حدیث ابوهریره و طلقبن علی درباره بنای مسجد نبوی
احمد از ابوهریره سروایت نموده که: آنان خشت را برای بنای مسجد حمل مینمودند، و رسول خدا صهمراهشان بود، میگوید: در حالی با پیامبر خد ا صروبرو شدم، که خشتی را بر شکم خود گذاشته و حمل مینمود، گمان نمودم که برای وی سنگین است و باعث تکلیفش گردیده است، بنابراین گفتم: ای رسول خدا، آن را به من بده، فرمود: «ای ابوهریره تکه دیگری را بگیر، چون زندگی غیر از زندگی آخرت نیست» [۱۹۵]. هیثمی (۹/۲) میگوید: رجال آن رجال صحیحاند [۱۹۶]. و احمد و طبرانی از طلق بن علی سروایت نمودهاند که گفت: مسجد را با رسول خدا صبنا نمودم، وی میگفت: «یمامی را به گِل نزدیک کن [۱۹۷]چون او از همهتان در بهم زدن گل خوبتر است و از همهتان بازوهای محکمتر و قویتر دارد» [۱۹۸]. هیثمی (۹/۲) میگوید: این را احمد و طبرانی در الکبیر روایت نمودهاند، و رجال آن موثقاند. و نزد احمد هم چنین از وی روایت است که گفت: در حالی نزد پیامبر صآمدم، که یارانش مسجد را بنا مینمودند، میگوید: گویا که از عمل آنان خوشش نیامد، میافزاید: پس بیلچه را گرفتم و گل را با آن بهم زدم، میگوید: گویا که از بیل گرفتن و کارم خوشش آمد، بنابراین فرمود: «حنفی [۱۹۹]را در کار گل بگذارید، چون وی از شما در کار گل استوارتر است» [۲۰۰]. هیثمی (۹/۲) میگوید: در این ایوب بن عتبه آمده، و در مورد ثقه بودنش اختلاف شده است.
[۱۹۵] سند آن صحیح است. احمد (۲/ ۳۸۱) به شماره (۸۹۳۱). [۱۹۶] اگر هدف در اینجا بنای مسجد نبوی در مدینه باشد، آن هم در ابتدای کار، درست و صحیح این است که ابوهریره در آن حضور نداشته، چون وی سال هفتم هجری، به مدینه هجرت نموده است، ولی اگر هدف کارهای بعدی بالای مسجد، یا بنای مسجد دیگری بوده باشد، در آن صورت اشکالی وجود ندارد، چون در نص، برخلاف عنوان، که از طرف محققین بالای کتاب وضع شده، تصریح به چشم نمیخورد، که تاکید بر بودن مسجد نبوی نماید. واللَّه اعلم. م. [۱۹۷] پیامبر صیکی از یارانش را امر میکند، که طلق بن علی یمامی را به گل نزدیک سازد. [۱۹۸] حسن. طبرانی (۸/ ۴۰۲) ابن حبان (۱۱۲۲). [۱۹۹] نسبت بهسوی بنی حنیف است، که طلق از آنان بود. [۲۰۰] ضعیف. طبرانی (۸/ ۴۰۲) ابن عدی (۱/ ۳۴۵) در آن روایت ایوب از عتبه است که ضعیف است.