صحیح بخاری به روایتی دیگر - احادیث شاگردان امام ابوحنيفه و روایات علمای احناف در صحیح بخاری

فهرست کتاب

۱۷- حسین بن علی (بن ولید) جُعفی کوفی/ [۵۰۹] ‍[متوفّای ۲۰۳ ه‍ . ق]

۱۷- حسین بن علی (بن ولید) جُعفی کوفی/ [۵۰۹] ‍[متوفّای ۲۰۳ ه‍ . ق]

علامه ذهبی در کتاب «تذكرة الحفّاظ» [۵۱۰]گوید:

وی، حسین بن علی بن ولید، شیخ الاسلام، ابوعلی جُعفی کوفی می‌باشد. وی، حافظ حدیث، آموزگار قرآن، انسانی زاهد و پارسا، الگو و قدوه و اُسوه و نمونه‌ی علمی، اخلاقی، حکمت و فرزانگی بود؛ او، قرآن را به نزد حمزة الزیّات خواند و از ابوعمرو بن علاء، اعمش، جعفر بن برقان، سفیان و تنی چند از دیگر محدّثان و بزرگان، به سماع حدیث پرداخت.

و از کسانی که از حسین بن علی، به سماع حدیث پرداخته‌اند، می‌توان بدین افراد اشاره کرد:

احمد بن حنبل؛ اسحاق بن راهویه؛ یحیی بن معین؛ ابن فرات؛ عبد بن حُمید؛ عباس دَوری؛ محمد بن عاصم؛ و شماری دیگر از مردمان.

یحیی بن معین و دیگر بزرگان عرصه‌ی روایت و درایت، حسین بن علی را ثقه و مورد اعتماد و مطمئن و قابل اعتبار، معرفی کرده‌اند.

محمد بن رافع گوید: «ذاك راهب اهل الکوفة»؛ «حسین بن علی جعفی، از راهبان (پارسایان و عابدان) اهل کوفه بود» یحیی نیشابوری گوید: «ان بقی من الاَبدال احدٌ، فحسین الجعفی»؛ «اگر چنان‌چه از اَبدال خدا، کسی باقی مانده باشد، پس آن فرد، حسین بن علی جعفی خواهد بود». (اَبدال: جمع بدل و بدیل؛ مردم شریف و صالح و نیکوکار؛ مردان خدا. و در اصطلاح متصوفه: یکی از طبقات اولیاء و خاصّان خدا هستند که زمین، هیچگاه از آنان، خالی نیست؛ اما در میان مردم، شناخته نمی‌شوند. عدّه‌ی آنان را هفت یا هفتاد تن گفته‌اند! و هرگاه یکی از آنان بمیرد، خداوند، دیگری را به جای او برمی انگیزاند).

و احمد عجلی گوید: «كان ثقة؛ لم أر افضل منه ولم أره الا مقعداً؛ وكان جمیلاً لباباً، مات سنة ثلاث ومأتین»؛ «حسین بن علی جعفی، فردی ثقه و مورد اعتماد بود؛ هرگز کسی را برتر و بایسته‌تر و شایسته‌تر و ارزنده‌تر از او ندیده‌ام؛ و پیوسته او را در حال نشسته (و مشغول عبادت و پرستش خدای و راز و نیاز با معبود راستین) دیده‌ام؛ وی، انسانی مهربان و نیکوکار و با محبت و خوش اخلاق و فردی خردمند و دانا و آگاه و فهیم بود. به سال ۲۰۳ ه‍ . ق درگذشت و چهره در نقاب خاک کشید».

علامه ذهبی گوید: در مجموع، حسین بن علی جعفی ۸۴ سال زندگی به سر برد و حیات داشت. رحمت و رضوان خدا بر او باد.

و حافظ ابن حجر عسقلانی نیز در کتاب «تهذیب التهذیب» [۵۱۱]گوید:

احمد بن حنبل گفته است: «ما رأیتُ افضل من حسین وسعید بن عامر»؛ «هرگز، کسی را برتر و بایسته‌تر از حسین [بن علی جعفی] و سعید بن عامر، به خود ندیده‌ام».

و محمد بن عبدالرحمن هروی گوید: «ما رأیتُ اتقن منه»؛ «هرگز فردی را ماهرتر، حاذق‌تر، استادتر، کاردان‌تر، زبردست‌تر و کارآمدتر از حسین بن علی جعفی ندیده‌ام».

