شرح عبارات متن
قول مؤلف /: و در حدیثی آمده است: «الدُّعَاءُ مُخُّ العِبَادَةِ»[٨٧] «دعا مغز عبادت است».
* این حدیث را با این لفظ، امام ترمذی / از انس س روایت کرده است، و در سند آن ابن لَهیعه است، و گروهی از اهل علم این حدیث را ضعیف خواندهاند.
* در سنن چهارگانه از نُعمان بن بَشیر ب روایت شده است که پیامبر ج فرمود: «إِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَةُ»[٨٨] «دعا همان عبادت است».
فایده: شیخ الاسلام ابن تیمیه / رسالۀ گرانبهایی در آداب دعا دارند که در آن این آیۀ کریمه را تفسیر نموده است: ﴿وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا وَٱدۡعُوهُ خَوۡفٗا وَطَمَعًاۚ..﴾[الأعراف: ٥٦] «و در زمین، پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید». سپس انواع دعا و آداب آن را با شیوۀ زیبا و ارزشمند شرح داده است که میباید معلم از آن اطلاع داشته باشد، و آن سخنان در کتاب مجموع فتاوی شیخ الاسلام (١٠/١٥) موجود است.
فرمودۀ مؤلف /: و دلیل، این قول الله متعال است: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ٦٠﴾[غافر: ٦٠] «و پروردگار شما فرمود: مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم همانا کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند، به زودی با خواری به جهنم وارد میشوند».
* ﴿دَاخِرِينَ﴾ خواری و ذلت.
* این امر دستور الله ﻷ است تا تنها او به دعا خوانده شود و شامل دعای مسألت و دعای عبادت است.
* استجابت دعای مسألت با دادن آنچه دعاکننده درخواست نموده انجام میپذیرد. و استجابت دعای عبادت با قبولشدن و پاداشدادن بر آن میباشد.
* شیخ الاسلام ابن تیمیه / میگوید: و از جمله، این فرموده الله متعال است: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ﴾ [غافر: ٦٠] «و پروردگار شما فرمود: مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم». پس دعا شامل هردو نوع است. اما در دعای عبادت آشکارتر میباشد؛ از اینرو در پی آن میفرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي﴾[غافر: ٦٠] «همانا کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند». و دعا در این آیه به هردو نوع تفسیر میشود.
* و ابن قیم / میگوید: دعا دو نوع است: دعای عبادت و دعای مسألت، و عابد، دعاکننده است. طوری که سائل دعاکننده است، و با هردو این فرمودۀ پروردگار تفسیر شده است: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ﴾[غافر: ٦٠] «و پروردگار شما فرمود: مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم».
برخی گفتهاند: مرا اطاعت کنید شما را پاداش میدهم، و برخی دیگر گفتهاند: از من سوال و درخواست کنید شما را میدهم، و این فرمودۀ الله متعال هردو تفسیر را دربر میگیرد: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌۖ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِۖ﴾[البقرة: ١٨٦] «و چون بندگانم، از تو درباره من بپرسند، بگو: به راستی که من نزدیک هستم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت میکنم».
* امام بخاری / در کتاب الأدب المفرد و امام ترمذی / در کتاب سنن خویش از ابوهریره س روایت کردهاند که پیامبر ج فرمود: «مَنْ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ»[٨٩] «هرکس از الله متعال چیزی نخواهد، او تعالی بر وی خشمگین میشود».
* شیخ الاسلام ابن تیمیه / میگوید: و او تعالی طوری که دربارۀ خود خبر داده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌۖ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِۖ﴾[البقرة: ١٨٦] «و چون بندگانم، از تو دربارۀ من بپرسند، بگو: به راستی که من نزدیک هستم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت میکنم».
و میفرماید: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ٦٠﴾[غافر: ٦٠] «و پروردگار شما فرمود: مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم، همانا کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند».
و در کتاب صحیح بخاری و مسلم از پیامبر ج روایت است که فرمود: «مَا مِنْ دَاعٍ يَدْعُو اللهَ بِدَعْوَةٍ، لَيْسَ فِيهَا ظُلْمٌ وَلَا قَطِيعَةُ رَحِمٍ، إِلَّا أَعْطَاهُ اللهُ بِهَا إِحْدَى خِصَالٍ ثَلاثٍ: إِمَّا أَنْ تُعَجَّلَ لَهُ دَعْوَتُهُ، وَإِمَّا أَنْ يَدَّخِرَ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ مِثْلَهَا، وَإِمَّا أَنْ يَصْرِفَ عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مِثْلَهَا»[٩٠]: «هیچ دعاکنندهای نیست که از الله دعا و درخواست چیزی را بکند که در آن ظلم و قطع صلۀ رحم نباشد، مگر اینکه الله متعال با آن دعا یکی از این سه چیز را برایش میدهد: دعایش را فوراً اجابت میکند، و یا اینکه خیری مانند آن را برایش ذخیره میکند، و یا اینکه شری را از او دور میکند». پس با دعای دعاکننده که در آن تجاوزی نباشد مطلوب حاصل میشود، یا مانند آن برایش میرسد و این آخرین حد اجابت دعا است؛ زیرا امکان دارد آنچه را دعاکننده طلب کرده است از جملۀ ممتنعات باشد، یا برای دعاکننده یا کسی دیگر منجر به فساد شود، درحالی که دعاکننده از آن ناآگاه بوده و نمیداند که در آن بر خودش زیانی است. بدون شک، پروردگار نزدیک و اجابتکننده است، و او بر بندگان خود با رحمتر از مادر به فرزندش است، و هرگاه از ذات کریم و رحیم چیزی معیّن، خواسته شود میداند که دادن آن چیز برای بندهاش به خیر و صلاحش نیست پس چیز دیگری مانند آن را برایش میدهد، طوری که پدر برای فرزندش چنین میکند؛ وقتی فرزند چیزی میخواهد که مناسب حال او نیست، پدر چیزی مناسب مانند آن را برایش میدهد، و برای الله متعال مَثَلها و نمونههای والاتر است.
