی المرتضى، پژوهشى تاريخى و فراگير پيرامون زندگانى على رضی الله عنه

فهرست کتاب

رحلت رسول خدا ج

رحلت رسول خدا ج

سرانجام سنّت خدایى نسبت به آفریدگان و انبیا، در حقّ رسول خاتم جنیز تحقق یافت؛ راست گفته است خداى بزرگ و برتر:

﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُۚ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡۚ ١٤٤[آل عمران: ۱۴۴].

«و محمد، فقط پیامبر است؛ پیش از او نیز پیامبرانی بوده‌اند که در گذشته‌اند. آیا اگر محمد بمیرد یا کشته شود، به آیین گذشته باز می‌گردید؟.»

رسالت پیامبر جپایان یافت و مأموریت تبلیغ دین و تصویب شریعت و قانون الهى تکمیل شد، خداوند دیدگان پیام‏آورش را با دخول دسته جمعى مردم در دین اسلام روشن گردانید و آثار و علایم گسترش دین در جهان نمایان گشت. رسول خدا جبه وفادارى مردانى که در دامان خویش پرورده و زیر نظر مستقیم خود تربیت نموده بود، اطمینان کامل پیدا کرد و یقین نمود که آنان وفادارى خود به این دین را ثابت خواهند کرد و با بهره‏گیرى از غیرت دینى خویش، اصالت دین را حفظ نموده و تعالیم آن را به اجرا خواهند گذاشت. بدون شک شواهد و آثار این امر به ظهور پیوسته بود. آنگاه خود را براى لقاى خدا آماده کرد. خداوند نیز دیدار او را دوست داشت. پس مسلمانان را سفارش‏ها کرد و بارها در جمع آنان سخن گفت، و اندک دارایى باقى مانده‏ى خویش را که بین پنج، تا نه سکه بود، انفاق نمود و فرمود: «گمان محمّد نسبت به خدایش چه خواهد بود، اگر در حالى او را ملاقات کند که این (مقدار مال) نزد او موجود است»:

«ما ظَنُّ مُحَمَّدٍ بِاللّه‏ِ عَزَّ وَجَلَّ لَوْ لَقِيَهُ وهذا الْمالُ عِنْدَهُ».

لذا به امّ المؤمنین، عایشه‌ی صدیقهلفرمان داد تا آن سکه‏ها را بین نیازمندان مصرف کند [۱۴۷]. بیمارى پیامبر جشدت گرفته بود، در همین حال غسل نمود و خواست برگردد که ناگاه بیهوش شد. وقتى به هوش آمد، پرسید: آیا مردم نماز خواندند؟ گفتند: خیر، یا رسول اللّه‏ جآن‌ها منتظر شما هستند. در آن هنگام مردم در مسجد منتظر آن حضرت براى اقامه‏ى نماز عشا بودند، رسول اللّه‏ جکسى را به دنبال ابوبکر صدیقسفرستاد تا با مردم نماز بخواند. ابوبکر مردى نرم‏دل بود، لذا به عمر فاروق گفت: تو با مردم نماز بخوان! فاروق اعظمسگفت: شما به این کار از من سزاوارتر هستید. بنابراین در طى مدت بیمارى پیامبر ج، ابوبکر صدّیقسبه فرمان آن حضرت نمازهاى جماعت را به جاى ایشان با مردم مى‏خواند.

