شرح اصول سه گانه اسلام شیخ محمد بن عبدالوهاب

فهرست کتاب

آسانی و سهولت احسان‌کردن:

آسانی و سهولت احسان‌کردن:

* بدان -الله متعال به تو احسان کند- که رسیدن به مرتبۀ احسان امر بزرگی است، ولی برای کسی که الله متعال آن را برای او سهل و میسور گرداند، کار آسانی است. طوری که پیامبر  ج به معاذ  س فرمود: «لَقَدْ سَأَلْتَ عَنْ عَظِيمٍ وَإِنَّهُ لَيَسِيرٌ عَلَى مَنْ يَسَّرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ»[١٨٧] «در حقیقت از چیز بزرگی سؤال کردی و البته آسان است بر کسی که الله آن را بر او سهل گرداند».

و از دلایل احسان‌کردن، این فرموده الله متعال است که در آن امر و تشویق به احسان‌نمودن کرده است: ﴿وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٩٥ [البقرة: ١٩٥] «و نیکی کنید که الله نیکوکاران را دوست می‌دارد». و می‌فرماید: ﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ [النحل: ٩٠] «به راستی الله به عدل و احسان فرمان می‌دهد».

در شریعت اسلامی امر به کاری نشده که قابل تحمل نباشد و یا بالاتر از طاقت و توان انسان باشد، و نه به کاری ترغیب شده که دست نیافتنی باشد.

الله متعال بندگان را به امری ترغیب نمی‌کند که سپس آن را برایشان مشکل گرداند، جز اینکه بندگان خودشان اسباب ناکامی و شکست را به بار آورند که به سبب آن از توفیق انجام آن محروم می‌شوند، و اما شخص صادق و پرتلاش سزاوار کامیابی در امری است که از وی خواسته شده است.

* از بزرگ‌ترین اسباب توفیق بنده به احسان‌کردن: تعظیم اوامر الهی، شکرگزاریِ نعمت‌های او تعالی، کثرت ذکر و یاد الله تعالی و کوشش در این امور می‌باشد.

باعظمت‌شمردن اوامر الله تعالی نشانۀ تقوای قلب است طوری که الله متعال می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقۡوَى ٱلۡقُلُوبِ٣٢ [الحج: ٣٢] «(حکم) این است، و کسی که شعایر الهی را بزرگ دارد، پس بی‌گمان این (کار) از پرهیزگاری دلها است».

و شکر نعمت و ثمره آن این است که الله متعال شکرگزاران را دوست دارد، و ایشان را در انجام کاری که برای آنان می‌پسندد، توفیق می‌بخشد. وقتی مشرکان بر هدایت یافتن مؤمنان ضعیف اعتراض کردند الله متعال فرمود: ﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ٥٣ [الأنعام: ٥٣] «آیا الله به سپاسگزاران داناتر نیست؟».

وکثرت ذکر و یاد الله متعال، قلب بنده را جلا می‌دهد، شیطان را از وی می‌راند، محبت الله متعال را در قلب وی جای می‌دهد، محبت پروردگار را برای بنده جلب و افزایش می‌بخشد. و کسی که چیزی را دوست بدارد از آن بسیار یاد می‌کند، و پیوسته بنده با قلب و زبانش الله را یاد می‌کند تا اینکه برای احسان‌کردن توفیق می‌یابد.

الله متعال می‌فرماید: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا٢١ [الأحزاب: ٢١] «یقیناً برای شما در رسول الله سرمشق نیکویی است، برای آنان که به الله و روز آخرت امید دارند، و الله را بسیار یاد می‌کنند».