قول مولف /: دلیل خوف، این قول باریتعالی است: ﴿إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٧٥﴾[آل عمران: ١٧٥] «(در حقیقت) این شیطان است که دوستانش را میترساند، پس از آنها نترسید، و از من بترسید، اگر ایمان دارید».
و دلیل اینکه خوف و بیم عبادت است، این فرمودۀ الله متعال میباشد: ﴿فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٧٥﴾[آل عمران: ١٧٥] «پس اگر ایمان دارید از آنها نترسید، و از من بترسید».
* امر بر ترسیدن از پروردگار متعال دلیل بر این است که ترس، عبادت مورد پسند الله متعال است.
* و منع از ترسیدن از اولیای شیطان در آیه کریمه دلیل بر حرامبودن ترس از اولیای شیطان است.
* ترس از الله متعال و سلامتی قلب از ترس اولیای شیطان دلیل بر صحت ایمان است.
﴿يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ﴾ یعنی شیطان با وسوسههای خود، اولیایش را برای شما بزرگ نشان میدهد تا از آنها بترسید. و قول مفسران و اهل لغت این است که «يخوفكم بأولياءه» «شما را با اولیای خود میترساند» و این تفسیر باللازم است، که یکی از شیوههای تفسیر میباشد.
- فَرّاء / میگوید: مانند این فرمودۀ الله متعال است: ﴿لِيُنذِرَ يَوۡمَ ٱلتَّلَاقِ١٥﴾[غافر: ١٥] یعنی تا شما را از روز قیامت بترساند.
قول مؤلف /: و دلیل امید، این فرمودۀ باریتعالی است: ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا١١٠﴾[الكهف: ١١٠] «پس هرکس به لقای پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد، و هیچکس را در عبادت پروردگارش شریک نسازد».
* یعنی دلیل بر اینکه امید عبادتی است که مورد پسند الله متعال میباشد، این فرمودۀ پروردگار میباشد: ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾ «پس هرکس به لقای پروردگارش امید دارد..».
در این آیه الله متعال امید را مورد ستایش قرار داده که دال بر دوستداشتن آن است؛ پس دانستیم که امیدداشتن عبادت است.
* مفسران در معنای این آیه سه قول دارند:
- قول اول: امید در اینجا در باب خودش است و همان طمع در ثواب و پاداش میباشد، و این قول سعید بن جُبَیر / است که میگوید: «ثواب ربه» «پاداش پروردگارش را». به روایت ابن جریر، و این تفسیر به طور جزئی از شیوههای لازم تفسیری است، زیرا پاداشی که الله متعال بندگان مؤمن خود را به آن وعده داده در صورتی است که با او تعالی ملاقات کنند.
- مانند این آیه کریمه این قول الله متعال است: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا وَرَضُواْ بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَٱطۡمَأَنُّواْ بِهَا وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِنَا غَٰفِلُونَ٧ أُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٨﴾[يونس: ٧-٨] «همانا کسانی که ملاقات ما را (در روز قیامت) امید ندارند، و به زندگی دنیا راضی شده و به آن دل بستهاند، و کسانی که از آیات ما غافل هستند، * آنها (همه) جایگاهشان آتش (جهنم) است، به سبب کارهایی که انجام میدادند».
- وقتی امید دیدار الله متعال را به متاع ناچیز دنیا عوض کردند دانستیم که این تعویض چیز پستتر با چیز بهترتر است. و نتیجه اینکه معنایش پاداشی است که نسبت به متاع دنیا بهتر و پایدارتر میباشد.
- امید به لقای الله متعال شامل امید به رؤیت الله متعال میباشد که این امیدواریِ مقرّبان و از بزرگترین نعمتها است و نیز امید برخوردارشدن به پاداش الهی در بهشت پرنعمت است، و همۀ اینها شامل معنای ثواب میشود.
* قول دوم: امید در اینجا به معنی خوف و ترس است: و این قول مُقاتِل و ابن قُتَیْبه رحمهما الله میباشد، و از قول ابیذُؤَیْب هُذَلی برای این معنا شاهدی آورده شده است.
