باب: پیرامون احکام شهید
از دیدگاه ما [اهل سنّت و جماعت،] «مقتول» [به قتل رسیده؛ کشته شده،] به اجل معین و مشخص خویش میمیرد. [علامه عمر نسفي در «شرح العقايد» گوید: «وَ الْمَقْتُوْلُ مَيِّتٌ بِاَجَلِهِ، وَالْمَوْتُ قٰائِمٌ بِالْمَيِّتِ، مَخْلُوْقٌ لِلّٰهِ تَعٰالٰي لٰا صُنْعَ لِلْعَبْدِ فِيْهِ تَخْلِيْقاً وَّلٰا اِکْتِسٰاباً؛ وَالْاَجَلُ وٰاحِدٌ»؛ «کسی که کشته میشود، به اَجل خود میمیرد و مرگ، قائم و وابسته به میت است و مخلوق خداوند؛ و انسان از نظر ایجاد و اکتساب، نقشی در آن ندارد و اَجل نیز یکی است».
از این رو، اهل سنّت و جماعت، معتقدند که اجَل یکی است، نه به تأخیر میافتد و نه پیشی میگیرد و گوناگون بودن علل و عوامل مرگ، تأثیری در آن ندارد و مقتول نیز به اجل معین و مشخص خود میمیرد؛ و اگر قاتل هم نباشد، جایز و ممکن است که در همان وقت بمیرد؛ و به گمان کسی که مرگ را میآفریند، خداوند است نه قاتل.
خداوند میفرماید: ﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ٣٤﴾[الأعراف: ۳۴] «هنگامی که اَجل آنان سر رسید، نه لحظهای از آن تأخیر خواهند کرد و نه لحظهای بر آن پیشی میگیرند».
و نیز میفرماید: ﴿وَلَن يُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَاۚ﴾[المنافقون: ۱۱] «خداوند هرگز مرگ کسی را که اجلش فرا رسیده باشد به تأخیر نمیاندازد».
و همچنین میفرماید: ﴿ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا﴾[الزمر: ۴۲] «خداوند جانها را هنگام مرگشان دریافت میکند». و آیاتی دیگر.]
و «شهید»: [در اصطلاح شرعی،] کسی است که «اَهل حرب» [دشمنان و بدخواهان اسلام و مسلمانان]، یا بغاوتگران، یا راهزنان و یا دزدان، او را شب هنگام در منزلش کشته باشند؛ اگر چه کشته شدن وی با چیزی سنگین رخ داده باشد؛ و یا در میدان کارزار یافته شود و در وجودش اثر زخم وجود داشته باشد؛ [و به جهت همان زخم، دار فانی را وداع گفته باشد؛]
و یا این که مسلمانان، او را به ستم و از روی عمد با چیزی تیز و برنده، کشته باشند و فرد کشته شده نیز مسلمان، بالغ و عاری از حیض و قاعدگی، نفاس و زایمان و جنابت و ناپاکی باشد؛ و پس از پایان جنگ نیز به دنبال اصابت ضربه، مرده باشد؛ به گونهای که به چیزی از بهرهها و خدمات زندگی و حیات، چون: خوردن، آشامیدن، خواب شدن و معالجه و درمان، بهرهمند نگردیده باشد.
[به هر حال؛ هر مسلمانی که او را کفّار و بدخواهان اسلام به قتل برسانند؛ یا در میدان کارزار یافته شود و در وجودش اثر زخم باشد و به جهت همان زخم، دار فانی را وداع گوید؛ و یا این که مسلمانان او را به ستم کشته باشند و در قتلش نیز خونبها و دیه واجب نگردیده باشد، چنین فردی کفن میشود و بر او نماز جنازه گزارده میشود و غسل داده نمیشود.
و اگر فردی در حال جنابت و ناپاکی به شهادت رسید، در آن صورت علماء و صاحبنظران فقهی احناف، در مورد غسل دادنش، با همدیگر اختلافنظر دارند: امام ابوحنیفه/ بر این باور است که باید غسل داده شود؛ ولی امام ابویوسف/ و امام محمد/ برآنند که چنین فردی نباید غسل داده شود.
