حیات صحابه – جلد چهارم

فهرست کتاب

قول ابوبرزه اسلمى درباره قتال مروان و ابن زبیر و قراء

قول ابوبرزه اسلمى درباره قتال مروان و ابن زبیر و قراء

بیهقی [۴۸۵]از ابوالمنهال روایت نموده، که گفت: زمانی که ابن زیاد [۴۸۶]اخراج شد، مروان د رشام برخاست، و ابن زبیر در مکه قیام نمود، و آنانی که قراء گفته می‏شدند در بصره قیام نمودند. می‏گوید: پدرم خیلی ناراحت و غمگین شد، و گفت: پدر برایت نباشد به‌سوی این مرد از یاران رسول خدا صحرکت کن، به‌سوی ابوبرزه اسلمی س.

می‏افزاید: آن گاه با وی حرکت کردم و به منزلش وارد گردیدیم، و او در سایه‏ای که از نی داشت در روز خیلی گرم نشسته بود. نزدش نشستیم، و پدرم از وی جویای سخن شد و گفت: ای ابوبرزه آیا نمی‏بینی؟ آیا نمی‏بینی؟ می‏گوید: اولین چیزی که وی به آن صحبت نمود، این بود که گفت: من در اینکه، بر همه قبایل قریش خشمناک هستم نزد خداوند امید ثواب دارم، شما گروه عربها، در جاهلیت‌تان در قلت و ذلت و گمراهیی قرار داشتید، که خودتان می‏دانید، و خداوند شما را توسط اسلام و محمد صبلند نمود، تا اینکه شما را به جایی رسانید که می‏بینید، و حالا این دنیاست که در میان‌تان فساد ایجاد نموده است. کسی که در شام است - یعنی مروان - ، به خدا سوگند، جز برای دنیا نمی‏جنگد، و آن کس که در مکه است به خدا سوگند، جز برای دنیا نمی‏جنگد، و این هایی که در اطراف شما هستند، و آنان را قاریان می‏خوانید، به خدا سوگند، جز برای دنیا نمی‏جنگند، می‏افزاید: هنگامی که هیچکس را نگذاشت، پدرم به او گفت: پس به ما چه دستور می‏دهی؟ پاسخ داد: من امروز بهترین مردمان را همان گروه چسبیده بر زمین - و به دست خود اشاره نمود - و شکم خالی از اموال مردم و پشت سبک از خون‏های آنان را می‏بینم [۴۸۷].

[۴۸۵] ۱۹۳/۸. [۴۸۶] وی عبیداللَّه فرزند زیاد فرزند پدرش می‏باشد، و اهل بصره او را پس از وفات یزید اخراج نمودند. [۴۸۷] این را بخاری، اسماعیلی و یعقوب بن سفیان در تاریخ خود از ابوالمنهال به مانند آن، چنانکه در فتح الباری (۵۷/۱۳) آمده، روایت نموده‏اند.