فصل: [پیرامون مواردی که در نماز مکروه میباشد؛ یعنی مکروهات نماز]
برای نمازگزار، انجام هفتاد و هفت چیز مکروه میباشد که عبارتند از:
* ترک واجبی از واجبات نماز از روی قصد.
* یا ترک سنّتی از سنّتهای نماز از روی قصد.
* همانند بازی کردن نمازگزار با جامه یا بدن خویش؛ [زیرا خداوند میفرماید: ﴿قَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١ ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي صَلَاتِهِمۡ خَٰشِعُونَ٢﴾[المؤمنون: ۱-۲] «به یقین مؤمنان، پیروز و رستگارند؛ کسانیاند که در نمازشان خشوع و خضوع دارند».
و پیامبر ج میفرماید: «اِنَّّ اللهَ تَعٰالٰي کَرِهَ لَکُمُ العبث فِي الصَّلٰاةِ وَالرَّفْثَ فِي الصِّيٰامِ وَالضِّحْكَ عِنْدَ الْمَقٰابِرِ» (مسند شهاب ۲/۱۵۵، زیلعی در نصب الرایة)؛ «به راستی خداوند بلندمرتبه، از این که شما در نماز بیهوده کاری کنید و در روزه با همسرانتان نزدیکی کنید و در قبرستان خنده کنید، خوشش نمیآید».
و روایت شده که: «رَأَي عَلَيْهِ الصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ رَجُلاً يَعّبَثُ بِلِحْيَتِهِ فِيْ الصَّلٰاةِ؛ فَقٰالَ: لَوْ خَشَعَ قَلْبَهُ لَخَشَعَتْ جَوٰارِحُهُ» (مصنّف عبدالرزاق، و ترمذی در نوادر الاصول)؛ «پیامبرج مردی را دید که در نماز با ریش خویش بازی میکرد؛ از این رو فرمود: اگر قلبش خشوع و خضوع میداشت، البته که دیگر اعضاء و جوارحش، خشوع خواهد داشت».]
* دور کردن سنگریزهها در اثنای نماز؛ مگر در صورتی که سجده کردن ممکن نباشد که در این حالت، میتوان تنها یک بار سنگریزهها را [که او را اذیت میکند]، از روی خویش دور گرداند و مکان سجدهاش را هموار کند. [از معیقبس روایت شده است: «اِنَّ النَّبِيَّ ج قٰالَ فِي الرَّجُلِ يُسَوِّي التُّرٰابَ حَيّثُ يَسْجُدُ؛ قٰالَ: اِنْ کُنْتَ فٰاعِلاً فَوٰاحِدَةً» (بخاری و مسلم)؛ «پیامبر ج دربارهی مردی که هنگام سجده، خاک محل سجده را صاف میکرد، فرمود: اگر خواستی این کار را بکنی، فقط یکبار انجام بده».]
* در هم شکستن و به صدا درآوردن انگشتان؛ و انگشتان دست را در اثنای نماز در هم فرو بردن و در همدیگر داخل نمودن. [ابوهریرهس گوید: پیامبر ج فرمود: «اِذٰا تَوَضَّأَ اَحَدُکُمْ فِيْ بَيْتِهِ ثُمَّ اَتَي الْمَسْجِدَ کٰانَ فِيْ صَلٰاةٍ حَتّٰي يَرْجِعَ، فَلٰا يَقُلْ هٰکَذٰا: وَشَبَّكَ بَيْنَ اَصٰابِعِهِ» (ابن ماجه و مستدرک حاکم)؛ «هرگاه یکی از شما در خانهاش وضو گیرد؛ سپس به مسجد آید، تا زمانی که بازمیگردد در نماز است؛ پس این کار را انجام ندهد و [برای نشان دادن] انگشتان خویش را در هم داخل نمود».]
* نهادن دست بر تهیگاه. [ابوهریرهس گوید: «نُهِيَ اَنْ يُّصَلِّي الرُّجُلُ مُخْتَصِراً» (بخاری و مسلم)؛ «نهی شده است که شخص به حالت اختصار، نماز بخواند؛ و آن، حالتی است که نمازگزار دستش را روی تهیگاه کمرش قرار دهد».]
* نگاه کردن به اطراف و سربرگردانیدن به سمت راست و چپ [بدون ضرورت. عایشهل گوید: از پیامبر ج دربارهی نگاه کردن به اطراف در نماز سؤال کردم؛ فرمود: «هُوَ اِخْتِلٰاسٌ يَّخْتَلِسُهُ الشَّيْطٰانُ مِنْ صَلٰاةِ الْعَبْدِ» (بخاری، ابوداود و نسایی)؛ «یک دزدی پنهانی است که شیطان از نماز بنده میرباید».
