یقین ابودرداء در مورد آنچه پیامبر صدرباره حفاظت خداوند از کسی که کلماتی را به زبان آورد گفته بود
بیهقی از الاسماء والصفات (ص۱۲۵۹) از طلق روایت نموده است، که گفت: مردی نزد ابودرداء سآمد و گفت: ای ابودرداء خانه ات سوخت، گفت: نسوخته است!! بعد از آن فرد دیگری آمد و مثل آن را گفت، پاسخ داد: نسوخته است!! بعد از آن فرد دیگری آمد و گفت: ای ابودرداء، آتش شعله ور شد تا این که به خانهات رسید و خاموش گردید، گفت: من میدانستم که خداوند ﻷآن کار را نمیکند!! گفت: ای ابودرداء نمیدانیم که کدام سخن تو شگفت آورتر است؟ گفته ات که نسوخت، یا گفته ات که: من میدانستم که خداوند آنطور نمیکند!! پاسخ داد: اینها کلماتیاند که از رسول خدا صشنیدهام، کسی که آنها را وقتی صبح نماید بگوید: تا هنگام شب مصیبتی به او نمیرسد «لا إله إلا أنت، عليك توكلت وأنت رب العرش الكريم، ما شاء اللّه كان وما لم يشأ لم يكن، لا حول ولا قوة إلا باللّه العلي العظيم أعلم أن اللّه على كل شيء قدير، وأن اللّه قد أحاط بكل شيء علماً، اللهم إني أعوذ بك من شر نفسي ومن شر كل دابة أنت آخذ بناصيتها، إن ربي على صراط مستقيم». ترجمه: «بار خدایا، تو پروردگارم هستی، معبودی جز تو نیست، بر تو توکل نمودم، و تو پروردگار عرش کریم هستی. چیزی را خدا بخواهد میباشد و چیزی را نخواهد نمیباشد، قوت و توانایی جز به مدد خداوند بلند مرتبه و بزرگ نیست. میدانم که خداوند بر همه چیز قادر است، و همه چیز در حیطه علم خداوند است. بار خدایا، من از شر نفسم و از شر هر جنبدهای که پیشانی اش در دست توست به تو پناه میبرم، و به درستی که پروردگارم بر راه راست است» [۱۲۹].
[۱۲۹] ضعیف. ابن سنی در عمل الیوم و اللیلة (۵۶) از ابودرداء و از یکی از اصحاب. سند آن ضعیف است. عراقی آن را در تخریج الاحیاء به طبرانی با سند ضعیف ارجاع داده است.