فقه السنه

فهرست کتاب

و اجب است پیش از ازدواج از زن‌ کسب اجازه ‌شود

و اجب است پیش از ازدواج از زن‌ کسب اجازه ‌شود

هر اندازه درباره و لایت زن در ازدواج اختلاف وجود داشته باشد، و اجب است که و لی اززن اجازه بگیرد و پیش ازعقد، از رضایت او آگاه باشد، چون ازدواج یک معاشرت دائمی و شرکتی است بین زن و مرد، مادام که زن رضایت نداشته باشد اتفاق و مهر و محبت و انسجام آنان دوام نخواهد داشت‌، لذا شریعت اسلام کراه و اجبار زن را بر ازدواج و رضایت بکسی‌ که بدان رغبتی ندارد، منع‌ کرده است خواه زن بیوه باشد یا دوشیزه‌، و عقد نکاح پیش ازکسب اجازه از وی صحیح نیست و زن می‌تواند فسخ نکاح را مطالبه‌کند و رای و لی مستبد را بهم بزند.

۱- ‌از ابن عباس روایت شده است که پیامبرصگفت‌: «الثیب أحق بنفسها من ولیها. والبكر تستأذن فی نفسها وإذنها صماتها»«‌زن بیوه درباره خویش استحقاق بیشتری دارد و بدون رضایت او و لی نمی‌تواند او را نکاح‌کند و از دوشیزه باید کسب اجازه شود، اگر سکوت‌ کرد دلیل بر رضایت او است‌». جز بخاری همه آن را روایت‌کرده‌اند، در روایتی از احمد و مسلم و ابوداود و نسائی آمده است ‌که‌: «والبكر یستأمرها أبوها»«پیش از اینکه پدر دخترش را نکاح‌کند از او اجازه می‌طلبد».

۲- ابوهریره‌ گوید: پیامبرصگفت‌: «لا تنكح الایم حتى تستأمر، ولا البكر حتى تستأذن.قالوا: یا رسول الله: كیف إذنها؟ قال: أن تسكت»«‌زن بیوه را عقد نکاح نمی‌بندند تا این که از او اجازه ‌گرفته شود، دوشیزه را نیز پیش از کسب اجازه عقد نمی‌کنند، سوال شد، اجازه او چگونه است‌،‌گفت‌: سکوت او به منزله اجازه و رضایت است»‌.

۳- حسناء دخت خدام‌ گوید: که پدرش او را که بیوه بود، به عقد نکاح‌کسی درآورده بود و او به نزد پیامبرصرفت‌ که پیامبرصنکاح او را نپذیرفت‌. جز مسلم همه آن را ذکر کرده‌اند.

۴- ابن عباس‌گوید: دوشیزه‌ای به نزد پیامبرصآمد و گفت‌: که پدرش او را به عقد کسی درآوده است و او ناخشنود است‌، پیامبرصبه وی اختیار داد، که آن را بپذیرد یا رد کند‌. بروایت احمد و ابوداود و ابن ماجه و دارقطنی‌.

۵- ‌از عبدالله پسر بریده و از پدرش روایت است که‌گفت‌: دختر جوانی به نزد پیامبرصآمد و گفت‌: پدرم مرا بعقد نکاح پسر برادرش درآورده است‌، تا بدین‌وسیله خست را از خویش دورکند و شان خود را بالا ببرد. پیامبرصنکاح را بدو و اگذار کردکه اختیار پذیرفتن یا رد آن را داشته باشد. آن دختر گفت‌: من‌کاری را که پدرم کرده است‌، قبول می‌کنم و لیکن خواستم‌، بزنان بفهمانم که پدران حق نکاح دختران را بدون اجازه آنان ندارند. بروایت ابن ماجه رجال راوی این حدیث رجال حدیث صحیح است.