و نیز میفرماید: «لٰايَزٰالُ اللهُ مُقْبِلاً عَلَي الْعَبْدِ وَهُوَ فِيْ صَلٰاتِهِ مٰا لَمْ يَلْتَفِتْ؛ فَاِنِ الْتَفَتَ اِنْصَرَفَ عَنْهُ» (ابوداود و نسایی)؛ «خداوند پیوسته در نماز، متوجه بندهاش است مادامی که به اطراف نگاه نکند؛ پس اگر به اطراف نگاه کرد و به سمت راست و چپ، سر برگردانید، از او منصرف میشود».]
* مانند سگ نشستن؛ یعنی نشستن به صورتی که لگن و دستها را بر روی زمین نهاده و زانوها را بلند نموده باشد. [ابوهریرهس گوید: «نَهٰانِيْ رَسُوْلُ اللهِ ج عَنْ نَقْرِ الدِّيْكِ، وَاِقْعٰاءٍ کَاِقْعٰاءٍ الْکَلْبِ وَاِلْتِفٰاتٍ کَاِلْتِفٰاتِ الثَّعْلَبِ» (مسند احمد و هیثمی در مجمع الزواید)؛ «پیامبر ج مرا از این که چون خروس نوک زنم و تند و سریع سجده نمایم و از این که مانند سگ بنشینم و از این که مانند روباه به این طرف و آن طرف نگاه کنم، نهی فرمود».]
* نمازگزار هر دو بازوی خویش را در حالت سجده فرش نماید. [انسس گوید: پیامبر ج فرمود: «اِعْتَدِلُوْا فِي السُّجُوْدِ وَلٰايَبّسُطُ اَحَدُکُمْ ذِرٰاعَيْهِ، اِنْبِسٰاطَ الکلب» (بخاری و مسلم)؛ «در سجده، اعتدال را رعایت کنید و هیچ یک از شما مانند سگ،بازوهایش را پهن نکند».
و عایشهل گوید: «کٰانَ النَّبِيُّ ج يَنْهٰي عَنْ عُقْبَةِ الشَّيْطٰانِ (اَلْاِقْعٰاءِ) وَاَنْ يَفْتَرِشَ الرَّجُلُ ذِرٰاعَيْهِ اِفْتِرٰاشَ السَّبُعِ» (مسلم)؛ «پیامبر ج از نشستن مانند سگ، و از این که فرد بازوهایش را در سجده همچون درندگان فرش کند، نهی فرمود».]
* بالا زدن هر دو آستین از هر دو بازوی خویش؛ [زیرا چنین کاری، منافی خشوع و خضوع در نماز است.]
* تنها با شلوار [یا تنها با زیر جامه] نماز خواندن؛ و حال آن که قدرت بر پوشیدن پیراهن را نیز دارا میباشد.
* جواب دادن سلام با اشاره؛ [و اگر چنانچه جواب سلام را با زبان خویش داد، در این صورت نمازش فاسد میگردد.]
* چهار زانو نشستن بدون عذر.
* نماز خواندن در حالتی که موی خویش را بافته و آن را دور سرش پیچیده است. [و «عقص شعره» به این معنی است که: موی سر خویش را بر پشت سر خود یا بر جلوی سر خود بست. و روایت شده است که: «اِنَّْ النَّبِيَّ ج مَرَّ بِرَجُلٍ يُّصَلُِيْ وَهُوَ مَعْقُوْصُ الشَّعْرِ، فَقٰالَ: دَعْ شَعْرَكَ يَسْجُدُ مَعَكَ» (مصنف ابن ابی شیبه و معجم الکبیر طبرانی)؛ «پیامبر ج از کنار فردی عبور کرد که در حال نماز، موی خویش را بافته و آن را دور سرش پیچیده بود. از این رو فرمود: موهایت را رها کن تا با تو سجده کند».
و ابن عباسب گوید: پیامبر ج فرمود: «اُمِرْتُ اَنْ اَسْجُدَ عَلٰي سَبْعَةٍ؛ لٰا اَکُفُّ شَعْراً وَّلٰا ثَوْباً» (بخاری، مسلم و نسایی)؛ «به من امر شده تا بر هفت عضو سجده برم؛ و در حال سجده، موی سر و لباسم را جمع نکنم».]
* نماز خواندن در حالتی که دور سرش را با دستمال بسته و میان آن را برهنه باقی گذاشته باشد.
* نمازگزار جامهی خویش را از پیش رو یا از پس پشت خویش در هنگام رکوع و سجده بالا زند از بیم آن که به خاک آلوده گردد؛ [زیرا پیامبر ج میفرماید: «اُمِرْتُ اَنْ اَسْجُدَ عَلٰي سَبْعَةٍ، لٰا اَکُفُّ شَعْراً وَّلٰا ثَوْباً» (بخاری، مسلم و نسایی)؛ «به من امر شده تا بر هفت عضو سجده برم؛ و در حال سجده، موی سر و لباسم را جمع نکنم».]
