منهدم ساختن گنبد بلندى به خاطر کراهیت پیامبر صنسبت به آن
ابوداود از انس سروایت نموده که: روزی پیامبر خدا صدر حالی که ما همراهش بودیم بیرون شد و گنبد بلندی را دید [۲۱۸]و گفت: این چیست؟ یارانش به وی گفتند: این از فلان - مردی از انصار - است، میگوید: پیامبر صسکوت نمود، و آن را در نفس خود نگه داشت، تا اینکه صاحب آن نزد رسول خدا صآمد، و در میان مردم به وی سلام داد، ولی پیامبر صاز او روی گردانید، و این را چندین مرتبه تکرار نمود، تا اینکه آن مرد خشم و اعراض پیامبر صرا نسبت به خود دانست، و از این بابت به اصحاب وی شکایت برد و گفت: من پیامبر خدا صرا دگرگون و متغیر میبینم، گفتند: وی بیرون آمد، و گنبد تو را دید. میگوید: آنگاه آن مرد به طرف گنبد خود برگشت و آن را منهدم ساخت، و با زمین هموارش نمود. رسول خدا صروزی بیرون شد و آن را ندید و پرسید: «گنبد را چه شده است؟» گفتند: صاحب وی از اعراض تو نسبت به خودش به ما شکایت کرد، و ما او را از قضیه آگاه کردیم، بنابراین او آن را منهدم ساخت. آن گاه پیامبر صفرمود: «هر بنایی بر صاحبش وبال است، مگر بنایی که ضروری و لازم است» - یعنی جز آنچه که از آن گزیری نیست [۲۱۹]-. و ابن ماجه این را مختصراً روایت نموده، و در روایت وی آمده است: پیامبر صبعدها از آنجا گذشت، و آن را ندید، و از آن پرسید، آن گاه به او خبر داده شد، که وی وقتی قضیه را شنید آن را منهدم نمود، آن گاه فرمود: «خدا رحمتش کند، خدا رحمتش کند» [۲۲۰].
[۲۱۸] بنایی که سقف آن گرد و برآمده باشد. م. [۲۱۹] یعنی جز آنچه که انسان را از سردی و گرمی و درندگان و مانند آن نگه میدارد. به نقل از المنذری. [۲۲۰] ضعیف. ابوداوود (۵۲۳۷) ابن ماجه (۴۱۶۱) که در سند آن ابوسلمهی اسدی مقبول است. آلبانی آن را در ضعیف ابوداوود و الضعیفة (۱۷۶) ضعیف دانسته است. نگا: التقریب (۲/ ۴۴۰).