اقوال اصحاب شدرباره این که پیروزی به تعداد نیست
در باره اسباب و انگیزههای پیروزی قول ثابت بن اقرم سخواهد آمد: ای ابوهریره، انگار تو تعداد زیادی را میبینی؟! گفتم: آری، گفت: تو در بدر با ما نبودی، ما به کثرت پیروز نمیشویم. و قول خالد سهنگامی که مردی به او گفت: رومیها چقدر زیاداند و مسلمانان چقدر اندک؟! گفت: رومیها چقدر اندکاند و مسلمانان چقدر زیاد؟! رزمندگان با مساعدت خداوند زیاد میشوند، و به یاری ندادن کم میگردند، نه به تعداد مردان. به خدا سوگند، دوست دارم که اشقر [۳۶]از سایدگی سم پایش تندرست میبود، و آنان دو چندان میشدند. و هم چنین نامه ابوبکر سبرای عمروبن عاص ساما بعد: نامه ات به من رسید، متذکر میشوی که رومیها به تعداد زیادی جمع شدهاند، ولی خداوند ما را همراه پیامبرش صنه به کثرت عدد نصرت داد و نه به کثرت سربازان، و ما در حالی با پیامبر خدا صغزا مینمودیم، که همراهمان جز دو اسب نبود، و ما شتران را به نوبت سوار میشدیم. در روز احد با پیامبر خدا صبودیم، و همراهمان جز یک اسب نبود، که آن را رسول خدا صسوار میگردید، ولی خداوند ما را بر کسی که با ما مخالفت مینمود پیروز میگردانید و کمکمان میکرد.
و آنچه ابوبکر سدر راه اندازی ارتش اسامه سانجام داد گذشت، آن هم در فرصتی که عربها بر وی از هر طرف شورش کردند، قاطبه عرب مرتد گردید و نفاق ظاهر شد، یهودیت و نصرانیت سربرآوردند و مسلمانان به سبب نبودن و از دست دادن پیامبرشان صو کمی نیروی خودی و کثرت دشمن شان، چون گوسفندان باران زده در شب سرد بودند، بنابراین به ابوبکر عرض کردند که ارتش اسامه را نگه دارد، آن گاه ابوبکر - که مصممتر و قاطعتر بود - گفت: من ارتشی را که رسول خدا صروان کرده است نگه دارم؟! در این صورت بهکار بزرگی جرأت نمودهام!! سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، این که عربها بر من حمله آورند بهتر از آن است، که ارتشی را نگه دارم که رسول خدا صآن را روان نموده است!! ای اسامه با ارتشت به همان طرفی که به آن مأمور شدهای حرکت کن، و در همان جایی که رسول خدا صبرایت در ناحیه فلسطین و بر اهل موته دستور داده است بجنگ، چون خداوند آنچه را میگذاری کفایت خواهد نمود. و همچنان قول عبداللَّه بن رواحه سدر روز مؤته که دویست هزار دشمن جمع شده بود گذشت [که گفت]: ای قوم، به خدا سوگند، آنچه را اکنون بد میپندارید، همان چیزی است که در طلب آن بیرون آمدهاید و آن: شهادت است، ما با مردم به عدد، قوت و کثرت نمیجنگیم، ما با آنها فقط به وسیله دینی میجنگیم که خداوند ما را به آن عزت بخشیده است، حرکت کنید، که جز یکی از این دو نیکی نیست: یا کامیابی یا شهادت. مردم گفتند: به خدا سوگند، ابن رواحه راست میگوید. و چه بسا قصههای اصحاب در این موضوع که در این کتاب پراکنده و نوشته شده است، و هم چنین در کتب احادیث، مغازی و سیر، که کتاب را به ذکر و تکرار آن طولانی نمیکنیم.
[۳۶] نام اسب خالد ساست.