و خون بدن شهید، شسته نمیشود و لباس وی نیز از تنش بیرون آورده نمیگردد؛ ولی میتوان پوستین، کُت، موزه و سلاح وی را از تنش بیرون آورد.
و اگر چنانچه کسی در میدان کارزار زخم برداشت و پس از آن، چیزی خورد یا نوشید و یا مورد معالجه و درمان قرار گرفت و سپس مرد، چنین فردی در پیشگاه خداوند متعال، حکم شهید را دارد و اگر خدا بخواهد به ثواب و پاداش شهادت نیز نائل خواهد آمد؛ اما در احکامی که متعلّق به بندگان است، احکام شهید بر او جاری نمیگردد؛ از این رو، چنین فردی غسل داده میشود و تکفین میگردد و مانند دیگر مردگان برایش نماز جنازه خوانده میشود؛ و خورد و نوش و معالجهی وی را پس از برداشتن زخم، «اِرتثاث» یعنی: بهره گرفتن مینامند.]
چنین کشته شدهای، با خون و جامهاش کفن میگردد؛ و بیآن که غسل داده شود، بر او نماز جنازه گزارده میشود؛ [جابربن عبداللهس گوید: پیامبر ج فرمود: «اِدْفِنُوْهُمْ فِيْ دِمٰائِهِمْ؛ - يَعْنِيْ يَوْمَ اُحُدٍ - وَلَمْ يُغَسِّلْهُمْ» (نسایی، بخاری، ابوداود و ترمذی)؛ «آنها را با خونشان دفن کنید؛ یعنی روز جنگ احد؛ و آن را نشست».
و انس بن مالکس نیز گوید: «اِنَّ شُهَداءَ اُحُدٍ لَمْ يُغَسَّلُوْا وَدُفِنُوْا بِدِمٰائِهِمْ» (ابوداود و ترمذی)؛ «شهدای اُحد، غسل داده نشدند و با خونهایشان دفن شدند».]
و [لباس شهید نیز از تنش بیرون آورده نمیشود؛ ولی میتوان] آنچه را که صلاحیت و قابلیت کفن را ندارند همانند: پوستین، کُت، موزه، سلاح و زره را از تن شهید بیرون آورد؛ [زیرا ابن عباسب گوید: «اَمَرَ رَسُوْلُ اللهِ ج بِقَتْلٰي اُحُدٍ اَنْ يُّنْزَعَ عَنْهُمُ الْحَدِيْدُ وَالْجُلُوْدُ وَاَنْ يُّدْفَنُوْا بِدِمٰائِهِمْ وَثِيٰابِهِمْ» (ابوداود)؛ «پیامبر ج نسبت به کشتگان جنگ اُحد فرمان داد که سلاح و زره و پوستین آنها، درآورده شود و با خون و جامهشان دفن گردند».]
و میتوان [برحسب ضرورت و نیاز،] در جامهی شهید، افزون و کم نمود؛ و بیرون کشیدن تمام جامه از تن وی، مکروه است.
و در صورتهای ذیل، فرد کشته شده، غسل داده میشود:
اگر در حال جنابت و ناپاکی، یا کودکی، یا دیوانگی، یا قاعدگی و یا نفاس و زایمان کشته شود؛ یا پس از پایان جنگ، به دنبال اصابت ضربه، نمرد، بلکه به چیزی از بهرهها و خدمات زندگانی، مُنتفع و بهرهمند گردید؛ اینطور که خورد یا آشامید یا خوابید یا معالجه و درمان شد؛ یا بر وی، وقت یک نماز در حالی که به هوش است گذشت؛ و یا زنده از میدان جنگ و کارزار به جایی دیگر منتقل شد؛ و این انتقال، از ترس لگدمال شدن در زیر دست و پای اسبها نبود.
و یا به چیزی [از امور دنیا و آخرت] وصیت کرد؛ یا چیزی را فروخت؛ یا چیزی را خریداری نمود؛ و یا زیاد سخن گفت.
