تعصب سلاطین و امرای خراسان و ماوراءالنهر نسبت به ابوحنیفه و پیروانش
گرچه ظهور مجتهدان بزرگ نیاز جامعۀ مسلمانان بود و هر چهار امام در آزاداندیشی و توجه به درک حقیقت موضوع و حکم، کمال خلوص را داشتند و همواره از افتراق و دو دستگی دوری میکردند ولی پادشاهان و فرمانروایان به علت تعصب خاص خود، اطرافیانشان را به پذیرفتن مذهب دلخواهشان وامیداشتند، به ویژه در خراسان و ماوراءالنهر، این روش ادامه داشت چنانکه آمده است:
«و سلاطین آل سلجوق رحمالله الـمـاضیین منهم وأبقی الباقیین [۵۰۹]. چندان تربیت علمای اصحاب بوحنیفه کردهاند که اثر محبت ایشان در دل پیر و جوان مانده است، و سلطان اعظم سنجر برّد الله مضجعه [۵۱۰]در خراسان و ماوراءالنهر و غزنین چندان تربیت صدور جهان [۵۱۱]وخواجه امام برهان [۵۱۲]کرد که خطاخان [۵۱۳]کافر چون بر آن ملک مستولی شد بیایشان ملک نتوانست داشتن، هنوز اعقاب ایشان را حاکم و ممکن دارد. و اگر در همه جهان منصبی از مناصب جز اصحاب بوحنیفه کسی داشتی بر زخم شمشیر بیرون کردندی و بر اصحاب امام اعظم مقرّر داشتندی؛ چنانک سلطان محمد ماضی قدس الله روحه العزیز [۵۱۴]چون مسجد جامع اصفهان، نظامالملک [۵۱۵]به سبب تعصب بر اصحاب شافعی مقرّر داشت سرها بفرمود بریدن و لشکر فرستاد تا قاضی القضاه صدر صدور جهان رکن الدین اقرّالله عین الدین والإسلام بمکانه [۵۱۶]در آن مسجد خطبه کرد، و چون بشارت بدان حضرت رسید که نماز کردند کلاه برانداخت و نشاط کرد و صلات [۵۱۷]و صدقات داد و در جامع همدان همچنان کرد و چون رایت دولت و چتر سلطنت و رکاب میمون و بارگاه همایون و لشکر منصور و جند [۵۱۸]مظفر کیخسرو[ی] بهمدان رسد همان کند و شکرانه بسیار و صدقه بیشمار واجبست بر سلطان روزگار و شهریار کامگار و سایه آفریدگار و صاحق قران هر دیار که ملک تعالی او را اعتقاد درست و مذهب امام اعظم بوحنیفه کوفی کرامت دادهاست و بر اهل روم جمله، شکر آنها واجبست که دین مردان و مذهب عظیمالدهر سلطان قاهره، دارند» [۵۱۹].
دعاوی راوندی درباره رفع تعصب مذهبی و استمداد از سلطان کیخسرو:
راوندی در پایان ستایش از ابوحنیفه و حنفیان و از سلطان سلجوقی ابوالفتح کیخسرو بن سلطان قلج ارسلان میخواهد که میان حنفیان و شافعیان صلح و سازش و مودّت ایجاد کند:
«توقّع از لطف ربانی آنست که وارث آل سلجوق، خداوند عالم پادشاه بنیآدم غیاث الدّنیا و الّدین ابوالفتح کیخسرو بنالسلطان العادل قلج ارسلان خلّد الله دولته [۵۲۰]احیای آن مراسم بکند و از تعصب که میان اصحاب امام ابوحنیفه و اصحاب امام شافعی واقع شود دفع کند کی [۵۲۱]عاقبت تعصب بدشمنی انجامد و دشمنی مسلمانان شوم باشد» [۵۲۲].
[۵۰۹] خداوند رفتگانشان را بیامرزد و ماندگانشان را جاودان سازد. [۵۱۰] خداوند قبرش را (از آتش جهنم) سرد کند. [۵۱۱] عبدالعزیز بن عمربن عبدالعزیز مازه و صدر جهان که همه از آل خواجه امام برهانالدین بخاری حنفی بودهاند. [۵۱۲] امام برهان الدین عبدالعزیز بن مازه بخاری حنفی که آل برهان همه به او منسوب بودهاند. [۵۱۳] مراد از وی گورخان خطائی باشد که در سال ۵۳۶ هجری بر ماوراءالنهر غلبه یافت. [۵۱۴] خداوند روح عزیزش را مقدس نماید. [۵۱۵] ابونصر احمد پسر نظامالملک مشهور وزیر ملکشاه سلجوقی است. [۵۱۶] خداوند چشم دین و اسلام را به مقامش روشن فرماید. [۵۱۷] صلات: جمع صلاة به معنی پاداش و هدیه است. [۵۱۸] جُند: سرباز، لشکر. [۵۱۹] راحة الصدور، ۱۸-۱۹. [۵۲۰] خداوند دولتش را پایدار کند. [۵۲۱] کی: که. [۵۲۲] راحة الصدور، ۸۴.