از این‌رو پیامبر  ج معاذ بن جبل  س را به کثرت ذکر توصیه نمود، طوری که در سنن نسایی از ابوعبدالرحمن حُبُلی و او از صُنابِحی و او از مُعاذ بن جبل  س روایت کرده که فرمود: پیامبر  ج دستم را گرفت؛ سپس فرمود: «إِنِّي لَأُحِبُّكَ يَا مُعَاذُ» «ای معاذ! من تو را دوست دارم»؛ گفتم: «وَأَنَا أُحِبُّكُ يَا رَسُولَ اللهِ»؛ «و من هم تو را دوست دارم یا رسول الله»، سپس فرمود: «لَا تَدَعَنَّ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ تَقُولُ» پس بعد از هر نمازی این دعا را ترک نکنی و بگویی: «اللَّهُمَّ أعِنِّي على ذِكْرِكَ، وشُكْرِكَ، وَحُسنِ عِبادتِكَ»[١٨٨] «بار الها! مرا بر ذکر و شکر و حسن عبادتت یاری ده».

ذکر و شکر، دو عبادت بزرگ هستند، و به خاطر اهمیت آن‌ها در اولویت قرار داده شده‌اند، چون از جمله اسباب توفیق‌یافتن در ادای عبادت به صورت درست و احسن می‌باشند.

کسی که برای رسیدن به این مرتبه تلاش کند و در جستجوی آن باشد پس سزاوارِ به دست‌آوردن آن است. الله متعال می‌فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٦٩ [العنكبوت: ٦٩] «و کسانی که در راه ما (کوشش و) جهاد کنند؛ قطعاً به راه‌های خویش هدایت‌شان می‌کنیم، و یقیناً الله با نیکوکاران است».

ابودرداء  س، از جمله چهار نفری است که معاذ بن جبل  س در وقت وفاتش توصیه نمود که از محضر آن‌ها علم بیاموزید، می‌گوید: «إِنَّمَا الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، وَإِنَّمَا الْحِلْمُ بِالتَّحَلُّمِ، وَمَنْ یتَحَرَّ الْخَیرَ یُعْطَهُ وَمَنْ یتَوَقَّ الشَّرَّ یُوقَهُ»[١٨٩]. «همانا علم به آموختن به دست می‌آید و بردباری به کسب‌نمودن آن حاصل مى‏شود و هرکس جویای خیر باشد همانش دهند و هرکس از شر بگریزد از آن برکنار ماند». و این حدیث مرفوعا از پیامبر  ج روایت شده، و علما حدیث موقوف‌بودن آن را بر ابودردا  س ترجیح داده‌اند.

و از شرط رسیدن به مرتبۀ احسان این نیست که بنده اعمال زیادی را انجام بدهد، بلکه چیزی که از وی خواسته شده است احسان در عمل است كه آن را بدون افراط و تفریط با ادای فرایض و تقرب‌جستن با نوافلی که برایش میسّر و آسان است، انجام دهد.

بنده نمی‌تواند تمامی اعمال صالحه را در دایره عمل خود گنجانیده آن را انجام بدهد، در مسند امام احمد و سنن ابن ماجه از ثوبان  س روایت است که پیامبر  ج فرمود: «اِستَقِيمُوا وَلَن تُحصُوا، وَاعلَمُوا أَنَّ خَيرَ أَعمَالِكُمُ الصَّلاةَ، وَلا يُحَافِظُ عَلَى الوُضُوءِ إِلاَّ مُؤمِنٌ»[١٩٠] «پایداری نمایید و نمی‌توانید (همه اعمال را) دریابید و بدانید که بهترین اعمال شما نماز است و جز مؤمن کسی بر وضوی خویش مواظبت نمی‌کند».

در بیان فضیلت محسنان از گروهی از سلف نقل شده که آن‌ها به خاطر کثرت نماز و روزه سبقت نگرفتند بلکه به چیزی که در قلب‌هایشان جایگزین شده بود به این مقام نایل شدند.

از شرط احسان نیست که تمامی اعمال بندۀ محسن نیک باشد، بلکه اگر احسان‌کردن و نزدیک‌شدن به احسان در بیشتر امور وی غالب بود پس وی از اهل احسان می‌باشد، إن شاءالله تعالی.