و اگر چنانچه تمامی این صورتها، پیش از پایان یافتن جنگ اتفاق افتاد، در آن صورت [شهید کامل گفته میشود و غسل داده نمیشود و با خون و جامهاش دفن میگردد؛ زیرا او پس از پایان یافتن جنگ،] به چیزی از خدمات و بهرههای زندگی، مُتتفع و بهرهمند نشده است؛ [ناگفته نماند که خورد و نوش و معالجه و درمانِ فرد مجروح را پس از برداشتن زخم، «اِرتثاث» یعنی: بهره گرفتن مینامند.
و کسی که در شهر به قتل برسد و دانسته نشود که وی از روی ستم با چیزی تیر و برنده به قتل رسیده، یا به خاطر اجرای حدّ یا اجرای قصاص بر وی، کشته شده است؛ چنین افرادی غسل داده میشوند و بر آنها نماز جنازه گزارده میشود.
[به هر حال؛ شهید به سه قسم تقسیم میگردد:
۱- شهید دنیا و آخرت؛ و این نوع از شهادت، آنگاه تحقق پیدا میکند که شخصِ کشته شده، مسلمان، عاقل و بالغ باشد و از حَدَث اکبر (جنابت و ناپاکی) پاک باشد و به دنبال ضربه مرده باشد؛ به گونهای که به چیزی از بهرهها و خدمات حیات، چون خوردن، آشامیدن، خواب شدن و درمان و معالجه،بهرهمند نگردیده و بر وی، وقت یک نماز در حالی که به هوش است، نگذشته باشد.
حکم چنین شهیدی، این است که غسل داده نمیشود، بلکه در جامههایش کفن گردیده و بر وی نماز خوانده میشود و با خون و جامهاش، دفن میگردد.
۲- شهید آخرت فقط؛ و شهید آخرت: کسی است که شرطی از شروط پیشین را - به جز اسلام - نداشته باشد؛ پس احکام شهید بر وی جاری نمیگردد؛ مگر باید دانست که او شهید آخرت است و برای اوست همان پاداشی که شهداء بدان وعده داده شدهاند.
و حکم این قسم از شهیدان، این است که ایشان غسل داده میشوند و تکفین میگردند و مانند دیگر مردگان، بر ایشان نماز خوانده میشود.
۳- شهید دنیا فقط؛ و شهید دنیا: منافقی است که در صفوف مسلمانان کشته شده است؛ پس او غسل داده نمیشود و در جامهی خویش کفن میگردد و بر آن، مانند شهید کامل، نماز خوانده میشود؛ البته به اعتبار ظاهر.
و در اینجا، بر خود لازم میدانم پیرامون فضیلت «شهادت در راه خدا» نیز چند حدیث را برای حُسن ختام بیان نمایم:
مسروق/ گوید: از عبدالله بن مسعودس دربارهی این آیه سؤال کردیم: ﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ١٦٩﴾[آل عمران: ۱۶۹] «و کسانی را که در راه خدا کشته میشوند، مرده مشمارید، بلکه آنان زنده هستند و به ایشان نزد پروردگارشان روزی داده میشود».
عبدالله بن مسعودس گفت: ما در این باره از پیامبر ج سؤال کردیم؛ ایشان در پاسخ فرمود:
«اَرْوٰاحُهُمْ فِيْ اَجْوٰافِ طَيْرٍ خُضْرٍ، لَهٰا قَنٰادِيْلٌ مُّعَلَّقَةٌ بِالْعَرْشِ، تَسْرَحُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ شٰاءَتَ، ثُمَّ تَأْوِيْ اِلٰي تِلْكَ الْقَنٰادِيْلِ، فَاطَّلَعَ اِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ اِطِّلٰاعَةً فَقٰالَ: هَلْ تَشْهُوْنَ شَيْئاً؟ قٰالُوْا: اَيُّ شَيْءٍ نَشْتَهِيْ وَنَحْنَ نَسْرَحُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ شِئْنٰا؛ فَفَعَلَ بِهِمْ ذٰلِكَ ثَلٰاثَ مَرّاتٍ. فَلَمّٰا رَأَوْا اِنَّهُمْ لَمْ يُتْرَکُوْا مِنْ اَنْ يُسْأَلُوْا، قٰالُوْا: يٰا رَبِّ نُرِيْدُ اَنْ تُرَدَّ اَرْوٰاحُنٰا فِيْ اَجْسٰادِنٰا حَتّٰي نُقْتَلَ فِيْ سَبِيْلِكَ مَرَّةً اُخْرٰي. فَلَمّٰا رَأَي اَنْ لَّيْسَ لَهُمْ حٰاجَةً تُرِکُوْا» (مسلم و ترمذی)
«ارواح شهیدان در شکم پرندگان سبز رنگ قرار دارد و برای آنها چراغهایی است که به عرش آویخته شدهاند و در هر جای بهشت که بخواهند میروند؛ سپس به طرف این چراغها برمیگردند. پروردگارشان به آنان نگاهی میکند و میفرماید: آیا چیزی میل دارید؟ میگویند: اشتهای چه چیزی را داشته باشیم در حالی که در هر جای بهشت که بخواهیم میرویم؛ خداوند این سؤال را سه بار تکرار میکند؛ وقتی که شهیدان میبینند که رها نمیشوند مگر این که چیزی را درخواست کنند، میگویند: پروردگارا! میخواهیم ارواح ما را به اجسادمان برگردانده شود تا یک بار دیگر در راه تو کشته شویم. وقتی خداوند میبیند هیچ نیازی ندارند، آنان را به حال خود رها میکند».