یک روز که ابوبکر صدیقسبا مردم نماز مى‏خواند [۱۴۸]، پیامبر جآرامشى یافت، لذا به کمک عباس و علىببراى نماز ظهر بیرون آمد. همین که ابوبکرسپیامبر جرا دید، خواست کنار رود؛ اما آن حضرت به او اشاره کرد که در جاى خویش بماند. سپس به آنان دستور داد تا ایشان را کنار ابوبکر بنشانند. پیامبر جنشست و در کنار ابوبکرسنشسته نماز خواند و ابوبکرسایستاده نماز مى‏خواند. ابوبکرسبا نماز پیامبرجنماز مى‏خواند و مردم به ابوبکر صدیق اقتدا کرده بودند [۱۴۹]. علىسمى‏گوید: رسول خدا ج(در آن روزها) نسبت به اداى نماز و پرداخت زکات و خوش رفتارى با زیردستان، سفارش نمود [۱۵۰]. عایشهلمى‏گوید: پیامبر جچشمانش را به طرف آسمان بلند نمود و گفت: «فى الرفیق الأعلىـ به سوى یار برتر» ظرفى پر از آب در کنار حضرت بود که گاه دست خود را در آن فرود مى‏برد و به صورت خویش مى‏مالید و مى‏گفت «لا إله إلا اللَّه‏، مرگ سختى‏ها دارد.» سپس انگشت چپ را بلند کرد و فرمود: «فى الرفيق الأعلى، فى الرفيق الأعلى»تا آنکه روحش پرواز نمود و دستش به طرف ظرف آب مایل شد [۱۵۱]. خبر جانگداز وفات رسول اللّه‏ جهمانند صاعقه‏اى بر اصحاب و یارانش فرود آمد؛ زیرا محبت شدیدى با پیامبر جداشتند و با زندگى در سایه‏ى او عادت کرده بودند؛ همانند زندگى فرزندان در آغوش پدران مهربان، بلکه به مراتب بیش از آن به رسول اللّه‏ جدلبستگى داشتند. طبعا فراق و دورى رسول خدا جبر اهل بیت وى و خاندان هاشمى به ویژه فاطمه‌ی زهرالو على مرتضیسبیش از دیگران گران آمد؛ زیرا قانون فطرت و خویشاوندى نزدیک و اضافه بر آن احساسات لطیف، نیروى عاطفى و شدت محبت چنین اقتضا مى‏کرد؛ امّا آنان این غم جانکاه را با قدرت ایمان و رضا به قضاى خدا که ثمره‏ى تربیت نبوى بود، تحمّل کردند.

تجهیز و تکفین پیکر پاک رسول اللّه‏ جرا اهل بیت وى به عهده گرفتند؛ اما با وجود محبّت و علاقه‏ى شدیدى که با آن حضرت داشتند هیچ یک از آنان بر پیامبر نوحه‏گرى نکرد؛ زیرا ایشان از نوحه‏گرى به شدت منع فرموده بود؛ در واپسین روزهاى زندگى خویش [در مورد پرهیز از عمل یهود و نصارى] فرموده بود:

«لَعْنَةُ اللّه‏ِ عَلَى الْيَهُودِ وَالنَّصارى، إِتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيائِهِمْ مَساجِدَ» [۱۵۲]«نفرین خدا بر یهود و نصارى که قبور پیغمبرانشان را مسجد (محل سجده) قرار دادند.»

پیامبر اسلام جهنگام وفات، شصت و سه سال داشت، آن روز تاریک‏ترین و وحشتناک‏ترین روز براى مسلمانان و سخت‏ترین روز در تاریخ جهان بشریت بود، همان گونه که روز ولادت آن حضرت، با سعادت‏ترین روزى بود که خورشید در آن طلوع کرده است [۱۵۳].

***

[۱۴۷] مسند امام احمد، ج ۶، ص ۴۹. [۱۴۸] مورّخان این روز رآیا روز دوشنبه آخرین روز حیات رسول اللّه‏ جضبط کرده‏اند. مراجعه شود به سیره‏ى ابن هشام، ج ۴، ص ۳۲۲، چاپ بیروت. (مترجم) [۱۴۹] صحیح بخارى، باب مرض النبى جووفاته، در کتاب «شیخین» اثر سید عبدالرحیم خطیب به نقل از کتاب‏هاى حدیث آمده است که پیامبر به ابوبکر اقتدا کرد، ص ۱۸، چاپ اول. (مترجم) [۱۵۰] روایت امام احمد، همچنین ابن کثیر، ج ۴، ص ۴۷۳. [۱۵۱] بخارى، باب مرض النبى ووفاته. [۱۵۲] صحیح بخارى. [۱۵۳] اختصار از «السیرة النبویه» (یا نبى رحمت) با همین قلم، ص ۴۰۷ ـ ۳۹۳.