مجتهد مطلق
استاد محمد مصطفی مراغی بزرگ، رئیس اسبق دانشگاه الازهر درباره مجتهد مطلق میگوید:
«کسی که در احکام و مسایل شرعی اجتهاد میکند، گاهی چون تمام شرایط در او جمع است، صلاحیت استنباط تمام احکام شرعی را دارد و چنین شخصی «مجتهد مطلق» نامیده میشود.
و گاهی به خاطر احاطه به رشته خاصی، صلاحیت استنباط بعضی از احکام را داراست و در این صورت او را «مجتهد خاص» یا «مجتهد متجزی» گویند، و مجتهد و فقیه و مفتی در اصطلاح علمای اصول، کلماتی مترادفند.
آنگاه صریح گفته طولانی امام غزالی را از کتابش «الـمستصفی» نقل نموده و درباره آن میگوید:
این شرایط مجتهد مطلق است که شارع او را مکلف نموده که جمیع احکام را از ادله تفصیلی به دست آورد و تقلید و واسطه میان وی و ادله را حرام گردانیده است.
خلاصه این شرایط از این قرار است:
۱- مجتهد باید به نکات آیهای که میخواهد با آن استدلال کند و به هنگام نیاز با حکمتش تطبیق دهد، عالم باشد، ولی حفظ تمام قرآن و یا حفظ آیات احکام شرط نیست.
۲- به محمل ثبت هر بابی از بابهای حدیث، آشنا باشد تا بتواند به هنگام صدور فتوا به آن مراجعه نماید و شرط، آن نیست که تمام احادیث و یا احادیث احکام را حفظ باشد بلکه کافی است که اصلی مانند «سنن أبیداود» و «معرفة السنن» تألیف احمد بیهقی را در اختیار داشته باشد.
۳- باید بداند که آیه و حدیث مورد استدلال، منسوخ نشده است.
۴- باید بداند که بر خلاف مسئله مورد بحث و تحقیق، اجماع نشده است. البته لازم نیست محل اجماع و خلاف را حفظ باشد.
۵- آشنایی به علم لغت و نحو به طوری که بتواند خطابات عربی را به خوبی بفهمد و با ادله و شرایط آن آشنا باشد.
۶- لازم نیست درباره سند احادیثی که راویان آنها به عدالت معروفند و مورد قبول همگانند، تحقیق کرد و در غیر این صورت چنانکه پیشوایان عادل که مذاهبشان شناخته شده است، آنان را عادل شمرده باشند باز هم کفایت میکند.
درمیان شرایط فوق از همه مهمتر، دانستن سه فن زیر است:
۱- علم حدیث
۲- علم لغت
۳- علم اصول
علما، هر یک از آیات و احادیث احکام و ناسخ و منسوخ و موارد اجماع و خلاف را جداگانه در کتابی جمعآوری کردهاند و اکنون احکام شرع در کتابهای فقه و در شروح حدیث و تفسیر، مدوّن گشته است. و در این زمان، عصر روایت و حدیث پایان یافته و مردم به کتب تدوین شده و نظریات پیشوایانی که دربارۀ راویان، جرح و تعدیل نمودهاند، مراجعه میکنند.
و در عین حال کتابهای رجال و حاوی شرح حال راویان، فراوان است و طالبان علم به آسانی میتوانند درباره آنان تحقیق کنند. و علم لغت عربی و فنون آن مانند نحو، صرف، ادب و بلاغت در مدارس دینی مصر [۹۲]و غیره با دقت کافی تدریس میشود و طلاب را برای درک عبارت و خطابههای عربی کفایت میکند.
و همچنین اصول فقه (ادله و شرایط آن) و غیره به طور کامل تدریس میشود، چه آنهایی را که غزالی ذکر کرده و چه آنهایی را که ذکر نکرده است.
اجتهاد نه تنها از نظر عقل ممکن است بلکه عادتاً نیز امکانپذیر است و اکنون راه آن از زمان گذشته که میبایست به خاطر به دست آوردن حدیث و آراء و اجماع علما، به نقاط دوردست سفر کنند، آسانتر است. در حال حاضر موارد بحث و تحقیق و اجتهاد در هر یک از قسمتهای علوم: حدیث، فقه، لغت، نحو و منطق، جمعآوری و دسته بندی شده و احادیث صحیح از ناصحیح مجزا گشته، به طوری که پژوهشگر را از تحقیق و جستجو راجع به چگونگی رجال و روایتکنندگان بینیاز ساخته است و تمام این کتابها در کلیه کتابخانههای کشورهای اسلامی یافت میشود. ولی در زمان گذشته این مواد و این کتب در دسترس همگان نبود.
اکنون بیشتر مسایلی که برای تحقیق و اجتهاد عرضه میشود، فقها قبلاً دلایل آن را تحقیق کرده و درباره آن فتوا دادهاند و هرکدام، نظریات خود را با ذکر ادله در کتابهای خود آوردهاند و در این عصر، مجتهد کاری جز این ندارد که نظریات و دلایل تدوین شده را مورد مطالعه قرار دهد و بهترین آنها را انتخاب کند.
اما حوادث و مسایل جدیدی که پدید میآید و احتیاج به حکم جدید دارد، حفظ تمامی آیات و احادیث احکام و فهم صحیح آنها و شناختن ناسخ و منسوخ و حفظ موارد اجماع لازم نیست و احتیاج به این جهد و کوشش که در راه فهم مطالب کتب پیچیده «الأزهر» میشود، ندارد.
آنچه مسلم است زمانه، خلقت انسان را تغییر نداده و خردها پنهان نگشته و همان طبیعت و سرشت گذشته، اکنون در انسان باقی است و مجتهدین را به بالاترین درجهای که از نظر عقل ممکن است میکشاند. و من در عین احترام به نظریه کسانی که اجتهاد را محال میدانند، اجتهاد را جایز میدانم و میگویم که درمیان علمای مدارس دینی مصر کسانی هستند که شرایط اجتهاد در آنان جمع است و تقلید برای آنها حرام میباشد.
[۹۲] در تمام کشورهای اسلامی و مدارس دینی علوم اسلامی و معانی و بیان تدریس میشود.