در صحیح بخاری و مسلم از ام المؤمنین عایشه  ل روایت شده است که پیامبر  ج فرمود: «سَدِّدُوا وَقَارِبُوا وَأَبْشِرُوا، فَإِنَّهُ لَنْ يُدْخِلَ الْجَنَّةَ أَحَدًا عَمَلُهُ» یعنی «در گفتار و کردار راه صواب را پیش بگیرید و میانه‌رو باشید و بشارت دهید زیرا هیچ‌کس عملش او را وارد بهشت نمی‌کند»، گفتند: حتی شما ای رسول الله؟ فرمود: «وَلَا أَنَا إِلَّا أَنْ يَتَغَمَّدَنِيَ اللَّهُ مِنْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَرَحْمَةٍ»[١٩١] «حتی من مگر اینکه مغفرت و رحمت الله شامل حالم گردد». پس درستکاری همان احسان است و راه اعتدال را گرفتن همان نزدیک‌شدن به احسان است.

البته شرط نیست که محسن از گناه معصوم باشد، شاید بسیاری از محسنان و نیکوکاران در گناه واقع شوند اما وقتی مرتکب گناهی شوند توبه‌کنان بازمی‌گردند. وقتی کار ناشایستی را انجام دهند در پی آن کار نیکی را انجام می‌دهند تا آن را محو و نابود کند، گناه پنهانی را با نیکی پنهانی و گناه آشکار را با نیکی آشکارا جبران می‌کنند، طوری که پیامبر  ج در حدیثی، که پیشتر گذشت، معاذ بن جبل  س را ارشاد فرمود: «اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُمَا كُنْتَ، وَأَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا، وَخَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ»[١٩٢] «هرجا که بودی تقوای الله را پیشه کن، و به دنبال هر بدی (گناه) کار نیک انجام بده تا پاکش کند، و با مردم به خوبی و با اخلاق زیبا رفتار کن» [به روایت احمد و ترمذی و غیره].

توبه‌کردن از کار ناشایست مشروع و مقبول است. از این‌رو برای بنده مشروع است بعد از ادای هر عبادتی استغفار کند طوری که در مورد نماز و حج و غیره ذکر شده که شاید بنده در احسان‌کردن در عبادت مرتکب کوتاهی شود، پس استغفارکردن و ادای عبادات نافله تقصیرات بنده را جبران می‌کند.

احسان عالی‌ترین مرتبۀ دین است، و محسنان در آن بر یکدیگر برتری دارند ولی صِدّیقان مرتبه‌شان از همه والاتر است.

برخی از صوفیان ادعا نموده‌اند که فوق مرتبۀ احسان مرتبۀ دیگری بنام مرتبۀ فنا وجود دارد، و در نزد آن‌ها فنا دارای تفسیرها و انواع گوناگونی می‌باشد، برخی از آن‌ها اگر درست تفسیر شوند مورد قبول هستند، ولی در حقیقت از مرتبۀ احسان جلو نمی‌رود، و برخی از این تفسیرها گمراهی آشکار است.

* و بدانید اگر کسی این کلمات را بیشتر شرح دهد باز هم مختصر و خلاصه است. البته خودم خلاصۀ آنچه را که در این باب دریافته‌ام و آنچه الله متعال توفیق ریشه‌یابی در مسایل این باب را برایم ارزانی فرمود، ذکر کرده‌ام.

پس طالب علم این مباحث خلاصه را طولانی نسازد، چون در یک موضع جمع‌آوری شده تا وقت و جهد وی هدر نرود و در دانستن مسایل این باب به وی کمک رساند.

و در پی هر مسأله‌ای تفاصیل، دلایل، آثار، اخبار، مثال‌ها، و حکایاتی وجود دارد که به دلیل اختصار مطلب از ذکر آن خودداری نموده‌ام، منتها آنچه به گمانم در این مقام شافی و کافی است ذکر نمودم.