و مقدام بن معدیکربس گوید: پیامبر ج فرمود: «لِلشَّهِيْدِ عِنْدَ اللهِ سِتَّ خِصٰالٍ: يُغْفَرُ لَهُ فِيْ اَوَّلِ دَفْعَةٍ، وَيُريٰ مَقْعَدَهُ فِي الْجَنَّةِ، وَيُجٰارُ مِنْ عَذٰابِ الْقَبْرِ، وَيُأْمَنُ مِنَ الْفَزَعِ الْاَکْبَرِ وَيُوْضَعُ عَليٰ رَأْسِهِ تٰاجُ الْوَقٰارِ، اَلْيٰاقُوْتَةُ مِنْهٰا خَيْرٌ مِّنَ الدُّنْيٰا وَمٰافِيْهٰا، وَيُزَوَّجُ ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِيْنَ زَوْجَةً مِّنَ الْحُوْرِ الْعَيْنِ وَيُشَفَّعُ فِيْ سَبْعِيْنَ مِنْ اَقْرُبٰائِهِ» (ترمذی و ابن ماجه)؛ «شهید نزد خدا شش خصلت دارد: با ریخته شدن اولین قطرهی خون او، گناهانش بخشیده میشود و جایگاهش را در بهشت میبیند و از عذاب قبر، محفوظ میماند و از هول قیامت، در امان میماند و بر سرش، تاج وقار گذاشته میشود، که تنها یک یاقوت از آن، از دنیا و آنچه در آن است بهتر میباشد و هفتاد و دو زن از حوریانِ چشم درشت بهشتی را به ازدواجش درمیآورند و برای هفتاد نفر از نزدیکانش، شفاعت میکند».
و ابوهریرهس گوید: پیامبر ج فرمود: «اَلشَّهِيْدُ لٰايَجِدُ أَلَمَ الْقَتْلِ اِلّٰا کَمٰا يَجِدُ اَحَدُکُمْ اَلَمَ الْقَرْصَةِ» (ترمذی، ابن ماجه و نسایی)؛ «شهید، درد کشته شدن را احساس نمیکند مگر به اندازهی درد نیشگون».
و همچنین از ابوهریرهس روایت است که پیامبر ج فرمود: «مَثَلُ الْمُجٰاهِدِ فِيْ سَبِيْلِ اللهِ، کَمَثَلِ الصّٰائِمِ الْقٰائِمِ الْقٰانِتِ بِآيٰاتِ اللهِ، لٰايَفْتُرُ مِنْ صِيٰامٍ وَّلٰا صَدَقَةٍ حَتّٰي يَرْجِعَ الْمُجٰاهِدُ فِيْ سَبِيْلِ اللهِ» (مسلم و ترمذی)؛ «مثال مجاهد در راه خدا مانند روزهدار و نمازگزار با خشوعی است که با تلاوت آیات قرآنی، شب زندهداری میکند و از نماز و روزه خسته نمیشود تا وقتی که مجاهد در راه خدا، از جهاد برگردد».]