چند همسری دارای قیودی است
اجرای بد قوانین و عدم رعایت تعالیم اسلامی، بهانهای و دلیلی شده است، برای کسانی که میخواهند، چند همسری را بقیودی مقید سازند و تنها و قتی به کسی اجازه بدهند تا با بیش از یک زن ازدواجکند، که قاضی دادگاه یا مقامات مربوط بدینکار، احوال و اوضاع و میزان قدرت مالی او را بررسیکرده و از آن اطمینان حاصل نماید و آنوقت اجازه ازدواج را صادر نمایند. زیرا زندگی خانوادگی هزینههای کمرشکنی را ایجاب میکند، پس هرگاه با تعداد زوجات تعداد افراد خانواده فزونی یابد، مرد رئیس خانواردرتهیه هزینه زندگی دچاراشکال میگردد و بخوبی از عهده هزینه سنگین زندگی برنمیآید و نمیتواند افراد خانواده خود را بگونهای تربیتکند، که افراد صالح و شایسته باشند و بنوبه خود از عهده تکالیف سنگین زندگی و عواقب آن برآیند. پس اینکار سبب میگردد، که جهل و نادانی و بیکاری افزایش یابد و عده فراوانی از افراد ملت منحرف گردند و بصورت میکرب فساد جامعه پرورش یابند و فساد در جامعه ریشه دواند. بعلاوه اینروزهاکسی با بیش ازیک زن ازدواج نمیکند، مگربرای شهوترانی یا طمع مالی پس فلسفه تعدد زوجات و چند همسری مورد توجه او نبوده و بدنبال هدف مصلحتی آن نیست. و چه بسا پیش میآیدکه پس ازازدواج بعدی بحقوق اولیه زن او تجاوز میکند و فرزندانش را از آن زن، دچار زیان و خسران مینماید و آنها را از میراث محروم میسازد آنوقت است که آتشکینه و دشمنی در میان برادران و خواهران متولد شده از هووها مشتعل میگردد و این آتش بکانون خانوادهها سرایت میکند و دشمنی نیرو میگیرد و هرزنی تلاش میکند که ازهووی خود انتقام بگیرد و این ملاحظات کوچک، گاهی آنچنان شدت میگیرد و بزرگ میشودکه در پارهای از موارد به قتل منجر میگردد. این بود بعضی از آثار و نتایج تعدد زوجات که سببگردیده چند همسری مقید به قیودیگردد، و ما میگوئیم: منع چیزی که خداوند مباحکرده است، چارهکار نیست، بلکه چارهکار تعلیم و تربیت صحیح و آموزش احکام دین بمردم است. خداوند خوردن و نوشیدن را بدون اینکه از حد خویش تجاوزکند، مباحکرده است و لی هرگاه انسان اسراف و زیادهرویکند و بیش از حد لازم بخورد و بیاشامد مبتلا به بیماریها و دردها میشود و اینکار مربوط به خود خوردن و نوشیدن نیست، بلکه مربوط به پرخوری و اسراف است و چاره آن منع خوردن و نوشیدن نیست، بلکه چاره آموزش مراعات آداب خوردن و پرهیز از چیزهای زیانمند است. پسکسانی که چند همسری را جایز نمیدانند و بر این رای خویش باوضاع و احوال و اقعیکسانی که امروز بیش از یک همسر دارند، استدلال میکنند، آنان مفاسد و زیانهای منع اینکار را نمیدانند، یا نسبت بدانها تجاهل میکنند. زیرا براستی زیان تعدد زوجات و چند همسری، خیلیکمتر است از زیان منع چند همسری، پس و اجب است با انجام چیزی که ضررشکمتر است، از چیزی که ضررش بیشتر است، بپرهیزیم و قاضی را بحال خود بگذاریم تا درکاری که امکان ضبط آن نیست، دخالت نکند، زیرا آنچنان مقیاس و معیارهای صحیح و درستی در دست نیست، که قاضی بوسیله آنها شرایط و اوضاع و احوال زندگی مردم را تشخیص دهد و حکم اجازه همسر دومی را صادرکند، و گاهی زیانش بیش از نفع آن میباشد. براستی مسلمانان از آغاز تا بامروز ازدواج با بیش از یک زن را جایز دانسته و بدان عملکردهاند و کسی را سراغ نداریم که در صدد منع چند همسری برآمده باشد یا آن را بصورت پیشنهادی مقیدکرده باشد.
پس شایسته است که ما نیزهمچون آنان بدان راضی باشیم و دایره را برخویش تنگ نسازیم و شایسته نیست دایرهگسترده رحمت خدا را برخود، تنگکنیم و مزایا و فضایل و برتریهای قانونگذاریی که دشمنان بدان گواهی دادهاند، تا چه رسد بدوستان،کاهش دهیم و آن را ناقصکنیم.