فصل: در بیان واجبات نماز
[واجب: هر آن چیزی است که لزوم آن به دلیلی ثابت شده باشد که در آن شبههای وجود داشته باشد؛ مانند این که دلیلی، ظنّی الثبوت باشد، همچون خبر واحد؛ یا دلیلی که دارای دلالت ظنّی باشد؛ این طور که لفظ، احتمال دو معنی یا بیشتر را داشته باشد. و در میان فرض و واجب، در عمل، فرقی وجود ندارد.]
و واجبات نماز، هیجده چیز است که عبارتند از:
*خواندن سورهی فاتحه؛ [زیرا پیامبر ج میفرماید: «لٰا صَلٰاةَ لِمَنْ لَّمْ يَقْرَأْ بِفٰاتِحَةِ الْکِتٰابِ» (بخاری و مسلم)؛ «کسی که سورهی فاتحه را در نمازش نخواند، نمازش قبول و پذیرفته شده نیست».
و نیز میفرماید: «لٰا تُجْزِيءُ صَلٰاةٌ لٰا يَقْرَأُ فِيْهٰا بِفٰاتِحَةِ الْکِتٰابِ» (دار قطنی، ابن حبان و صحیح ابن خزیمه)؛ «نمازی که در آن سورهی فاتحه خوانده نشود، کفایت نمیکند».
و پیامبر ج خطاب به کسی که نمازش را بد و نادرست خوانده بود، دستور داد که سورهی فاتحه را بخواند و بدو فرمود: «فکبّر ثم اقرأ بامّ الکتاب»؛ «پس تکبیر بگو و پس از آن، سورهی فاتحه را بخوان». و در آخر فرمود: «ثُمَّ افْعَلْ ذٰلِكَ فِيْ صَلٰاتِكَ کُلِّهٰا» (بخاری و مسلم)؛ «و این عمل - خواندن سورهی فاتحه - را در تمام رکعتهای نماز خویش انجام بده».
و در روایتی دیگر آمده است: «مَنْ صَلّٰي صَلٰاةً لَّمْ يَقْرَأْ فِيْهٰا بِاُمِّ الْکِتٰابِ، فَهِيَ خِدٰاجٌ غَيْرُ تَمٰامٍ» (مسلم)؛ «هر کس نماز بخواند و در آن، سورهی فاتحه را نخوانده باشد، نمازش ناقص و ناتمام است.»]
* خواندن یک سوره یا سه آیه [ی کوتاه یا یک آیهی طولانی] همراه با سورهی فاتحه، در دو رکعت غیرمعین از نمازهای فرض [چهار رکعتی و سه رکعتی] و در تمام رکعتهای نماز وتر و نفل؛ [زیرا پیامبر ج میفرماید: «لٰا صَلٰاةَ لِمَنْ لَّمْ يَقْرَأْ بِالْحَمْدُلِلّٰهِ وَسُوْرَةً فِيْ فَرِيْضَةٍ اَوْ غَيْرِهٰا» (ترمذی و ابن ماجه)؛ «کسی که سورهی فاتحه و سورهی دیگر همراه با آن در نماز فرض یا غیر آن نخواند، نمازش پذیرفته شده نیست.»]
* خواندن سورهی فاتحه همراه با چند آیه در دو رکعت اول [نمازهای فرض.]
* مقدّم نمودن سورهی فاتحه بر سوره [یا آیاتی که بدان ضمیمه شده است.]
* پیوست کردن بینی با پیشانی برای سجده؛ [یعنی با بینی و پیشانی هر دو سجده بردن؛ زیرا اکتفا نمودن در سجده بر نهادن بینی بر زمین، صحیح نیست، مگر آن که شخص، عذری داشته باشد؛ زیرا پیامبر ج میفرماید: «لٰا صَلٰاةَ لِمَنْ لّٰايُصِيْبُ اَنْفَهَ مِنَ الْاَرْضِ مٰا يُصِيْبُ جَبِيْنَهُ» (دارقطنی)؛ «کسی که بینیاش را همراه پیشانیاش بر زمین قرار ندهد، نمازش صحیح نیست».]
* انجام دادن سجدهی دوم پس از ادای سجدهی نخست، در هر رکعت پیش از انتقال به غیر آن از دیگر افعال نماز؛ [یعنی ادا نمودن سجدهی دوم پس از سجدهی اول، بدون فاصله انداختن در میان آنها؛ زیرا پیامبر ج چنین کردهاند و نیز فرمودهاند: «صَلُّوْا کَمٰا رَأَيْتُمُوْنِيْ اُصَلِّي»؛ «آنگونه نماز بخوانید که میبینید من نماز میگزارم».]
* مراعات کردن طمأنینه و آرامش به هنگام ادای ارکان نماز؛ [زیرا پیامبر ج در مورد رکوع و آرامش در آن میفرماید: «ثُمَّ ارْکَعْ حَتّٰي تَطْمَئِنَّ رٰاکِعاً» (ابوداود)؛ «سپس رکوع را به جای آور تا این که در آن آرام بگیری».