یحیی بن معین گفته است: «ثقة»؛ «حسین بن علی جعفی، روایت کننده‌ای قابل اعتماد و مورد وثوق می‌باشد».

و ابن شاهین در کتاب «الثقات» گوید: عثمان بن ابی شیبه در مورد حسین بن علی جعفی چنین گفته است: «بخ بخ! ثقة صدوق»؛ «آفرین به حسین بن علی جعفی؛ به راستی او، فردی مؤثق و قابل اعتماد، درستکار و شریف، صادق و راستگو و مُعتمد و امین بود».

و شایان ذکر است که حسین بن علی جُعفی، از آن دسته از راویانی است که هر شش پیشوای حدیث (بخاری، مسلم، ترمذی، ابوداود، نسایی و ابن ماجه)، به نقل روایت از وی پرداخته‌اند.

و حافظ بن محمد یوسف صالحی دمشقی شافعی نیز در کتاب «عقود الجمان» [۵۱۲]، حسین بن علی جُعفی را در شمار روایت کنندگان از امام اعظم ابوحنیفه/ذکر کرده است.

نگارنده گوید:

حسین بن علی جعفی/، در موارد ذیل (از کتاب «الجامع الصحیح» بخاری)، با یک واسطه، استاد امام محمد بن اسماعیل بخاری/می‌باشد؛ و این موارد، عبارتند از:

* در باب «الاستعاذة من ارذل العمر» [۵۱۳]

«حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، أَخْبَرَنَا الحُسَيْنُ، عَنْ زَائِدَةَ، عَنْ عَبْدِ المَلِكِ، عَنْ مُصْعَبِ بْنِ سَعْدٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: تَعَوَّذُوا بِكَلِمَاتٍ كَانَ النَّبِيُّ جيَتَعَوَّذُ بِهِنَّ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الجُبْنِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ البُخْلِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أُرَدَّ إِلَى أَرْذَلِ العُمُرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ الدُّنْيَا، وَعَذَابِ القَبْرِ»»(ح ۶۳۷۴)

«اسحاق بن ابراهیم، از حسین بن علی جُعفی، از زائدة، از عبدالملک، از مصعب بن سعد، از پدرش، برای ما روایت کرده که وی گفته است: به وسیله‌ی کلماتی به خداوند پناه بجویید که پیامبر خدا جبا آن‌ها، به خدا پناه می‌جست؛ و آن کلمات عبارتند از: «اللهم انّي اعوذ بك من الجُبن، واعوذ بك من البخل، واعوذ بك من ان اُردّ الی ارذل العمر، واعوذ بك من فتنة الدنیا وعذاب القبر»؛ «بار خدایا! از بزدلی، بخل، فرتوت شدنی که باعث ذلّت گردد، فتنه‌ی دنیا و عذاب قبر، به تو پناه می‌برم».

* در باب «اهل العلم والفضل، احقّ بالامامة» [۵۱۴]

«حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ نَصْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا حُسَيْنٌ، عَنْ زَائِدَةَ، عَنْ عَبْدِ المَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى، قَالَ: مَرِضَ النَّبِيُّ ج، فَاشْتَدَّ مَرَضُهُ، فَقَالَ: «مُرُوا أَبَا بَكْرٍ فَلْيُصَلِّ بِالنَّاسِ» قَالَتْ عَائِشَةُ: إِنَّهُ رَجُلٌ رَقِيقٌ، إِذَا قَامَ مَقَامَكَ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يُصَلِّيَ بِالنَّاسِ، قَالَ: «مُرُوا أَبَا بَكْرٍ فَلْيُصَلِّ بِالنَّاسِ» فَعَادَتْ، فَقَالَ: «مُرِي أَبَا بَكْرٍ فَلْيُصَلِّ بِالنَّاسِ، فَإِنَّكُنَّ صَوَاحِبُ يُوسُفَ» فَأَتَاهُ الرَّسُولُ، فَصَلَّى بِالنَّاسِ فِي حَيَاةِ النَّبِيِّ ج»(ح ۶۷۸)

«اسحاق بن نصر، از حسین بن علی جعفی، از زائدة، از عبدالملک بن عُمیر، از ابوبردة، از ابوموسی اشعریسبرای ما روایت کرده که وی گفته است: پیامبر اکرم جبیمار شد؛ و چون بیماری وی شدت یافت، فرمود: «ابوبکر را بگویید تا برای مردم، نماز بگزارد». عایشهلگفت: ابوبکر، مردی دل نازک است و اگر در جایگاه شما قرار گیرد، نمی‌تواند از عهده‌ی گزاردن نماز برای مردم، برآید.