* فروهشتن لباس. [این طور که جامه را بر سر خویش قرار دهد، یا بر دوش خویش بیاندازد و هر دو سوی آن را رها کند بدون این که آنها را از هر جانب به هم پیوست گرداند. ابوهریرهس گوید: «اِنَّ رَسُوْلَ اللهِ ج نَهٰي عَنِ السَّدْلِ فِي الصَّلٰاةِ وَاَنْ يُّغَطِّي الرَّجُلُ فٰاهُ» (ابن ماجه، ابوداود و ترمذی)؛ «پیامبر ج از فروهشتن لباس و پوشاندن دهان در نماز نهی فرمود».
شمس الحق در «عون المعبود» ۳۴۷/۲ گوید: خطابی گفته است: «سَدل: یعنی فروهشتن لباس بر تن، به طوری که به زمین برسد.» و شوکانی در «نیل الاوطار» گوید: ابوعبیده در «غريب الحديث» گفته است: «سَدل»: این است که مرد، بدون آن که دو طرف لباسش را از جلو به خود بپیچد، آن را رها کند؛ اگر آن را به خود بپیچد، سدل محسوب نمیشود.
نویسندهی کتاب «نهاية» گوید: یعنی این که کسی با لباسش خود را بپیچاند و دستهایش را داخل آن قرار دهد و به همین حالت به رکوع و سجده برود. نویسندهی کتاب «نهاية» در ادامه گوید: و این، شامل پیراهن و سایر لباسها میشود. و گفته شده که «سدل» حالتی است که شخص، وسط ازارش را روی سرش قرار دهد و بدون آن که دو طرف آن را روی شانههایش قرار دهد، آن را رها کند.
و میتوان این حدیث را بر تمامی این معانی حمل کرد؛ چون سدل، در بین همهی این حالات مشترک است و حمل کلمهای مشترک بر تمام معانی آن، مذهبی قوی نیز است.]
* خود را در جامه پیچیدن به گونهای که دستان خویش را از آن بیرون نکند. [یعنی این که کسی با لباسش، خود را بپیچاند و دستهایش را داخل آن قرار دهد و به همین حالت، به رکوع و سجده برود؛ زیرا پیامبر ج میفرماید: «اِذٰا کٰانَ لِاَحَِکُمْ ثَوْبٰانِ، فَلْيُصَلِّ فِيْهِمٰا؛ فَاِنْ لَّمْ يَکُنْ لَّهُ اِلّٰا ثَوْبٌ، فَلْيَتَّزِرْ بِهِ وَلٰا يَشْتَمِلُ اِشْتِمٰالَةَ الْيَهُودِ» (ابوداود)؛ «هرگاه یکی از شما، دارای دو لباس بود، در هر دوی آنها نماز بگزارد؛ و اگر چنانچه تنها دارای یک لباس بود، آن را برای خود ازار نماید و همچون یهودیان، آن را به دور خود نپیچد به گونهای که دستان وی از آن بیرون نباشد».]
* این که لباس خویش را از زیر بغل راست خود قرار دهد و دو طرف آن را بر روی شانهی چپ خویش بیاندازد.
* خواندن قرائت در غیر حالت قیام؛ [همانند این که قرائت خویش را در حالت رکوع تمام نماید.]
* طولانی گردانیدن رکعت اول در [هر دو رکعت، از نمازهای] نفل؛ [مگر آن که از پیامبر ج یا صحابه روایت شده باشد؛ مانند خواندن سورهی «سبّح اسم ربك الاعلى» در رکعت اول نماز وتر و خواندن سورههای «قل يا ايها الکافرون» و «قل هو الله احد» در رکعتهای دوّم و سوّم آن؛ و امام ابوالیسر گفته است: طولانی گردانیدن رکعت اول، در هر دو رکعت از نمازهای نفل، مکروه نیست؛ و همین قول امام محمد/ نیز میباشد.]
* طولانیتر کردن رکعت دوم بر رکعت اول در تمام نمازها [ی فرض، نفل و سنّت؛ البته طولانی کردن رکعت دوم بر رکعت اول در صورتی مکروه میباشد که این طولانیتر نمودن رکعت دوم نسبت به رکعت اول، به اندازهی سه آیه یا بیشتر باشد؛ ولی اگر چنانچه رکعت دوم را بر رکعت اول، به اندازهی دو آیه یا کمتر طولانیتر کرد، در آن صورت، نماز مکروه نمیباشد.]
* تکرار کردن قرائتِ یک سوره در یک رکعت [یا در دو رکعت] از نماز فرض؛ [اگر چنانچه غیر آن را نیز از حفظ داشت.]