- و قول شیخ محمد بن عبدالوهاب  /: و دلیل، این فرمودۀ باری‌تعالی است: ﴿۞وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰۗ [لقمان: ٢٢] «و کسی که روی خویش را تسلیم الله کند درحالی که نیکو‌کار باشد، به راستی به دست‌آویز محکمی چنگ زده است، و سرانجام (همه) کار‌ها به سوی الله است».

- و این فرمودۀ الله متعال: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ١٢٨ [النحل: ١٢٨] «همانا الله با کسانی است که تقوا پیشه کردند، و کسانی که ایشان نیکو‌کاران هستند».

- و فرمودۀ او تعالی: ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ [الطلاق: ٣] «و هرکس بر الله توکل کند، پس او تعالی برایش کافی است».

- و این فرمودۀ باری‌تعالی: ﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ٢١٧ ٱلَّذِي يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ٢١٨ وَتَقَلُّبَكَ فِي ٱلسَّٰجِدِينَ٢١٩ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٢٢٠ [الشعراء: ٢١٧-٢٢٠] «و بر اللهِ پیروزمندِ مهربان توکل کن * (همان) ذاتی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمی‌خیزی می‌بیند * و (نیز) حرکت (و نشست و برخاست) تو را میان سجده‌کنندگان (می‌بیند) * همانا او شنوای دانا است».

- و این فرمودۀ او تعالی: ﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأۡنٖ وَمَا تَتۡلُواْ مِنۡهُ مِن قُرۡءَانٖ وَلَا تَعۡمَلُونَ مِنۡ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيۡكُمۡ شُهُودًا إِذۡ تُفِيضُونَ فِيهِۚ [يونس: ٦١] «و در هیچ کار (و حالی) نباشی، و هیچ بخشی از قرآن را نمی‌خوانی، و هیچ عملی را انجام نمی‌دهید، مگر اینکه ما (حاضر و) گواه بر شما هستیم، هنگامی که درآن (عمل) وارد می‌شوید».

* این دلایلی بود از قرآن کریم برای بیان معنای احسان و فضیلت آن.

* اما این فرمودۀ الله تعالی: ﴿۞وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰۗ [لقمان: ٢٢] «و کسی که روی خویش را تسلیم الله کند درحالی که نیکو‌کار باشد، به راستی به دستگیره (دست‌آویز) محکمی چنگ زده است، و سرانجام (همه) کار‌ها به سوی الله است». الوثقی یعنی که از آن محکم‌تر نیست.

پس واضح شد که احسان بهترین عمل است، و جز با تسلیم‌شدن و روی‌گرداندن به سوی الله متعال به دست نمی‌آید؛ یعنی هدف بنده، خالص برای الله متعال بوده تابع اوامر الهی و فرمانبردار او تعالی باشد. و فرمودۀ او تعالی: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ١٢٨ [النحل: ١٢٨] در این آیه فضیلت محسنان بیان شده است که به معیت او تعالی کامیاب شده‌اند؛ این معیت موجب محبت، نصرت، تایید، هدایت و حفظ او تعالی می‌شود همچنین دیگر معانی بزرگی را که الله متعال آن را برای اهل معیت خود اختصاص داده دربرمی‌گیرد.

و فرمودۀ او تعالی: ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ [الطلاق: ٣] توکل از والاترین عبادات است، و هر محسنی که توکل را محقق سازد پس او توکل‌کننده واقعی بر الله متعال بوده زیرا باور دارد که الله متعال او را می‌بیند و از حال وی آگاه است؛ پس با این وصف احسان در وی محقق می‌شود.