آن حضرت جفرمود: «به ابوبکر بگویید که نماز را برای مردم، امامت کند.» عایشهلدوباره گفته‌اش را تکرار کرد. آن حضرت جفرمود: «شما همان زنانی هستید که یوسف را احاطه کرده بودند؛ به ابوبکر بگویید تا برای مردم، امامت کند». قاصد پیامبر جبه نزد ابوبکرسرفت؛ و فرمان آن حضرت جرا بدو رساند؛ از این رو، ابوبکرسدر حیات پیامبر ج، بر‌ای مردم امامت داد».

* در باب «خلق آدم وذرّیته» [۵۱۵]

«حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ، وَمُوسَى بْنُ حِزَامٍ، قَالاَ: حَدَّثَنَا حُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ، عَنْ زَائِدَةَ، عَنْ مَيْسَرَةَ الأَشْجَعِيِّ، عَنْ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: «اسْتَوْصُوا بِالنِّسَاءِ، فَإِنَّ المَرْأَةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلَعٍ، وَإِنَّ أَعْوَجَ شَيْءٍ فِي الضِّلَعِ أَعْلاَهُ، فَإِنْ ذَهَبْتَ تُقِيمُهُ كَسَرْتَهُ، وَإِنْ تَرَكْتَهُ لَمْ يَزَلْ أَعْوَجَ، فَاسْتَوْصُوا بِالنِّسَاءِ»»(ح ۳۳۳۱)

«ابوکریب و موسی بن حزام، از حسین بن علی جُعفی، از زائدة، از میسرة اشجعی، از ابوحازم، از ابوهریرهسبرای ما روایت کرده که وی گفته است: رسول خدا جفرمودند: «با زنان، به خوبی رفتار کنید و سفارش مرا در مورد آنان، بپذیرید؛ چرا که زن، از پهلو (دنده) آفریده شده است؛ و همانا، کج‌ترین بخش دنده، قسمت بالای آن است؛ از این رو، اگر بخواهی، آن را راست کنی، می‌شکند، و اگر رهایش کنی، همچنان، کج باقی می‌ماند؛ پس حال که چنین است، با زنان، به خوبی رفتار کنید و سفارش مرا در مورد آنان، مدنظر داشته باشید».

* در باب «علامات النبوّة في الاسلام» [۵۱۶].

* در باب «مناقب علی بن ابی طالب، ابی الحسن القرشی الهاشمی» [۵۱۷].

* در باب «الوصاة بالنساء» [۵۱۸].

* در باب «الاستعاذة من ارذل العمر» [۵۱۹].

[۵۰۹] بیوگرافی «حسین بن علی جعفی» را در این منابع دنبال کنید: «رجال صحیح البخاری»، کلاباذی ۱/۱۷۱؛ «الجرح و التعدیل»، رازی ۳/۵۵؛ «کتاب الثقات»، ابن حبان ۸/۱۸۴؛ «سیر اعلام النبلاء»، حافظ ذهبی ۹/۳۹۷؛ «الکاشف»، حافظ ذهبی ۱/۲۳۲؛ «شذرات الذهب»، ابن عماد ۲/۵؛ «تقریب التهذیب»، ابن حجر عسقلانی ۱/۲۱۷؛ «خلاصة تهذیب الکمال»، خزرجی ص ۷۱؛ «تهذیب الکمال»، حافظ مزّی ۴/۵۰۹؛ «الطبقات الحفّاظ»، حافظ سیوطی، ص ۱۵۰؛ «النجوم الزاهرة»، ابن تغری بردی ۲/۱۷۴؛ «الجمع بین رجال الصحیحین»، مقدسی ۱/۸۷ [۵۱۰] «تذکرة الحفّاظ» ۱/۳۴۹ [۵۱۱] «تهذیب التهذیب» ۲/۳۰۸ و ۳۰۹ [۵۱۲] «عقود الجمان»، ص ۱۰۶ [۵۱۳] «الجامع الصحیح»، امام بخاری ۲/۹۴۳ [۵۱۴] همان ۱/۹۳ [۵۱۵] همان ۱/۴۶۹ [۵۱۶] همان ۱/۵۱۲ [۵۱۷] همان ۱/۵۲۵ [۵۱۸] همان ۱/۷۷۹ [۵۱۹] همان ۱/۹۴۳