حیات صحابه – جلد پنجم

فهرست کتاب

دعاهای عبداللَّه بن عمر ب

دعاهای عبداللَّه بن عمر ب

ابونعیم در الحلیه (۳۰۸/۱) از نافع از ابن عمر بروایت نموده، که وی بر صفا دعا می‏نمود: «اللَّهُمَّ اعْصِمْنَا بِدِينِكَ وَطَوَاعِيَتِكَ وَطَوَاعِيَةِ رَسُولِكِ. اللهم جنبني حدودك. اللهم اجعلني مـمن يحبك، ويحب ملائكتك، ويحب رسلك، ويحب عبادك الصالحين. اللهم حببني اليك والى ملائكتك والى رسلك والى عبادك الصالحين. اللهم يسرني لليسرى، وجنبني العسرى، واغفر لي في الاخرة والاولى، واجعلني من ائمة الـمتقين. اللهم إنك قلت: ﴿ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ وانك لا تخلف الـميعاد. اللهم اذ هديتني للاسلام فلا تنزعني منه ولا تنزعه مني حتى تقبضني وانا عليه». ترجمه: «بار خدایا،مرا بر دینت، طاعتت و طاعت رسولت نگه دار. بار خدایا، مرا از حدودت باز دار. بار خدایا مرا از کسانی بگردان که دوستت می‏دارند، ملائکت را دوست می‏دارند، رسولانت را دوست می‏دارند و بندگان صالحت را دوست می‏دارند. بار خدایا، مرا نزد خودت، ملائکت، رسولانت و بندگان صالحت محبوب گردان. بار خدایا، مرا برای آسانی آماده و آسان گردان، و از سختی و مشکل بازم دار، و برایم در آخرت و دنیا ببخشای، و مرا از امامان متقی بگردان. بار خدایا، تو گفته ای: «دعایم کنید، برای‌تان قبولش می‏کنم» و تو وعده‏ات را خلاف نمی‏کنی. بار خدایا وقتی مرا به اسلام هدایت نمودی، دیگر مرا از آن بیرون مکن و آن را از من بیرون مکن، تا در حالی قبضم نمایی که من بر آن باشم». وی به این دعا، و دعای طویل دیگری که داشت بر صفا و مروه، و در عرفه و جمع [۹۷۱]و بین دو جمره [۹۷۲]و در طواف دعا می‏نمود.

و ابونعیم در الحلیه (۳۰۴/۱) از عبداللَّه بن سیره روایت نموده، که گفت: ابن عمربوقتی صبح می‏نمود می‏گفت: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَعْظَمِ عِبَادِكَ نَصِيبًا فِي كُلِّ خَيْرٍ تَقْسِمُهُ الْغَدَاةَ، وَنُورًا تَهْدِي، وَرَحْمَةً تَنْشُرُهَا، وَرِزْقًا تَبْسُطُهُ، وَضُرًّا تَكْشِفُهُ، وَلاء تَرْفَعُهُ، وَفِتْنَةً تَصْرِفُهَا». ترجمه: «بار خدایا، مرا بزرگ‌ترین بهره‏مند از میان بندگانت در هر خیری که این بامداد تقسیم می‏کنی، و هم چنان بزرگترین بهره‏مند از نوری که به آن هدایت می‏نمایی، رحمتی که پراکنده و منتشر می‏سازی، رزقی که پهن می‏گردانی، ضرری که دور می‏سازی، بلایی که بلندش می‏نمایی و فتنه‏ای که بر می‏گردانی بگردان» [۹۷۳]. طبرانی این را ازوی به مثل آن روایت نموده است.هیثمی (۱۸۴/۱۰) می‏گوید: رجال آن رجال صحیح‌اند.

[۹۷۱] یعنی مزدلفه. [۹۷۲] یعنی در منی. [۹۷۳] صحیح. طبرانی در الکبیر (۱۲/ ۲۶۸) نگا: المجمع (۱۰/ ۱۸۴).