* قرائت سوره بر خلاف ترتیب سورهها [از روی قصد در نمازهای فرض؛ مثل این که در رکعت اول، سورهی «تکاثر» و در رکعت دوم، سورهی «القارعه» را بخواند؛ ابن مسعودس گوید: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ مَنْکُوْساً فَهُوَ مَنْکُوْسٌ» (مصنّف ابن ابی شیبه و بیهقی در شعب الایمان)؛ «هر کس قرآن را برخلاف ترتیب بخواند، واژگون خواهد شد».
ناگفته نماند که اگر چنانچه ترتیب سورهها را از روی سهو و اشتباه و از روی نسیان و فراموشی مخالفت کرد، در آن صورت نماز مکروه نمیباشد.]
* فاصله انداختن [در نمازهای فرض،] با یک سورهی [کوتاه]، میان دو سورهای که آنها را در دو رکعت خوانده است؛ [مانند این که در رکعت اول، سورهی «تکاثر» را بخواند و در رکعت دوم، سورهی «همزه» را؛ و در میان آن دو، سورهی «والعصر» را ترک و به جای بگذارد؛ ولی اگر چنانچه، سورهی ترک شده، سورهی بزرگ - همانند سورهی «آل عمران» بود - در آن صورت مکروه نمیباشد.]
* استشمام کردن مواد خوشبوی در اثنای نماز؛ [زیرا چنین کاری از زمرهی افعال نماز نمیباشد.]
* خویشتن را با جامهی خود یا با بادبزن [دستی]، یک یا دو بار باد زدن.
* برگردانیدن انگشتان دستها یا پاهای خویش از جهت قبله در حال سجده یا در غیر آن؛ [زیرا پیامبر ج میفرماید: «فَلْيُوَجِّهْ مِنْ اَعْضٰائِهِ اِلَي الْقِبْلَةِ مَا اسْتَطٰاعَ» ؛ «تا جایی که امکان دارد، باید اعضای خویش را به سمت قبله بگرداند».
و نیز ابن عمرب گوید: «مِنْ سُنَّةِ الصَّلٰاةِ اَنْ تُنْصَبَ الْقَدَمُ الْيُمْنٰي وَاِسْتِقْبٰالُهُ بِاَصٰابِعِهَا الْقِبْلَةَ وَالُْلُوْسُ عَلَي الْيُسْريٰ» (نسایی)؛ «یکی از سنّتهای نماز این است که پای راست خویش را نصب کند و انگشتان آن را به سوی قبله بگرداند و بر پای چپ بنشیند». و چنانچه گفته شد، ترک سنّتی از سنّتهای نماز، مکروه میباشد.]
* ننهادن هر دو دست بر دو زانو در حالت رکوع.
* خمیازه کشیدن؛ [زیرا ابوهریرهس گوید: پیامبر ج: «اَلتَّثٰاؤُبُ فِي الصَّلٰاةِ مِنَ الشَّيْطٰانِ، فَاِذٰا تَثٰائَبَ اَحَدُکُمْ فَلْيَکْظِمْ مَا اسْتَطٰاعَ» (ترمذی و صحیح ابن خزیمه)؛ «خمیازه کشیدن در نماز از شیطان است؛ پس هرگاه کسی از شما خواست خمیازه بکشد، تا میتواند آن را فرو برد».
و چنانچه خمیازه بر وی غلبه کرد، باید آن را فرو بندد؛ این طور که بیرونِ دست راست خویش را بر دهانش بنهد.]
* بر هم نهادن پلکهای خویش و فروبستن چشمها در اثنای نماز، [بدون مصلحت و عذر؛ و اگر چنانچه چشمان خویش را به جهت حاصل شدن خشوع و خضوع در نماز، فروبست، در آن صورت نماز وی مکروه نیست. و پیامبر ج میفرماید: «اِذٰا قٰامَ اَحَدُکُمْ فِي الصَّلٰاةِ فَلٰا يَغْمِضْ عَيْنَيْهِ.» (معجم الاوسط طبرانی و مجمع الزواید هیثمی)؛ «هرگاه یکی از شما به نماز ایستاد، پس چشمان خویش را نبندد».]
* بالا بردن چشمها در نگریستن به سوی آسمان [یعنی: نگاه کردن به آسمان. ابوهریرهس گوید: پیامبر ج فرمود: «لَيَنْتَهِيَنَّ اَقْوٰامٌ عَنْ رَفْعِهِمْ اَبْصٰارَهُمْ عِنْدَ الدُّعٰاءِ فِي الصَّلٰاةِ اِلَي السَّمٰاءِ اَوْ لَتُخْطَفُنَّ اَبْصٰارُهُمْ» (مسلم و نسایی)؛ «آنانی که در هنگام دعا در نماز، چشمانشان رابه سوی آسمان بلند میکنند؛ باید از این عملشان دست بکشند، وگرنه به شدت، بیناییشان گرفته میشود».]
