سخنان زید، حذیفه، ابن عُمرو ابن عَمرو شدرباره نماز
عبدالرزاق از زیدبن ثابت سروایت نموده، که گفت: نماز مرد در خانهاش نور است، و وقتی که انسان برای نماز میایستد، گناهانش بالای سرش آویزان میشود، و هنگامی که سجده میکند، خداوند به سبب آن گناهش را میبخشد. و عبدالرزاق از حذیفه سروایت نموده، که گفت: بنده وقتی وضو نماید، و وضویش را نیکو سازد و بعد از آن به نماز میایستد، خداوند روبروی وی میایستد و با وی راز و نیاز میکند، و از وی روی نمیگرداند، و منصرف نمیشود، تا اینکه او خودش منصرف شود یا بهسوی راست و چپ نگاه کند. و عبدالرزاق از ابن عمر سروایت نموده، که گفت: نماز نیکی است، پروا ندارم که در آن کسی همراهم شرکت نماید. این چنین در الکنز (۱۸۱/۴) آمده است. و ابن عساکر از ابن عمرو سروایت نموده، که گفت هر مسلمانی، که به زیارتی [۱۶۴]از زمین یا مسجدی که از سنگهایش آباد شده بیاید، و در آن نماز گزارد، زمین میگوید: برای خداوند در زمینش نماز گزارد، برای تو در روزی که با خدا ملاقات نمایی گواهی میدهم. و نزد عبدالرزاق از وی روایت است که گفت: در گردن آدم ÷آبله برآمد، آن گاه وی نماز به جای آورد، و آن آبله به سینهاش سرایت کرد، باز نماز دیگری گزارد، آن گاه به محل بستن ازار در قسمت کمر رسید، باز نماز دیگری بر جای آورد آن گاه به قوزک پا رسید، بعد از آن نماز دیگری گذارد و آن آبله به انگشت ابهام رسید باز نماز دیگری خواند و آن آبله از بین رفت. این چنین در الکنز (۱۸۱/۴) آمده است.
[۱۶۴] ممکن است «زیاره» تصحیفی باشد از «رباوه» که جای بلند و مرتفع زمین را افاده میکند.