دعاهای عبداللَّه بن عمر ب
ابونعیم در الحلیه (۳۰۸/۱) از نافع از ابن عمر بروایت نموده، که وی بر صفا دعا مینمود: «اللَّهُمَّ اعْصِمْنَا بِدِينِكَ وَطَوَاعِيَتِكَ وَطَوَاعِيَةِ رَسُولِكِ. اللهم جنبني حدودك. اللهم اجعلني مـمن يحبك، ويحب ملائكتك، ويحب رسلك، ويحب عبادك الصالحين. اللهم حببني اليك والى ملائكتك والى رسلك والى عبادك الصالحين. اللهم يسرني لليسرى، وجنبني العسرى، واغفر لي في الاخرة والاولى، واجعلني من ائمة الـمتقين. اللهم إنك قلت: ﴿ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ﴾ وانك لا تخلف الـميعاد. اللهم اذ هديتني للاسلام فلا تنزعني منه ولا تنزعه مني حتى تقبضني وانا عليه». ترجمه: «بار خدایا،مرا بر دینت، طاعتت و طاعت رسولت نگه دار. بار خدایا، مرا از حدودت باز دار. بار خدایا مرا از کسانی بگردان که دوستت میدارند، ملائکت را دوست میدارند، رسولانت را دوست میدارند و بندگان صالحت را دوست میدارند. بار خدایا، مرا نزد خودت، ملائکت، رسولانت و بندگان صالحت محبوب گردان. بار خدایا، مرا برای آسانی آماده و آسان گردان، و از سختی و مشکل بازم دار، و برایم در آخرت و دنیا ببخشای، و مرا از امامان متقی بگردان. بار خدایا، تو گفته ای: «دعایم کنید، برایتان قبولش میکنم» و تو وعدهات را خلاف نمیکنی. بار خدایا وقتی مرا به اسلام هدایت نمودی، دیگر مرا از آن بیرون مکن و آن را از من بیرون مکن، تا در حالی قبضم نمایی که من بر آن باشم». وی به این دعا، و دعای طویل دیگری که داشت بر صفا و مروه، و در عرفه و جمع [۹۷۱]و بین دو جمره [۹۷۲]و در طواف دعا مینمود.
و ابونعیم در الحلیه (۳۰۴/۱) از عبداللَّه بن سیره روایت نموده، که گفت: ابن عمربوقتی صبح مینمود میگفت: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَعْظَمِ عِبَادِكَ نَصِيبًا فِي كُلِّ خَيْرٍ تَقْسِمُهُ الْغَدَاةَ، وَنُورًا تَهْدِي، وَرَحْمَةً تَنْشُرُهَا، وَرِزْقًا تَبْسُطُهُ، وَضُرًّا تَكْشِفُهُ، وَلاء تَرْفَعُهُ، وَفِتْنَةً تَصْرِفُهَا». ترجمه: «بار خدایا، مرا بزرگترین بهرهمند از میان بندگانت در هر خیری که این بامداد تقسیم میکنی، و هم چنان بزرگترین بهرهمند از نوری که به آن هدایت مینمایی، رحمتی که پراکنده و منتشر میسازی، رزقی که پهن میگردانی، ضرری که دور میسازی، بلایی که بلندش مینمایی و فتنهای که بر میگردانی بگردان» [۹۷۳]. طبرانی این را ازوی به مثل آن روایت نموده است.هیثمی (۱۸۴/۱۰) میگوید: رجال آن رجال صحیحاند.
[۹۷۱] یعنی مزدلفه. [۹۷۲] یعنی در منی. [۹۷۳] صحیح. طبرانی در الکبیر (۱۲/ ۲۶۸) نگا: المجمع (۱۰/ ۱۸۴).