* خرامیدن و تمدّد دست و پا در اثنای نماز.
* انجام دادن «عمل اندک» و حرکات کم در اثنای نماز. [عمل اندک: به عملی گفته میشود که بر گمان کسی که به سوی شخص نظر میکند، این امر غالب نشود که انجامدهندهی آن عمل، در حال نماز نیست؛ از این رو، عمل قلیل و حرکات اندک مانند:گامی به جلو برداشتن برای اصلاح صف جماعت، و یک بار دهان یا بینی را پاک کردن، باعث باطل گردیدن نماز نمیشود.]
* گرفتن شپش در اثنای نماز و کشتن آن.
* پوشانیدن بینی و دهان خویش در اثنای نماز؛ [زیرا ابوهریرهس گوید: «اِنَّ رَسُوْلَ اللهِ ج نَهٰي عَنِ السَّدْلِ فِي الصَّلٰاةِ وَاَنْ يُّغَطِّي الرَّجُلُ فٰاهُ» (ابوداود و ترمذی)؛ «پیامبر ج از فروهشتن لباس و پوشانیدن دهان در نماز، نهی فرمود».]
* نهادن چیزی در دهانش که مانع قرائت مسنونه گردد.
* سجده کردن بر پیچ عمامهی خویش [بدون آن که ضرورتی از قبیل: گرما، سرما و یا خشن بودن زمین وجود داشته باشد؛] و همچنین سجده کردن بر تصویر [ذی روح.]
* بسنده کردن در سجده تنها بر پیشانی، بدون آن که عذری از ناحیهی بینی داشته باشد.
* نماز خواندن در میان راه.
* نماز خواندن [در مکانهای پست و حقیر؛ همچون] حمّام.
* نمازگزاردن در مُستراح [توالت].
* نماز خواندن در گورستان؛ [زیرا روایت شده است که: «اِنَّّ رَسُوّلَ اللهِ ج نَهٰي اَنْ يُّصَلِّيْ فِيْ سَبْعَةِ مَوٰاطِن: فِي الْمَزْبِلَةِ وَالْمَجْزَرَةِ وَالْمَقْبَرَةِ وَقٰارَِعَةِ الطَّرِيْقِ وَفِي الْحَمّٰامِ وَمَعٰاطِنِ الْاِبِلِ وَفَوْقِ ظَهْرِ بَيْتِ اللهِ» (ترمذی و ابن ماجه)؛ «پیامبر ج از گزاردن نماز در هفت مکان نهی فرموده است: آشغالدان؛ کشتارگاه؛ قبرستان؛وسط راه؛ حمام؛ آغل و استراحتگاه شتران؛ و فراز خانهی کعبه».]
* نمازگزاردن در زمین غیر، بدون رضایت او.
* نماز خواندن در نزدیکی محل نجاست و پلیدی.
* نماز خواندن به هنگام فشار یکی از پیشاب یا مدفوع و یا باد شکم؛[زیرا عایشهل گوید: از پیامبر ج شنیدم که میفرمود: «لٰاصَلٰاةَ بِحَضْرَةِ طَعٰامٍ وَّلٰا وَ ُ$$هَو يُدٰافِعُ الْاَخْبَثٰانِ» (مسلم، ابوداود)؛ «در حالت حاضر بودن غذا و فشار ادرار و مدفوع، نمازی نیست».
و نیز میفرماید: «لٰايَحِلُّ لِاَحَدٍ يُّؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، اَنْ يُّصَلِّيْ وَهُوَ حٰاقِنٌ حَتّٰي يَتَخَفَّفَ» (ابوداود و ابن ماجه)؛ «برای کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، حلال نیست که در حال فشار ادرار و مدفوع، نماز بخواند، تا آن که خویشتن را از آنها سبک بگرداند».]
* نماز خواندن همراه با نجاست اندکی که مانع صحّت نماز نمیشود [و نماز با آن، بدون عذر جواز دارد. و فرقی نمیکند که آن نجاست اندک؛ بر جامه یا بدن و یا مکان نماز وی باشد.
و گزاردن نماز به هنگام فشار پیشاب، مدفوع و باد شکم مکروه است؛] مگر آن که بیم آن داشته باشد که [اگر چنانچه به قضای حاجت بنشیند و دوباره وضو بگیرد،] وقت نماز یا جماعت نماز را از دست بدهد؛ [که در آن صورت میتواند به همان حالت، نماز خویش را بخواند؛ ولی] اگر چنانچه بیم از دست دادن وقت نماز یا نماز جماعت را نداشت، در آن صورت، مستحب است که به فشار پیشاب و مدفوع و باد شکم، پایان بدهد؛ [یعنی: به قضای حاجت نشیند؛ سپس وضو بگیرد و نماز خویش را بگزارد.]