و در اعتدالِ پس از رکوع و آرامش در آن میفرماید: «لٰاتُجْزِيءُ صَلٰاةٌ لٰايُقِيْمُ الرَّجُلُ فِيْهٰا صُلْبَهُ فِي الرُّکُوْعِ وَالسُّجُوْدِي» (نسایی؛ ترمذی، ابن ماجه و ابوداود)؛ «نمازی که شخص در آن، پشتش را هنگام رکوع و سجود راست نکند، صحیح نیست».
و پیامبر ج خطاب به کسی که نمازش را بد خوانده بود، فرمود: «ثُمَّ ارْفَعْ حَتّٰي تَعْتَدِلَ قٰائِماً» (ابوداود)؛ «سپس بلند شو تا راست قرار گیری».
و نیز میفرماید: «ثُمَّ اسْجُدْ حَتّٰي تَطْمَئِنَّ سٰاجِداً؛ ثُمَّ ارْفَعْ حَتّٰي تَطْمَئِنَّ جٰالِساً؛ ثُمَّ اسْجُدْ حَتّٰي تَطْمَئِنَّ سٰاجِداً» (بخاری و مسلم)؛ «سپس سجده کن تا در آن حالت آرام گیری؛ بعد سرت را بلند کن تا این که به حالت نشسته، آرام گیری؛ آنگاه سجده کن تا این که در سجده آرام گیری».]
* قعده [یا نشستنِ] اول [در نمازهای سه یا چهار رکعتی].
* خواندن تشهّد [التحیات] در قعدهی اول، بنا به قول صحیح. [و صحیحترین لفظ تشهّد، تشهّدی است که ابن مسعودس روایت کرده و گفته است: در حالی که دستم در دست پیامبر ج بود، تشهّد را همان طوری که سورهای از قرآن را به من یاد میداد، آموخت: «اَلتَّحِيّٰاتُ لِلّٰهِ وَالصَّلَواتُ وَالطَّيِّبٰاتُ، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَ کٰاتُهُ، اَلسَّلٰامُ عَلَيْنٰا وَعَلٰي عِبٰادِاللهِ الصّٰالِحِيْنَ، اَشْهَدُ اَنْ لّٰا اِلٰهَ اِلَّا اللهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ» (بخاری و مسلم)؛ «هر لفظی که بر سلام و مُلک و بقاء دلالت کند، فقط شایستهی خداوند بلندمرتبه است؛ و هر دعایی که با آن تعظیم خداوند مقصود باشد، فقط لایق او است؛ و هر صلوات و دعا و کلام پاکی، فقط لایق خداوند بلندمرتبه است؛ سلام، رحمت و برکات خدا بر شما باد ای پیامبر؛ سلام بر ما و بر بندگان صالح خدا. شهادت میدهم که هیچ معبود بر حقی غیر از الله نیست و شهادت میدهم که محمد ج بنده و فرستادهی او است».]
* خواندن «التحیات» در قعده و نشستن آخر. [عبدالله بن معسودس گوید: «کُنّٰا نَقُوْلُ قَبْلَ اَنْ يُفْرَضَ عَلَيْنَا التَّشَهُّدَ: اَلسَّلٰامُ عَلَي اللهِ. اَلسَّلٰامُ عَلٰي جِبْرِيْلَ وَمِيْکٰائِيْلَ. فَقٰالَ رَسُوْلُ اللهِ ج: لٰاتَقُوْلُوْا هٰکَذٰا، وَلٰکِنْ قُوْلُوْا: اَلتَّحِيّٰاتُ لِلّٰهِ...» (نسایی، بیهقی و دارقطنی)؛ «پیش از آن که تشهد بر ما فرض شود، میگفتیم: سلام بر الله؛ سلام بر جبرئیل و مکائیل؛ پیامبر ج فرمود: این چنین نگویید، بلکه بگویید: التحيات الله ...» . و این حدیث، بیانگر تشهد آخر است.]
* بلافاصله و بدون تأخیر و درنگ، پس از فارغ شدن از خواندن التحیات، به سوی رکعت سوّم بلند شدن.
* [خارج شدن از نماز به] لفظ «السلام»؛ و عبارت «عليکم» در خارج شدن از نماز، واجب نیست؛ [از این رو، لفظ «السلام» هم در طرف راست واجب است و هم در طرف چپ؛ زیرا پیامبر ج میفرماید: «مِفْتٰاحُ الصَّلٰاةِ الْوُضُوْءُ وَتَحْرِيْمُهٰا التَّکْبِيْرُ وَتَحْلِيْلُهٰا اَلتَّسْلِيْمُ» (ابوداود)؛ «کلید نماز، وضو است و با گفتن «الله اکبر» هر آن چه که غیر از نماز باشد، بر انسان حرام میشود، و با سلام دادن، آن محرّمات بر انسان حلال میشود».]