و آنچه این معنا را واضح می‌سازد این فرمودۀ باری‌تعالی است: ﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ٢١٧ ٱلَّذِي يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ٢١٨ وَتَقَلُّبَكَ فِي ٱلسَّٰجِدِينَ٢١٩ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٢٢٠ [الشعراء: ٢١٧-٢٢٠] «و بر الله پیروزمند مهربان توکل کن * (همان) ذاتی‌که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمی‌خیزی می‌بیند * و (نیز) حرکت (و نشست و برخاست) تو را میان سجده‌کنندگان (می‌بیند) * همانا او شنوای دانا است».

و این فرمودۀ الله متعال: ﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأۡنٖ وَمَا تَتۡلُواْ مِنۡهُ مِن قُرۡءَانٖ وَلَا تَعۡمَلُونَ مِنۡ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيۡكُمۡ شُهُودًا إِذۡ تُفِيضُونَ فِيهِۚ [يونس: ٦١] «و در هیچ کار (و حالی) نباشی، و هیچ بخشی از قرآن را نمی‌خوانی، و هیچ عملی را انجام نمی‌دهید، مگر اینکه ما (حاضر و) گواه بر شما هستیم، هنگامی که درآن (عمل) وارد می‌شوید».

- ﴿تُفِيضُونَ فِيهِۚ یعنی در آن وارد می‌شوید.

- کسی که ایمان دارد که الله متعال بر تمامی اعمال او گواه است و حق ایمان‌داری را با احسان‌کردن در عبادت ادا کرد پس او در مرتبۀ احسان قرار دارد.

و قول شیخ محمد بن عبدالوهاب  /: دلیل از سنت حدیث مشهور جبرییل است که از عمر بن خطاب  س نقل شده که فرمود: «بَيْنَما نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، إِذْ طَلَعَ عَلَيْنَا رَجُلٌ شَدِيدُ بَيَاضِ الثِّيَابِ، شَدِيدُ سَوَادِ الشَّعَرِ، لاَ يُرَى عَلَيْهِ أَثَرُ السَّفَر، وَلاَ يَعْرِفُهُ مِنَّا أَحَدٌ، فَجَلَسَ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَسْنَدَ رُكْبَتَيْهِ إِلَى رُكْبَتَيْهِ، وَوَضَعَ كَفَّيْهِ عَلَى فَخِذَيْهِ.

فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْنِي عَنِ الإِسْلاَمِ؟

فَقَالَ: «أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، وَتُقِيمَ الصَّلاَةَ، وَتُؤْتِيَ الزّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلاً».

فَقَالَ: صَدَقْتَ، فَعَجِبْنَا لَهُ يَسْأَلُهُ وَيُصَدِّقُهُ.

قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنِ الإِيمَانِ؟

قَالَ: «أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ، وَمَلاَئِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَاليَوْمِ الآخِرِ، وَبِالقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ».

قَالَ: صَدَقْتَ.

قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنِ الإِحْسَانِ؟

قَالَ: «أَنْ تَعْبُدَ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ».

قَالَ: صَدَقْتَ.

قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنِ السَّاعَةِ؟

قاَلَ: «مَا المَسْؤُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ».

قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ أَمَارَاتِهَا؟

قَالَ: «أَنْ تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّتَهَا، وَأَنْ تَرَى الحُفَاةَ العُرَاةَ العَالَةَ رِعَاءَ الشَّاءِ يَتَطَاوَلُونَ في البُنْيَانِ».

قَالَ: فَمَضَى فَلَبِثْنَا مَلِيًّا.

فَقَالَ صَلى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يَا عُمَرُ؛ أَتَدْرِي مَنِ السَّائِلُ»؟

قُلْنَا: اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ.

قَالَ: «هذَا جبْرِيلُ أَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ أَمْرَ دِينِكُمْ»[١٩٣].