* نماز گزاردن در جامههای حقیر و پست و فرومایه و بیمقدار [که فرد نمازگزار در مانند آنها، به سوی اشراف و بزرگان مردم، بیرون نمیآید.
روایت شده است که: «رَأَي عُمَرُس رَجُلاً فَعَلَ ذٰلِكَ. فَقٰالَ: اَرَأَيْتَ لَوْ کُنْتُ اَرْسَلْتُكَ اِلٰي بَعْضِ النّٰاسِ، أَکُنْتَ تَمُرُّ فِيْ ثِيٰابِكَ هٰذِهِ؟ فَقٰالَ: لٰا. فَقٰالَ عُمَرُس: اَللهُ اَحَقُّ اَنْ تَتَزَيَّنَ لَهُ» (سنن بیهقی و صحیح ابن خزیمه)؛ «عمرس مردی را دید که در جامههای حقیر و فرومایه نماز میگزارد؛ بدو گفت: به نظر تو؛ اگر من تو را به سوی برخی از مردم بفرستم، آیا با همین لباسهای پست و فرومایه به نزد آنان میروی؟ وی گفت: خیر. عمرس فرمود:خدا سزاوارتر است که خویشتن را برای او مزین و آراسته نمایی».]
* نماز خواندن با سر برهنه؛ و برهنه بودن سر وی به خاطر تواضع و فروتنی و تضرّع و خاکساری نباشد؛ [ولی اگر چنانچه به جهت عذری، یا به جهت خشوع و خضوع و خاکساری و کرنش و تواضع و عجز و لابه در بارگاه پروردگار جهانیان، سرش را برهنه کرد و نمازگزارد، در آن صورت، نماز وی مکروه نیست.]
* نماز خواندن در حالت حاضر بودن غذا؛ در صورتی که [نمازگزار سخت گرسنه باشد و] به غذا میل داشته باشد؛ [زیرا عایشهل گوید: از پیامبر ج شنیدم که میفرمود: «لٰاصَلٰاةَ بِحَضْرَةِ طَعٰامٍ وَّلٰا وَهُوَ يُدٰافِعُ الْاَخْبَثٰانِ» (مسلم، ابوداود)؛ «در حالت حاضر بودن غذا و فشار ادرار و مدفوع، نمازی نیست».
و نیز میفرماید: «اِذٰا وُضِعَ عَشٰاءُ اَحَدِکُمْ وش ُاقِيْمَتِ الصَّلٰاةُ، فَابْدَؤُوْا بِالْعَشٰاءِ وَلٰا يَعْجَلْ حَتّٰي يَفْرُغَ مِنْهُ»؛ (بخاری و مسلم)؛ «هرگاه شام یکی از شما آورده شد و نماز نیز برپا گردید؛ در آن صورت نخست شام خود را بخورید و شتاب نکنید تا آن که از خوردن فارغ شوید».]
* هر آن چیزی که اسباب دلمشغولی و بیتوجّهی به نماز را فراهم گرداند و مُخلّ خشوع و خضوع نماز باشد؛ [زیرا روایت شده است که: «نَهَي النَّبِيُّ ج عَنِ الْاِتْيٰانِ لِلصَّلٰاةِ سَعْياً بِالْهَرْوَلَةِ» (بخاری)؛ «پیامبر ج نهی کردند از این که شخص، دوان دوان به سوی نماز بیاید».
و نیز عایشهل گوید: پیامبر ج در لباسی نقش و نگاردار نماز خواند؛ سپس فرمود: «شَغَلَتْنِيْ اَعْلٰامُ هٰذِهِ؛ اِذْهَبُوْا بِهٰا اِلٰي اَبِيْ جَهْمٍ؛ وَأْتُوْنِيْ بِاَنْبِجٰانِيَّتِهِ» (بخاری و مسلم، ابوداود، نسایی و ابن ماجه)؛ «نقش و نگارهای این لباس، مرا به خود مشغول کرد، آن را برای ابوجهم ببرید و انبجانیه (لباس ساده و بدون نقش و نگار) او را برایم بیاورید».]
* شمردن آیات و تسبیحها، با انگشتان دست.
* ایستادن امام [با تمام بدن خویش] در محراب [بدون عذر؛ ولی اگر چنانچه امام، خارج از محراب ایستاد و در محراب، سجده کرد؛ و یا به جهت تنگی مکان و اندک بودن جای، با تمامی وجود خویش در محراب ایستاد، در آن صورت نماز مکروه نیست.]
* ایستادن امام به تنهایی، در مکانی [مرتفع که بلندی آن به اندازهی یک گز باشد؛ زیرا ابن مسعودس گوید: «اِنَّهُ نَهٰي اَنْ يَّقُوْمَ الْاِمٰامُ فَوْقَ شَيْءٍ وَّالنَّاسُ خَلْفَهُ» (سنن بیهقی)؛ «پیامبر ج نهی کردند از این که امام در فراز بایستد و حال آن که مردم نیز در پشت سر او هستند».]