* خوندن قنوت [در رکعت آخر نماز وتر؛ و دعای قنوت عبارت است از: «اَللّٰهُمَّ اِنّٰا نَسْتَعِيْنُكَ وَنَسْتَغْفِرُكَ وَنُؤْمِنُ بِكَ وَنَتَوَکَّلُ عَلَيْكَ وَنُثْنِيْ عَلَيْكَ الْخَيْرَ، وَنَشْکُرُكَ وَلٰانَکْفُرُكَ وَنَخْلَعُ وَنَتْرُكُ مَنْ يَّفْجُرُكَ؛ اَللّٰهُمَّ اِيّٰاكَ نَعْبُدُ وَلَكَ نُصَلِّيْ وَنَسْجُدُ وَاِلَيْكَ نَسْعٰي وَنَحْفِدُ وَنَرْجُوْا رَحْمَتَكَ وَنَخْشٰي عَذٰابَكَ اِنَّ عَذٰابَكَ بِالْکُفّٰارِ مُلْحَقٌ»؛ «خداوندا! ما از تو یاری میجوئیم؛ و از تو آمرزش میخواهیم و به تو ایمان میآوریم و بر تو توکل میکنیم و تو را به نیکی میستائیم و تو را سپاس میگوییم و تو را ناسپاسی نمیکنیم؛ و ترک میکنیم آن که تو را با گناهان مخالفت میکند. بار خدایا! ما فقط تو را میپرستیم و فقط برای تو نماز میگزاریم، و فقط تو را سجده میکنیم و به سوی تو سعی و شتاب مینمائیم و رحمت تو را امید میداریم و از عذاب تو بیم داریم؛ بیگمان عذاب تو به کافران پیوستنی است».]
* تکبیرهای زائد عید فطر و عید قربان؛ [و آن سه تکبیر در هر رکعت است؛ سه تکبیر در رکعت اول، پیش از شروع قرائت؛ و سه تکبیر در رکعت دوم، پیش از به رکوع رفتن.]
* تعیین کردن لفظ تکبیر [الله اکبر] برای شروع هر نماز؛ و [وجوب شروع کردن نماز با لفظ «الله اکبر»]، فقط مختص نمازهای عید نیست؛ [بلکه مشخص نمودن لفظ «الله اکبر»، برای شروع هر نمازی، واجب است.]
* گفتن تکبیر رکوع در رکعت دوم از نماز هر دو عید.
* بلند خواندن فاتحه و سوره برای امام در نمازهای صبح و در دو رکعت اول نمازهای مغرب و عشاء - اگر چه قضایی نیز باشد -؛ و بلند خواندن امام، قرائت را در نمازهای جمعه، عید فطر، عید قربان، تراویح و وتر در ماه مبارک رمضان [و در تراویح.]
* آهسته خواندن فاتحه و سوره برای امام، در نمازهای ظهر، عصر، و در رکعت آخر نماز مغرب و در دو رکعت آخر نماز عشاء؛ و همچنین آهسته خواندن قرائت در نمازهای نفلی که در روز گزارده میشوند.
و کسی که تنها نماز میخواند [مُنفرد = تنها گزار]، در نمازهایی که قرائت در آنها با صدای بلند خوانده میشود، مختار است؛ [این طور که اگر خواست میتواند قرائت را با صدای بلند بخواند و اگر هم خواست میتواند آن را به صورت آهسته بخواند؛] مانند کسی که در شب نماز نفل میخواند؛ [که چنین فردی نیز مختار است؛ اگر میخواهد، قرائت را بلند بخواند و اگر هم خواست آن را با صدای آهسته بخواند.]
و اگر چنانچه نمازگزاری، سوره را در [رکعت اول از دو رکعت نماز مغرب و یا سوره را] در دو رکعت اول نماز عشاء ترک کرد، در آن صورت، سوره را [در رکعت سوم نماز مغرب و] در دو رکعت آخر نماز عشاء همراه با فاتحه به طور جهری و بلند بخواند؛ [و سجدهی سهو هم انجام دهد.]
و اگر چنانچه سورهی فاتحه را در دو رکعت اول ترک کرد، در آن صورت آن را در دو رکعت آخر تکرار نکند؛ [بلکه برای جبران آنچه که از وی فوت شده است، سجدهی سهو انجام بدهد.
ناگفته نماند که هر یک از واجبات نماز، یا به عمد ترک میگردند یا به فراموشی؛ اگر چنانچه هر یک از واجبات نماز، به عمد ترک گردند، در آن صورت اعادهی نماز واجب است؛ و اگر چنانچه هر یک از واجبات نماز، به فراموشی ترک شوند، در آن صورت با انجام سجدهی سهو، جبران میگردد.]