إِذَا لَسَعَتْهُ النَّحْلُ لَمْ يَرْجُ لَسْعَهَا
وَخَالَفَهَا فِي بَيْتِ نُوْبٍ عَوَامِلِ
اگر او را زنبور نیش بزند این نیشزدن او را نمیترساند...
- «لم یرج لسعها» یعنی او را نترساند، زجاج / گفته است: و مانند آن این قول الله متعال است: ﴿مَّا لَكُمۡ لَا تَرۡجُونَ لِلَّهِ وَقَارٗا١٣﴾[نوح: ١٣] «شما را چه شده است که برای الله، عظمت (و شکوه) قایل نیستید؟!».
* قول سوم: امید در اینجا به معنای یقین است؛ یعنی کسی که به لقاء الله یقین داشت پس عمل صالح انجام دهد، و مانند آن این قول الله متعال است: ﴿قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ ٱللَّهِ﴾[البقرة: ٢٤٩] «آنانی که به دیدار الله یقین داشتند، گفتند».
یظنون در اینجا به معنای یوقنون یعنی یقینداشتن است.
قول مؤلف /: و دلیل توکل، این فرمودۀ الله متعال است: ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٢٣﴾[المائدة: ٢٣] «و بر الله توکل کنید؛ اگر ایمان دارید».
و میفرماید: ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ﴾[الطلاق: ٣] «و هرکس بر الله توکل کند پس او، وى را کافى است».
* امر به توکل بر الله متعال دلیل بر آن است که توکل عبادت است.
* ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ﴾ «و بر الله توکل کنید» دلیل بر وجوب یکتادانستن الله متعال در توکلکردن است.
* ﴿فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ﴾ یعنی همان ذات برای او کافى است.
[٨٧]- سنن ترمذی: ٣٣٧١. حكم آلبانی: ضعیف.
[٨٨]- سنن ابیداود:١٤٧٩ و سنن ابن ماجه: ٣٨٢٨ و سنن ترمذی: ٢٩٦٩ و ٣٢٤٧ و ٣٣٧٢. حكم آلبانی: صحيح.
[٨٩]- سنن ترمذی: ٣٣٧٣ و لفظ از ادب مفرد: ٦٥٨ میباشد. حكم آلبانی: صحيح.
[٩٠]- اين حدیث با این الفاظ در صحيح بخاری و صحیح مسلم وجود ندارد بلکه در صحيح بخاری: ٦٣٤٠ و صحيح مسلم: ٢٧٥٣ آمده است که: «يُسْتَجَابُ لِأَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ، يَقُولُ: دَعَوْتُ فَلَمْ يُسْتَجَبْ لِي» «دعای هر يک از شما پذيرفته میشود؛ مادامی که عجله نکند و نگويد: دعا کردم و دعايم پذيرفته نشد». و در روایتی در صحيح مسلم: ٧٣٥ از ابوهریره س روایت شده است که پیامبر ج فرمود: «لَا يَزَالُ يُسْتَجَابُ لِلْعَبْدِ، مَا لَمْ يَدْعُ بِإِثْمٍ أَوْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ، مَا لَمْ يَسْتَعْجِلْ» قِيلَ: يَا رَسُولَ اللهِ مَا الِاسْتِعْجَالُ؟ قَالَ: يَقُولُ: «قَدْ دَعَوْتُ وَقَدْ دَعَوْتُ، فَلَمْ أَرَ يَسْتَجِيبُ لِي، فَيَسْتَحْسِرُ عِنْدَ ذَلِكَ وَيَدَعُ الدُّعَاءَ»: «دعای بنده همواره پذيرفته میشود؛ مادامی که درخواستش حاوی گناه يا قطع رابطه خويشاوندی نباشد و عجله نکند». پرسيدند: ای رسول الله! عجله چيست؟ فرمود: «اين که دعاکننده میگويد: بارها دعا کردم و نديدم که دعايم پذيرفته شود؛ بدين سان مانده و رنجور میگردد و دست از دعا میکشد». اما اصل این حدیث با اندکی تغییر در الفاظ در سنن ترمذی: (٣٦٠٤/ ٣) «أَبْوَابُ الدَّعَوَاتِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ج» آمده است و آلبانی نیز به جز لفظ داخل پرانتز، آن را صحیح دانسته است: «مَا مِنْ رَجُلٍ يَدْعُو اللَّهَ بِدُعَاءٍ إِلاَّ اسْتُجِيبَ لَهُ، فَإِمَّا أَنْ يُعَجَّلَ فِي الدُّنْيَا، وَإِمَّا أَنْ يُدَّخَرَ لَهُ فِي الآخِرَةِ، (وَإِمَّا أَنْ يُكَفَّرَ عَنْهُ مِنْ ذُنُوبِهِ بِقَدْرِ مَا دَعَا)، مَا لَمْ يَدْعُ بِإِثْمٍ أَوْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ أَوْ يَسْتَعْجِلْ. قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ وَكَيْفَ يَسْتَعْجِلُ؟ قَالَ: يَقُولُ: دَعَوْتُ رَبِّي فَمَا اسْتَجَابَ لِي».