* ایستادن امام به تنهایی، در زمینی [گود و پایین بدون عذر؛ و اگر چنانچه یکی از مقتدیها به همراه او ایستاد، نماز مکروه نیست.]
* گزاردن نماز در پشت صفی از صفهای نمازگزاران که در آن، گشادگی و گنجایشی برای ایستادن او وجود دارد؛ [زیرا پیامبر ج میفرماید: «مَنْ سَدَّ فُرْجَةً مِّنَ الصَّفِّ، کُتِبَ لَهُ عَشْرَ حَسَنٰاتٍ وَمُحِيَ عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئٰاتٍ وَّرُفِعَ لَهُ عَشْرَ دَرَجٰاتٍ» (ابن ماجه)؛ «هر کس شکاف صفی از صفهای نماز را پر کند، برای او ده حسنه نوشته میشود و از او ده گناه، محو میگردد و ده درجه به وی افزوده میشود».
و نیز روایت شده است که: پیامبر ج فرمودند: «اِنَّ اللهَ وَمَلٰائِکَتَهُ يُصَلُّوْنَ عَلَي الَّذِيْنَ يَصِلُوْنَ الصُّفُوْفَ؛ وَمَنْ سَدَّ فُرْجَةً رَفَعَهُ اللهُ بِهٰا دَرَجَةً» (ابن ماجه)؛ «خدا و فرشتگانش، بر کسانی درود میفرستند که صفها را به هم وصل میکنند. و هر کس شکاف صفی از صفهای نماز را پر کند، خداوند با آن، درجهای به درجاتش میافزاید».]
* نمازگزاردن در جامهای که در آن، تصاویر [موجودات ذی روح] وجود دارد.
* [نمازگزاردن در مکانی که در آن، عکس و تصویر موجود ذی روح، وجود دارد؛ خواه] تصویر، بالای سر وی باشد، یا پشت سر وی، یا رو به روی وی و یا در کنار وی؛ مگر آن که تصویر کوچک باشد؛ یا تصویری باشد که سر آن، قطع شده باشد، و یا تصویر غیر موجود ذی روحی باشد؛ [یعنی: اگر چنانچه تصویر، کوچک بود به گونهای که برای شخص ایستاده، آشکار نمیگردید؛ یا تصویری بود که سر آن قطع شده بود؛ یا تصویر غیر ذی روحی بود، پس در آن صورت، نماز مکروه نمیشود.]
* و این که در جلوی روی نمازگزار، تنور یا منقل و آتشدانی وجود داشته باشد که در آن، اخگر آتش باشد؛ [زیرا این کار، شبیه با حالت مجوسیان و آتشپرستان است. ولی اگر در جلوی روی نمازگزار، شمع و چراغ و لامپ بود، نمازش مکروه نمیشود.]
* این که در جلوی روی نمازگزار، گروهی خوابیده وجود داشته باشد؛ [زیرا احتمال دارد که از آنها، چیزی خارج شود و یا موردی رونما گردد که باعث خندهی نمازگزار یا شرمساری و سرافکندگی و یا اذیت و آزار وی گردد؛ و اگر این احتمالات وجود نداشت، پس در آن صورت، کراهیتی وجود ندارد؛ زیرا عایشهل میگوید: «کٰانَ رَسُوْلُ اللهِ ج يُصَلِّيْ صَلٰاةَ اللَّيْلِ کُلِّهٰا وَاَنَا مُعْتَرِضَةٌ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقِبْلَةِ، فَاِذٰا اَرٰادَ اَنْ يُّوْتِرَ، اَيْقَظنِيْ فَاُوْتِرُ» (بخاری و مسلم)؛ «پیامبر ج تمام شب، نماز تهجد میگزارد و حال آن که من در بین او و قبله، دراز کشیده و خوابیده بودم؛و هرگاه میخواست نماز وتر بخواند؛ مرا نیز بیدار میکرد و نماز وتر را میخواندم».
و نیز میگوید: «کُنْتُ اَمُدُّ رِجْلِيْ فِيْ قِبْلَةِ النِبِيِّ ج وَ ُ$$هَو يُصَلِّي؛ فَاِذٰا سَجَدَ، غَمَزَنِيْ فَرَفَعْتُهٰا، فَاِذٰا قٰامَ، مَدَدْتُهٰا» (بخاری و مسلم)؛ «در حالی که پیامبر ج نماز میخواند، پاهایم را در حال خواب، در محل سجدهی او دراز میکردم. وقتی به سجده میرفت، پایم را لمس میکرد، من هم آن را جمع میکردم و وقتی که بلند میشد، دوباره پایم را دراز میکردم».]
