فقه احناف در پرتو آیات قرآن و احادیث

فهرست کتاب

فصل: [پیرامون فروعاتی که به احکام وضو تعلّق دارند]

فصل: [پیرامون فروعاتی که به احکام وضو تعلّق دارند]

بنا به صحیح‌ترین قولی که بدان فتوا داده شده، شستن ظاهر [سطح بیرونی] ریشِ پرپشت و انبوه، واجب است؛ [و ریش پرپشت و انبوه: به ریشی گفته می‌شود که موهای پرپشت و زیادی داشته باشد به گونه‌ای که موهای آن، پوست صورت را بپوشاند و بیننده، پوست صورت را نبیند.]

و [اگر چنان‌چه ریش، کم‌پشت و خفیف باشد، شستن ظاهر ریش، کفایت نمی‌کند؛ بلکه در این صورت،] رساندن آب به پوست بدن در زیر ریشِ کم‌پشت، واجب می‌باشد. [و معیار و میزان خفیف و کم‌پشت بودن موی صورت، آن است که پوست صورت، از لابه‌لای آن دیده شود.]

و رساندن آب به موهایی از ریش، که از گردی صورت، فروهشته و فروآویخته شده، واجب نیست؛ و همچنین رساندن آب به موهایی که به هنگام روی هم گذاشتن لب‌ها، مخفی و نهان می‌ماند، واجب نیست.

و اگر چنان‌چه انگشتان، به هم پیوسته بودند [به گونه‌ای که آب به خودی خود، در لابه‌لای آن‌ها وارد نمی‌شد]؛ یا ناخن‌ها به حدّی بلند شده بود که سر انگشتان را پوشانیده بود؛ یا در اعضاء و اندامی که شستن آن‌ها در وضو فرض است، چیزی وجود داشت که مانع رسیدن آّب به پوست بدن می‌گردید، همچون خمیر [و غیره]؛ در آن صورت [دور ساختن آن‌ها و] شستن زیر آن واجب است.

و چرکین بودن [اعضاء و اندام‌های وضو]، یا وجود مدفوع کَک‌ها [کیک‌ها] و امثال آن [همچون مدفوع پشه‌ها و مگس‌ها] مانع رسیدن آب به پوست نیست.

و حرکت دادن انگشتر تنگ [به هنگام شستن دست‌ها] واجب است؛ [البته اگر چنان‌چه آب بدون حرکت دادن آن به پوست بدن نمی‌رسید. و از پیامبر ج ثابت شده است که: «کٰانَ النَّبِيُّ ج اِذٰا تَوَضَّأَ حَرَكَ خٰاتَمَهُ» (ابن ماجه و بیهقی)؛ «پیامبر ج هرگاه وضو می‌گرفت، انگشتر خویش را حرکت می‌داد.»]

و اگر چنان‌چه شستن ترکیدگی‌های پا برای شخص، زیان‌آور و طاقت‌فرسا بود، در آن صورت عبور دادن و گذراندن آب بر روی دارویی که بر آن نهاده، جایز است.

و هرگاه موی اعضاء و اندام‌های وضو، تراشیده شود، در آن صورت شستن و مسح دوباره‌ی آن لازم نیست؛ [از این رو، اگر سرش را در وضو، مسح کرد؛ سپس آن را تراشید؛ مسح را دوباره عود نکند]؛ و همچنین [اگر چنان‌چه وضو ساخت و سپس] ناخن‌ها را گرفت یا موی سبیل را کوتاه کرد، شستن آن‌ها را دوباره عود نکند.