«درحالی که ما در محضر پیامبر  ج نشسته بودیم ناگهان مردی برما ظاهر شد که لباس‌هایش به شدت سفید و موهایش شدیداً سیاه بود، هیچ نشانه‌ای از آثار سفر بر او دیده نمی‌شد و کسی از ما هم او را نمی‌شناخت؛ جلو پیامبر  ج چنانکه پیامبر نشسته بود دو زانو نشست و زانوهایش را به زانوهای پیامبر  ج چسباند و دست‌هایش را بر ران‌های خویش گذاشت و گفت: «ای محمد از اسلام مرا خبر ده؟ پیامبر  ج فرمود: اسلام آن است که گواهی دهی که هیچ معبود برحقی جز الله یگانه وجود ندارد و اینکه محمد فرستاده الله است، و نماز را برپا داری و زکات بپردازی و ماه رمضان را روزه بگیری و اگر توانایی داشتی حج خانه الله کنی. جبرییل گفت: راست گفتی، ما تعجب کردیم که چگونه هم از ایشان می‌پرسد وهم تصدیق می‌کند، باز جبرییل گفت: از ایمان مرا خبر ده؟ فرمود: اینکه به الله و فرشتگان و کتاب‌ها و رسولانش و به روز قیامت و به تقدیر اعم از خیر و شر آن ایمان و باور داشته باشی، گفت: از احسان مرا خبرده؟ فرمود: اینکه الله را طوری عبادت کنی که گویا او را می‌بینی چون اگر تو او را نمی‌بینی او تعالی قطعا تو را می‌بیند، گفت: از قیامت مرا خبر ده فرمود: در این باره سؤال‌شونده از سؤال‌کننده بیشتر نمی‌داند، گفت: از نشانه‌های آن مرا خبرده، فرمود: اینکه کنیز ارباب خودش را بزاید، و اینکه ببینی چوپانان تنگدست با پای لخت و عریان در ساختمان‌ها بریکدیگر فخر می‌ورزند، راوی می‌گوید: آنگاه راهش را گرفت و رفت، ما اندکی درنگ کردیم آنگاه پیامبر  ج فرمود: ای عمر، آیا می‌دانید سؤال کننده چه کسی بود؟ گفتیم: الله و رسولش داناتر هستند. فرمود: این جبرییل بود که آمد تا امر دینتان را به شما بیاموزاند». این حدیث به نام حدیث جبرییل  ÷ نامیده می‌شود، و از بزرگ‌ترین احادیث نبوی است، و در آن مراتب دین اسلام بیان شده است، همچنین برخی از علامات قیامت، ارکان اسلام، ارکان ایمان، و معنای احسان نیز در آن ذکر شده‌اند که شرح آن گذشت، و لله الحمد.

* بیان سبب روایت‌کردن این حدیث توسط عبد الله ابن عمر  ب از پدرش گذشت.

* شرح تفصیلی این حدیث در وقت مناسب آن -إن شاءالله- در شرح چهل حدیث نووی خواهد آمد.

والله تعالى أعلم، وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين.

[١٨٧]- سنن ترمذی: ٢٦١٦ و سنن ابن ماجه: ٣٩٧٣ حكم آلبانی: صحیح.

[١٨٨]- سنن نسائی: ١٣٠٣ و سنن ابی‌داود: ١٥٢٢ و مسند احمد: ٢٢١٢٦ و ٢٢١١٩. حكم آلبانی: صحیح.

[١٨٩]- الجامع الصغير وزيادته سیوطی: ٤٠٩٣. حكم آلبانی: حسن.

[١٩٠]- سنن ابن ماجه: ٢٧٧ و مسند احمد: ٢٢٣٧٨ و ٢٢٤١٤ و ٢٢٤٣٣ و ٢٢٤٣٦. حكم آلبانی: صحیح.

[١٩١]- صحيح بخاری: ٦٤٦٧ و صحيح مسلم: ٢٨١٨.

[١٩٢]- سنن ترمذی: ١٩٨٧ و مسند احمد: ٢١٣٥٤ و ٢١٤٠٣. حكم ترمذی: حسن صحیح. و حكم آلبانی: حسن.

[١٩٣]- صحيح مسلم: ٨.