* پاک کردن خاکی که او را اذیت نمیکند از پیشانی [و بینی] خویش در اثنای نماز.
* و معین کردن سورهای خاصّ در نماز؛ به طوری که غیر از آن [از دیگر سورهها،] سورهای نخواند؛ مگر آن که به خاطر سهولت و آسانی سوره بر وی، و یا به جهت تبرّک جستن به قرائت پیامبر گرامی اسلامی ج، سورهای را در نماز، معین و معلوم نماید؛ که در آن صورت، نماز وی مکروه نیست. [یعنی: اگر سوره را به جهت عذری، معین ساخت؛ و یا به جهت تبرّک جستن به قرائت پیامبر گرامی اسلامی ج، سورهای را مشخّص و معین کرد؛ در آن صورت، نماز وی مکروه نیست. مثل این که غیر از دو سوره، دیگر سورهای از سورههای قرآن را یاد نداشته باشد؛ و یا به جهت تأسّی و اقتدا به پیامبر ج برخی از سورهها را در برخی از نمازها بخواند.
ولی به طور کلّی، برای فرد نمازگزار، درست نیست که در تمامی نمازها یا برخی از آنها، سورهای خاصّ برای قرائت، مشخّص و معین کند؛ اینطور که در تمامی نمازها، یا برخی از آنها، فقط همان سوره را بخواند و خواندن سورهای دیگر را در نماز جایز نداند؛ و در شرع مقدّس اسلام نیز، چنین کاری مکروه است.
ولی، حال سؤال اینجاست که اگر چنانچه فرد نمازگزار، قرائت برخی از سورهها را در بعضی از نمازها به صورت وجوبی و حتمی برای خودش معین و مشخّص نکند؛ آیا در این صورت، در احادیث وارد شده که برخی از سورهها در برخی از نمازها قرائت شود؟ به گونهای که اگر فرد نمازگزار آنها را اختیار کند، با خواندن آنها، بد و ثواب و پاداش برسد؟
در پاسخ باید گفت: آری؛ قرائت برخی از سورهها در برخی از نمازها، در احادیث و روایات وارد شده است؛ این طور که اگر کسی آنها را در برخی از نمازها اختیار کند، بد و ثواب و پاداش میرسد؛ و قرائت برخی از این سورهها در برخی از نمازها که در احادیث بدانها اشاره شده عبارتند از:
۱- خواندن سورهی «الم تنزيل» در رکعت اول نماز صبح روز جمعه، و خواندن سورهی «هل اتى على الانسان» در رکعت دوّم آن، سنّت است. بخاری و مسلم به نقل از ابوهریرهس.
۲- خواندن سورهی «جمعه»، در رکعت اول نماز جمعه و قرائت سورهی «منافقون» در رکعت دوم آن، سنّت است. مسلم به نقل از ابوهریرهس.
۳- خواندن سورهی «سبّح اسم ربك الاعلى» در رکعت اول نماز جمعه، و خواندن سورهی «هل اتاك حديث الغاشية» در رکعت دوم آن، سنّت است. مسلم به نقل از نعمان بن بشیرس.
۴- قرائت سورهی «سبّح اسم ربك الاعلى» در رکعت اول نمازهای عید فطر و عید قربان، و خواندن سورهی «هل اتاك حديث الغاشية» در رکعت دوم نمازهای فطر و قربان، نیز سنّت است. مسلم به نقل از نعمان بن بشیرس.
۵- و سنّت است که در رکعت اول نماز وتر، پس از خواندن سورهی فاتحه، سورهی «اَعلى» و در رکعت دوم، پس از سورهی فاتحه، سورهی «کافرون» و در رکعت سوم، پس از سورهی فاتحه، سورهی «اخلاص» خوانده شود. این روایت را ابوداود از عایشهل؛ نسایی از عبدالرحمن بن ابزیس؛ احمد بن حنبل از ابی بن کعبس و دارمی از ابن عباسب روایت کردهاند.]
* قرار ندادن سُتره در مکانی که گمان میرود که در آنجا، از جلوی نمازگزار، کسی عبور و مرور نماید؛ [زیرا ابن عمرب گوید: پیامبر ج فرمود: «لٰا تُصَلِّ اِلّا اِلٰي سُتْرَةٍ؛ وَلٰا تَدَعْ اَحَداً يَّمُرُّ بَيْنَ يَدَيْكَ؛ فَاِنْ اَبٰي فَلْتُقٰاتِلْهُ، فَاِنَّ مَعَهُ الْقَرِيْنَ» (صحیح ابن خزیمه)؛ «نماز نخوان مگر رو به سُتره؛ و به کسی اجازه نده که از جلوی نماز تو عبور کند؛ و اگر اصرار بر عبور از جلو نمازت کرد، با او بجنگ، چون شیطان با او است».]