۶- باب: التَّعَرُّبِ فِي الْفِتْنَةِ
باب [۶]: بادیه نشینی در فتنه
۲۱٩۳- عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ س: أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى الحَجَّاجِ فَقَالَ: يَا ابْنَ الأَكْوَعِ، ارْتَدَدْتَ عَلَى عَقِبَيْكَ، تَعَرَّبْتَ؟ قَالَ: لاَ، وَلَكِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ج«أَذِنَ لِي فِي البَدْوِ» [رواه البخاری: ٧٠۸۶].
۲۱٩۳- از سلمه بن أکوعسروایت است که وی نزد حجاج رفت، [حجاج] برایش گفت: یا ابن اکوع! مگر مرتد شدی که دوباره بادیه نشینی گزیدی؟
گفت: نه خیر، ولی پیامبر خدا جبرایم در بادیه نشینی اجازه دادند [۳۳۶].
[۳۳۶] بعد از فتنۀ حَجاج، ابن اکوعساز مدینه خارج شد و در بادیه سکنی گزین گردید، حجاج خواست بهانۀ به دست بیاورد تا او را به قتل برساند، از این سبب بیرون شدن ابن اکوع را از مدینۀ منوره ردت تعبیر نمود، ولی ابن اکوعسدر جوابش گفت: پیامبر خدا جاقامت گزینی در بادیه را در وقت فتنه و فساد، برایش اجازه دادهاند.