۶- باب: الأكْلِ مُتَّكِئاً
باب [۶]: طعام خوردن در حال تکیه دادن
۱۸٩۴- عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ، سقَالَ: كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ جفَقَالَ لِرَجُلٍ عِنْدَهُ: «لاَ آكُلُ وَأَنَا مُتَّكِئٌ» [رواه البخاری: ۵۳٩٩].
۱۸٩۴- از ابو جحیفهسروایت است که گفت: نزد پیامبر خدا جبودم، ایشان برای شخصی که در نزدشان بود گفتند: «من در حالی که تکیه داده باشم نان نمیخورم» [۶۳].
[۶۳] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: سبب ورود این حدیث آن است که شخصی برای پیامبر خدا جگوسفند پختۀ را هدیث داد، پیامبر خدا ججهت خوردن به دو زانو نشتند، شخص بادیه نشینی که آنجا نشسته بود گفت: این چگونه نشستنی است؟ پیامبر خدا جفرمودند: «خداوند مرا متواضع ساخته است نه جبار و متکبر»، گویا آن اعرابی توقع داشت که پیامبر خداجدر حال تکیه داده نان بخورند، و یا عادت بزرگان عرب آن بود که در حال تکیه داده نان میخورند، از این جهت آن اعرابی تعجب کرد که چرا پیامبر خدا جتکیه داده نان نمیخورند.