سوار شدن حسن و حسین ببر پشت پیامبر صدر نماز و دراز نمودن سجده به این خاطر
بزار از ابوسعید سروایت نموده، که گفت: حسن سدر حالی نزد پیامبر خدا صآمد که وی در سجده بود، و بر پشتش سوار گردید، پیامبر خدا صاو را با دست خود محکم گرفت و ایستاد، و باز رکوع نمود و حسن بر پشتش ایستاد، هنگامی که برخاست وی را رها نمود و او رفت [۷۹۸]. هیثمی (۱۷۵/۹) میگوید: این را بزار روایت نموده و در اسناد آن اختلاف است.
و نزد طبرانی از زبیر سروایت است که گفت: رسول خدا صرا در سجده دیدم، در این اثنا حسن بن علی بآمد و بر پشت وی سوار شد، و پیامبر صوی را تا اینکه خودش پایین نشد پایین ننمود، و پیامبر صپاهای خود را برای وی گشاده مینمود، و او از یک طرف داخل میشد و از طرف دیگر بیرون میگردید [۷۹۹]. هیثمی (۱۷۵/۹) گفته است: در این حال علی بن عابس آمده، و ضعیف میباشد. و نزد بزار از بهی روایت است که گفت: به عبداللَّه بن زبیر بگفتم: مرا از شبیهترین مردم به پیامبر خدا صخبر بده، گفت: حسن بن علی بشبیهترین مردم به پیامبر خدا صو محبوبترین آنها نزد وی بود، وی میآمد و پیامبر صدر سجده میبود، و بر پشت وی سوار میشد، و پیامبر صتا پاین نیاوردن وی بر نمیخاست، ومی آمد و در زیر شکم وی داخل میشد، و پیامبر صپاهای خود را به او گشاده مینمود تا بیرون شود [۸۰۰]. هیثمی (۱۷۶/۹) میگوید: در این علی بن عابس آمده، و ضعیف میباشد.
و در نزد ابویعلی از عبداللَّه بن مسعود سروایت است که گفت: رسول خدا صنماز میخواند، و وقتی که به سجده میرفت، حسن و حسین ببر پشت وی میپریدند، و وقتی میخواستند آنها را منع نمایند، بهسوی آنها اشاره مینمود که آن دو را بگذارید، و هنگامی که نماز را تمام مینمود آنها را بر زانوی خود گذاشته میگرفت: «کسی که مرا دوست دارد، باید این دو را دوست داشته باشد» [۸۰۱]. هیثمی (۱۷۹/۹) میگوید: این را ابویعلی و بزار روایت نمودهاند، و بزار گفته است: وقتی که نماز را تمام مینمود، آنها را در آغوش خود میگرفت. و طبرانی این را به اختصار روایت نموده، و رجال ابویعلی ثقهاند، و در بعضیشان اختلاف است.
و نزد ابویعلی از انس سروایت است که گفت: پیامبر خدا صسجده مینمود، و حسن یا حسین بمیآمد [۸۰۲]و بر پشت وی سوار میشد و او سجده را طولانی مینمود، گفته میشد: ای نبی خدا، سجده را طولانی نمودی؟ میگفت: «پسرم مرا سوار شده بود و نپسندیدم که او را به عجله دور کنم» [۸۰۳]. هیثمی (۱۸۱/۹) میگوید: در این محمدبن ذکوان آمده، وی را ابن حبان ثقه دانسته، و غیر وی ضعیفش دانستهاند، و بقیه رجال آن رجال صحیحاند.
[۷۹۸] ضعیف. بزار (۲۶۳۸) نگا: المجمع (۹/ ۱۷۵). [۷۹۹] ضعیف. چنانکه هیثمی (۹/ ۱۷۵) می¬گوید. [۸۰۰] ضعیف. بزار (۲۶۳۷) در سند آن علی بن عابس ضعیف است. نگا: المجمع (۹/ ۱۷۶). [۸۰۱] حسن. ابویعلی (۵۰۱۷، ۵۳۶۸). [۸۰۲] شاید درست همینطور باشد، و در اصل حسن حسین آمده است. [۸۰۳] حسن لغیره. ابویعلی (۳۴۲۸) در سند آن محمد بن ذکوان ضعیف است اما حدیث قبل و بعد شاهد آن است. نگا: المطالب العالیة (۳۹۹۸).